تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 8
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
آیا هرگز به عواقب اولین بار مصرف بعد از ترک فکر کرده اید؟ (در گذشته وحال)

بعنوان معتاد نه به عواقب اولین بار مصرف بلکه به عواقب هیچ کار وحرکتی فکر نمی کردیم ما فکر کردن بلد نبودیم یعنی فکر ما بکر بود(دست نخورده)ذهن ما همیشه در خواب بود تصمیم ما یا از روی عادت بود یا تحت تاثیر دیگران قرار می گرفتیم کاری را انجام می دادیم و اگر دچار مشکل می شدیم شروع به فکر کردن می کردیم ودرد می کشیدیم.حال سوالی از خود می کنیم کدام آدم عاقلی اشتباهی را تکرار می کندو منتظر نتیجه متفا وت می باشد اما ما بارها این کار را انجام دادیم یعنی از مواد مخدر پاک شدیم وچندی نگذ شت که با یک توجیه دوباره مصرف را شروع کردیم
در گذشته قبل از اینکه با انجمن اشنا شوم خیر
ولی امروز تقریبا فکر میکنم
امروز تا حدودی اگاهی پیدا کرده ام که من بیماری دارم و با اولین بار مصرف دوباره زندگیم اشفته میشود و چه بسا دیگر زنده نباشم
امروز فکر میکنم که اگر برای اولین بار مصرف کنم همه چیز های خوب را که خداوند به من هدیه کرده از دست خواهم داد
نه فكر نكردم. من هميشه مثل آدمهايي كه تخته نرد بازي ميكنند اول تاس ميريزند بعد حركت . منه معتاد اينطوري بودم امروز هم بعضي وقتها دوست دارم يواشكي يه قرص كديين بخورم تا يه كمي سر خوش شوم .اينها نشانهاي وسوسه است. امروز اين را به مشاركت ميزارم تا ازش خلاص شوم من را دعا كنيد.
با سلام

همه ما که معتاد شدیم وقتی برای اولین بار تو زندگیشون مخواستیم مصرف کنیم از همه عواقب مواد خبر داشتیم و بطور کامل و واضح میدونستیم که آخر و عاقبت مصرف مواد اعتیاده و عملی شدن،و فکر نکنم حتی یک نفر پیدا بشه که بگه من اصلا و به هیچ عنوان نمیدونستم مواد چیه و میتونه چه بلایی به سرمون بیاره. چون همه ما یا توی خانوادمون یا فامیلامون یا همسایه هامون آدم معتاد دیده بودیم و دقیقا میدونستیم به چه کسی میگن معتاد( به آدم دزد-خلافکار-داغون-زشت و کثیف و .... ).
اما ما میگفتیم که اونا زیاده روی کردن و معتاد شدن و من که تفریحی میکشم و حواسم هست و من معتاد نمیشم.( یعنی همون احساس تفاوت.).
اوایل مصرف حال میکردیم و لذت میبردیم و میگفتیم که دیدی من هنوز معتاد نشدم و ..... اما گذشت زمان روی دیگه ای از مواد رو نشونمون داد که اون عملی شدن و اجبار به مصرف و در به دری های تهیه و مصرف بود که ما رو به هر جا که میخواست میکشوند.
جالب تر از همه این بود که با تمام بدبختی و آشفتگی ظاهری و باطنی قبول نمیکردیم که معتاد شدیم و هنوز باور داشتیم که داریم تفریحی مصرف میکنیم و هر موقع که بخواهیم میتونیم قطع مصرف کنیم ( به این افکار میگن : توهم صادقانه )یعنی صادقانه و از ته دل فکر میکردیم هنوز معتاد نشدیم. نه ؟؟
هر کسی که بهمون میگفت معتاد شدی خیلی ناراحت میشدیم و از طرف کینه به دل میگرفتیم.
-------------------------------------------------------------------------------
جواب سئوال :
در گذشته میدانستم که مصرف مواد عاقبت تلخی دارد ولی همیشه یک احساس تفاوتی به من میگفت من که معتاد نمیشم و تفریحی میکشم و حواسم هست تا عملی نشم.
اما امروز با داشتن تجربه های مصرف و ترک های شکست خورده قبلی و کارکرد قدم ها و شناخت بیماری اعتیاد میدانم که همه معتادان دارای بیماری اعتیاد هستن و در چرخه اعتیادی که توی وجودشون هست کاملا مشترک هستن و هیچ راهی برای مصرف کنترلی مواد ندارم و تا آخر عمرم در مقابل کنترلی مصرف کردن عاجزم.
پس امروز مجبورم برای بهتر زندگی کردن اولا به ادامه راه انجمن و پرهیز کامل از هر نوع مواد ، و همچنین رعایت اصول برنامه ادامه داده تا دوباره تو چنگال کثیف و بی رحم اعتیاد گرفتار نشم . این تنها راه بهبودی ماست .
(برای اطلاعات بیشتر در باره چرخه اعتیاد رجوع شود به سئوال1 قدم یک در همین سایت ).

محمد1353
Email : Mohamad.mbt53@Yahoo.Com
نه فكر نكرده بودم ووقتي ميخواستم استارت بزنم هميشه ميگفتم من ميتونم ايندفعه كنترلي بزننم و طبق معمول روز از نو روزي از نو
امروز ميدونم كه فاصله من با كسي كه در حال مصرف است فقط يه پوك است
اره فکر میکردم من میدونستم وقتی دارم مصرف میکنم چه عقبتی در انتظار ولی به علت اینکه بیماری بهم دستور میداد باور نمی کردم اشتباهاتم رو من میدیدم با این همه پولی که در اوردم خیچ پس اندازی نداشتم میدیم که اول صبح باید دنبال زهر ماری باشم من فنا شدن خودم رو یاور نمیکردم یا به قولی بیماری خودم رو نمی پذیرفتم هر کی هم بهم میگفت میگفتم شما نمی دونید من خودم بلدم چکار کنم
اره من اصلا فکر نمی کردم از بیماری دستور میگرفتم و انجام میدادم من بارها و بارها رفتم سراغ ترک کردن چون فنا شدن خودم رو میدیدم میدیدم چه بلایی داره سرم میاد اما به راهی که بیماری نشون میداد میرفتم
در گذشته جز تهیه و مصرف و لذت کاذب فکر دیگری نمیکردم....اما امروز با شناخت بیماری اعتیاد متوجه شدم که با اولین پک اولین پیک وحتی اولین قرص بیماری من دوباره عود میکند و بدن من نسبت به هر نوع ماده مخدر واکنش نشان میدهد و قسمت روانی بیماری من فعال میشود و خلا روحانی و در نهایت به خود محوری میکشاند....
( این سوال یکی از حائل های من با لغزش تا به امروز بوده است...آیا به عواقب اولین بار مصرف پس از ترک فکر کرده اید........؟)
....تا بعد
با سلام
در گذشته بعلت عدم شناخت بیماریم به ان فکر نمی کردم ولی امروز با شناختی که از بیماری اعتیاد پیدا کرده ام میدانم با اولین بار مصرف بعداز ترک اگر شانس زنده ماندن وجود داشته باشد همه ی چیزهای خوبی که به دست اورده ام از دست می دهم که مهمتر از همه عشق خداوند است و دچار خلا روحانی میشوم واین یعنی گرفتار شدن در دام اعتیاد فعال.
من به عواقب هیچ کار وحرکتی فکر نمی کردم که به عواقب اولین بار مصرف فکر کنم به نظر خودم فکرم بکر بود و همه چیز را میدونستم.ذهن من همیشه در خواب بودتصمیم گیری من یا از روی عادت بود یا تحت تاثیر دیگران قرار می گرفتم.اول کار را انجام می دادم و اگر دچار مشکل می شدم شروع به فکر کردن می کردم ودرد می کشیدیم

فردین فراری

من در گذشته فکر میکردم ولی
فکر چگونگی تهیه باکی و کجا مصرف کردن
که ان هم در نقط ای از دست من خارج شد و فقط فکر خرید و تهیه و مصرف بودم
ولی حالا با شناخت نصبی از بیماریم
حق انتخاب دارم و به اول و اخر مصرف فکر میکنم
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع