تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 6
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
6.چرا بر خلاف تمام قول وقرارهاودلایل خوبی که برای درحالت ترک باقی ماندن وجود دارداین فکر احمقانه همه دلایل خوب را کنار می زند.؟

هرگاه که ما ازنظراحساسی وعاطفی در بند نامتعا دلی خود را می دیدیم برای سرپوش گذاشتن برروی آن احساسات. فکر احمقانه ما مصرف مواد مخدررا برای ما تجویز می کرد واین بدلیل فراموشکاری ما بودکه روزهای گذشته چه دردها یی کشیده بودیم واین مواقع سیستم انکار که قسمت مهم ومرموز بیماری ما می باشد شروع به دلیل ترا شی میکند وتمام حقایق وشرایط موجودرا درما تجزیه وتحلیل می کند وما را به سمت سوی مصر ف سوق می دهد
بدلیل فراموشکاری - نداشتن صبر و اینکه من چیزهای خوب را یکجا و فوری میخواهم باعث میشود تمام اتفاقات خوبی را که در پاکی ام روی داده از یاد ببرم و یا از روی ناامیدی و یا از روی لجبازی با خود و یا اینکه دچار احساس خلا میشوم و فکر میکنم که با مصرف مواد میتوانم خود را از این شرایط رها کنم در صورتیکه نه تنها چیزی درست نمیشود بلکه خرابتر هم میشود
بعضی اوقات فکر میکنم اینبار با دفعات قبل فرق دارد و انتظار نتیجه متفاوتی از یک رفتار تکراری باعث میشود دوباره و چند باره یک چیز را تجربه کنم. احساس تفاوت با دیگران- فراموشکاری - ناامیدی- در گذشته و اینده زندگی کردن- از شرایط خود ناراضی بودن- خودم را با دیگران مقایسه کردن- باعث میشود تمام دلایل خوبی راکه در پاک ماندن دیده ام را فراموش کنم
حالا که در برنامه قرار گرفته ام واگاهی که در قدمها پیدا کردم فهمیدم من گرفتار بیماری اعتیاد هستم که یکی از شاخه های ان فراموشی است درگذشته برای قطع مصرف اقدامات زیادی کردم وقول و قرارهای زیادی با خودم خانواده ام وخداوند میبستم وقطع مصرف میکردم بااینکه دلایل خوبی هم برای در ترک باقی ماندم داشتم مثلا همسرم خیلی به من اهمیت میداد خانواده اش خیلی تاییدم میکردم ولی چون من ان زمان اطلاعاتی در مورد بیماریم نداشتم وهمیشه به عشق اینکه دوباره مصرف کنم وچه حالی میدهد تمام قول و قرارها و دلایل خوب را فراموش کرده وا با این فکر احمقانه که یه کم میکشم وکنترلی مصرف میکنم دوباره شروع میکردم.(سال هشتاده یک سر سفره هفت سین یک دستم و روی سر همسرم و یک دستم و روی قران کذاشتم وقسم خوردم که دیگه مصرف نمکینم ولی بعداز دوساعت رفتم خانه یکی از دوستام و شروع کردم من عاجز بودم وبه تنهای قادر نبودم ولی امروز در کنار شما وخداوند وجلسات توانمند شدم و چندین سال که پاکم و با سرویس دادن به تازه وارد وشرکت در جلسات برشاخه فراموشی اعتیادم غلبه میکنم)
چرا برخلاف تمام قول وقرارها و دلایل خوبی که برای درحالت ترک باقیماندن وجود دارد این فکر احمقانه همه دلایل خوب راکنار میزند
سلام علی جان .چند علت دارد .
1 بعد مددتی که از درد فیزیکی می گذرد فراموشی به سراقمان آمده و یادمان میرود که چرا قطع مصرف کردیم .
2 در معرز مصرف کننده قرار می گیریم و باورهای پاک ماندن را سوست می کنند .
3 رفتارهایی که با عث آزارمان میشود را ادامه میدهیم .
4 جلسه . راهنما . و قدم را جدی نمیگیریم .
5 اصول روحانی تمایل . صداقت .و روشن بینی را از دست میدهیم .
من با رعایت کردن موارد بالا تا امروز که 7 سال 10 ماه 28 روزه پاک هستم امید وارم شما هم همیشه پاک باشی .
شادباش عزیزم
با سلام
اول اینکه من از بیماری خودم اطلاعات زیادی نداشتم و این را فراموش میکردم که مشکل من در همان بار اول است. در اکثر مواقع من با فکر یکبار مصرف شروع میکردم و به خودم قول می دادم که همین یکبار را مصرف میکنم در صورتی که بهد از یکبار مصرف دیگر تصمیمم گیرنده من نبودم. موفق باشی
سبلانک
من كه هميشه خدا بد قول بودم /بعضي اوقات از روي بي عاري وگاهي اوقات از روي فراموشكاري ولي از همه مهمتر احساس متفاوت بودن احساس توانايي كردن كه اين دفعه ميتونم كنترولي بزنم تمام اينها باعث ميشه دوباره مصرف كنم ودلايل خوب را كنار بزنم.
با سلام
برای جواب دادن به این سئوال ما اول باید بدونیم قول و قرار و دلایل خوب ما در امروز که پاک هستیم چیه ؟

بعضی از دوستان دلایل خوب رو برای پاک موندن شون رو اینجوری میگن که مثلا:
-امروز دیگه اعتبارم برگشته
- زنم که قهر کرده بود برگشته سر زندگیمون
-یا مثلا امروز دیگه مشکل مالی ندارم- مشکل کار ندارم
-خانوادم منو پذیرفتن و تحویلم میگیرن
-ظاهرم خوب شده-چاق و چله شدم
- مادرم دیگه خجالت نمیکشه
- بچم خیلی خوشحاله که من سالم شدم
- و هزارن مثال دیگه

منظور این سئوال اینه که بگه شما که این همه دلیل خوب برای ادامه پاکیتون دارید،پس چرا این فکر احمقانه (وسوسه مصرف)همیشه سراغتون میاد و رهاتون نمیکنه ؟؟
و میخواد به ما بفهمونه که این دلایل بالایی به درد پاک موندن ما نمیخوره . واقعا چرا ؟؟
-------------------------------------------------------------------------

*** نکته مهم ***
*** اما نکته بسیار مهم اینه که اینها دلایل خوبی برای ما نیست و اصلا تضمین کننده ادامه پاکی ما نمیشه، اینها فقط یه انگیزه برای ترک کردن هستن و هرلحظه ممکنه این دلایل از بین برن.
بیماری ما یک بیماری روانی و درونی هستش در صورتیکه تمامی دلایل بالا همشون دلایل بیرونی هستن .ما باید دلایل درونی برای ادامه پاکیمون داشته باشیم چرا که اگه این دلایل بیرونی در هر صورتی از بین برن ما اون موقع دیگه دلیلی برای پاک موندنمون نخواهیم داشت و احتمال لغزش ما خیلی زیاد میشه.
--------------------------------------------------------------
مثلا :
اگه دلیل و انگیزه پاک موندن من برگشتن زنم به زندگیمون باشه ، تصور کنید که اگه یه روز زنم دوباره به هر علتی قهر کنه و بره یا خدای نکرده زنم فوت کنه ،من دیگه دلیلی برای مصرف نکردن مواد ندارم و دوباره بعد از یه مدت به سمت مصرف مواد میرم.
- یا مثلا:
اگه دلیل من این باشه که بخاطر این دیگه مصرف نمیکنم که پسرم خیلی خوشحاله و دیگه پیش دوستاش خجالت نمیکشه بگه که این بابای منه و .... از این حرف ها ، تصور کنید که اگه پسر من چند سال دیگه ازدواج کنه و بره،یا اصلا بره خارج از کشور یا حتی فوت کنه ،آیا اون موقع دلیل من برای ادامه پاکی ام از بین نمیره ؟؟
یا مثلا :
اگه دلیل ما خوب شدن ظاهرمون باشه ، خوب احتمال داره ما در آینده به یه بیماری مثل (بیماری معده - خونی - و ... ) دچار بشیم و ما رو دوباره لاغر کنه و از ریخت بندازه - یا بر اثر یه تصادف با ماشین ظاهر ما از زمان مصرفمون هم بدتر بشه ، آیا در اینصورت دلیل ما از بین نمیره ؟؟؟؟؟
------------------------------------------------------------------
** مهم **
اعتیاد یک بیماری درونی / روانی هست و دلایل ما هم باید درونی باشه و گرنه بر اثر یک حادثه و اتفاق ممکنه دلایل بیرونی من برای ادامه پاک موندنم از بین بره، اون موقع من چکار کنم؟؟؟
-----------------------------------------------------------------
جواب :
امروز با علمی که از کارکرد قدم یک در مورد بیماری اعتیاد بدست اوردم ، فهمیدم که من دارای بیماری اعتیاد هستم و ریشه این بیماری در فکر و روان من هستش .
امروز میدونم که در وجود همه معتادان (به دلیل مصرف مواد) چرخه اعتیاد بوجود اومده و با شناخت اون دیگه میدونم اگه به هر دلیل بیرونی من احساساتی شده و برای رهایی از این احساسات بد یا خوب فقط یکبار مواد مصرف کنم چه اتفاقی میافته تا من پس از مدت کوتاهی دوباره به آخر خط برسم (برای اطلاع بیشتر در مورد چرخه اعتیاد رجوع شود به سئوال1 قدم یک در همین سایت).
پس باید توجه داشت که یه معتاد همواره باید بتونه احساساتشو کنترل کنه ،معتادان همیشه برای کنترل احساساتشون به سمت مصرف میرن که این احساسات میتونه خوب باشه یا بد باشه. مثلا :
--من اگه بابام بمیره برای فرار از احساس غم خودم میخوام برم مواد بکشم.
--یا اگه عروسی برادرم باشه و خوشحال باشم برای تشدید این خوشحالی میخوام برم مصرف کنم.
-- یا اگه پول نداشته باشم و وضع مالیم خراب باشه ،نا امید و افسرده میشم و برای فرار از این احساس بد میرم مصرف میکنم.
-- یا برعکس اگه وضع مالی من خوب بشه ،سر مست و خوشحال شده و به خودم میگم که من که دیگه وضع پولیم خوب شده و میتونم مصرف کنم و با پولم مواد غذایی خوب و مقوی میخرم و میخورم تا تابلو نشم.
-- و هزاران مثال دیگه که میشه نوشت .

در آخر اگر دلایل من بیرونی باشه یعنی علمی و درونی نباشه احتمال این هست که با از بین رفتن این دلایل دوباره لغزش کنم ولی اگه بدونم تو وجود من چرخه اعتیاد وجود داره و این چرخه تا آخر عمر از بین نخواهد رفت،و اگه فقط یکبار مصرف کنم چرخه اعتیاد منو بصورت اتوماتیک وار به سمت نابودی میفرسته،در اون موقع هست که دیگه هیچ عامل و دلیل بیرونی ( هرگز ) نمیتونه منو مجبور به مصرف مجدد مواد کنه. و این دلیل درونی میتونه تضمین بزرگی برای پاک موندن من تا اخر عمرم باشه .

نتیجه : من باید انقدر بیماری خودمو بشناسم که هیچ دلیل و عامل بیرونی/پیرامونی من نتونه منو دوباره به سمت مصرف مواد هدایت کنه.

محمد1353




-
-
خيلي ممنون از تجربيات شما
یک شاخه بیماری ما فراموشی است و مهمتر اینکه 4 فاکتور خستگی گرسنگی تنهایی و عصبانیت را رعایت نمیکنیم.
افکار احمقانه در زمانهایی که این 4 فاکتور را رعایت نکنم به سراغ من می آید
و دیگر اینکه یکی از دلایلی که قول قرار میگذاشتم این بود که از زیر بار مسولیتها و تعهدات خود فرار کنم..... تا بعد
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع