تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: حرکت به جلو سوال 49قدمهای جهانی
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
49 درک من از قدم دو چیست ؟
برای من بیشترین پیام قدم دو امید بود .امید به ادامه مسیر .امید به وجود داشتن نیروی برتر .امید به برگشت سلامت عقل و امید به باورهای جدیدی که برای خودم است . امید به درست بودن هدف .امید به کمک گرفتن .و............................
من در انتهای قدم یک به عجز نمی دانم و نمی توانم رسیدم و در انتهای قدم دوم به این باور رسیدم که یکی هست که هم می داند و هم می تواند .
درد هایی که به من می رسد بیشتر از توان و تحمل من نیست .
دیگر تنها نیستم و از طریق راهنما ، دوستان ، رادیو ، مجله و ......پیام بهبودی را می گیرم .
دریچه افکارم را باز کنم تا قادر به دریافت پیام نیروی برتر باشم .
من به نداشتن سلامت عقل آگاه شدم .
من به تنهایی قادر به رسیدن به منزل مقصود نیستم
من به مرور ایمان می آورم و این یک فرایند است.
بعد از قدم اول برداشتم یک سوال مهم برام به وجود امد که این بود :
خب داریوش تو در مقابل افکارت عاجزی حالا باید چه کنی؟
قدم دوم این پرسش رو پسخ دا و گفت که تو تنها نیستی اما درک من این هست که به من بی رحمانه ثابت میکنه که من خیلی کمتر از اون چیزی که فکر میکردم میدونم و اضافه بر اون دیگران تو خیلی از مسایل و مشکلات زندگی بهتر از من فکر میکنند. درک کردم میتونم از دیگران بپرسم و موفق باشم.اعتماد رو فهمیدم که چگونه اتفاق میفته
من در قدم دوم فهمیدم که دیگه تنها نیستم
سلام
من در قدم دوم متوجه یک فراین به باور رسیدن شدم متوجه شدم که دیگر نمیدانم و نمیفهمم.و هر بلایی سرم
امد نتیجه فکر بکر و احمقانه خودم بود
امروز با کار کرد قدم دوم میخاهم از خودمحوری به خدا محوری برسم
ویکی از نشانه های سلامت مشورت کردن با اهل فن است[/size]
-عنوان هرقدم چکیده ومحتوی آن قدم است کارکردقدم2درک مراازقدم1بیشترکردتابتوانم درتصمیم گیری وسپردن درقدم3موفقترعمل کنم. فرآیندایمان آوری برای من به مرور وبه آهستگی باکارکردقدم2شروع شدوکمک کردتادریچه افکارم بازشودتابتوانم ازکمکهای خداوندودیگران استفاده کنم واززاویه زیباتری به زندگی نگاه کنم حرف گوش کن شدم ودست ازاحساس دانایی وتوانایی برداشتم وآگاهی نسبی درموردنیروی برترپیداکردم پذیرفتم که عاجز وناتوانم وبه این باوررسیدم که سلامت عقلم رابواسطه مصرف موادمخدروبیماری اعتیادازدست داده ام وروی افکارورفتارم تعادل ندارم ومرتب درحال افراط وتفریطم قدم2بمن یاددادکه احساساتم راچه خوب وچه بدنمیتوانم تغییردهم امامیتونم درلحظه شناساییش کنم وافکار ورفتارم راتغییردهم وحالا آماده پذیرش کمکهای نیروی برترم هستم ومیدانم که باکمک او باورهای جدیدبرایم قابل هضم ترخواهد شد:
درک من اینه من به خودم که باشه نمی تونم زندگیمو اداره کنم مثله یه کشتی بدون نا خدا
وبه این درک رسیدم که باید حتمی یه نا خدایی باشه که من بتونم درست در مسیر زندگی حرکت کنم
لینک مرجع