تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 9
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
در موردتوجیه (بهانه)لغزش های خود پنج مثال زنده بزنید.


موجه جلوه دادن کار اشتباه را توجیه می گویند هربار اشتباهی را انجام می دادیم بدنبال راه فراروانکار کردن حقایق دست به دامن توجیه وبهانه می شدیم .توجیه از انکار ما سرچشمه می گیرد در باری هر اشتباهی حق را به خود میدادم وخودرا حق بجانب می دانستم وهیچگاه حاضرنبودم اشکالات وخطاهاوعوارض بیماری خود رابپذیرم .امروز بجای اینکه انرژی فکری خودرا بر روی توجیه کردن بگذارم اشتباهات وخطاهای خودرا می پذیرم وبه آنها اقرار می کنم
میتوانم کنترلی مصرف کنم
الکل که مخدر نیست
من با بقیه فرق دارم ومن میتوانم
فکر میکردم که مشکل من فقط از نظر جسمی است ولی امروز فهمیده ام که بیماری من جسمی - روحی- روانی- و فکری است
انکار شاخه دیگری از بیماری ما بود و زمانی که هر چیزی را در زندگی انکار کنم برایش توجیه و بهانه خواهم آورد
1_احساس تفاوت و غرور 2_ احساس تنهایی 3_ احساس یاس و نو میدی 4_ روابط جنسی 5- جایگزین کردن 6_ احساس توانایی 7_ روابط دوستانه نا سالم
مثال زنده: همیشه بعد از لغزش میگفتم من که هنوز چیز زیادی از دست ندادم ... به خاطر بیماری همراهی که دارم ( درد مفاصل ) باید مسکن مصرف کنم و گرنه نمیتونم این دردها رو تحمل کنم ... هر کس جای من بود با این خانواده و این پدر مادر بدی که من دارم مصرف میکرد خانواده ام منو درک نمیکنن ....من فقط با مواد جدید ( شمیایی ) مشکل دارم اگه تریاک مصرف کنم به مشکلی
نمیخورم ... این اواخر میگفتم من لیاقت پاک موندن رو ندارم باید عجزهای بزرگتری برام اتفاق بیفته تا بتونم پاک بمونم..(افکارمعتادگونه)
.....تا بعد

فردین فراری

سلام
دلایل غیر واقعی در مقابل کارهای واقعی را توجیح و بهانه گویند
یعنی:
یک اتفاقی می افتد و من بخاطر ان یه کار دیگری انجام میدهم و ان را توجیح میکنم
برای اینکه زنم گفت چشمات قرمزه من میرم مصرف میکنم
بابام برام زن نگرفت میرم میزنم
ننه بزرگم مرد من اعصابم خورد میشه میرم میزنم
م...........
باسلام
وقتی با دلایل بظاهر موجه ولی غیر واقعی می خواهیم خطاهایمان را درست جلوه دهیم ان خطا واشتباه را توجیه کرده ایم.توجیه برگرفته از انکار است که شاخه ی اصلی بیماری ماست مثلا با بهانه هایی مثل کنترلی مصرف کردن- احساس تفاوت- کنترل احساسات و عواطف درهنگام بروز مشکلات مصرف دوباره ی خودرا توجیه می کنیم.
به خاطر حمل مواد مخدر در زندان بودم پس از ازادی گفتم که در زندان پاک شدم و از این به بعد کنترل شده مصرف می کنم .
رفتن در کنار دوستان مصرف کننده با این توجیح که انها میتوانند من هم میتوانم هفته ای یه بار مصرف کنم.
توجیح سوم من این بود که من نمیتوانم تا اخر عمر با همه اقوام یا دوستانم قطع رابطه کنم و هفته ای یه بار مصرف میکنم تا با انها در ارتباط باشم.
شرکت در عروسی با این توجیح که الکل ماده مخدر نیست الکل مصرف کردم اما جواب بیماری من را نداد و بعد از مدتی دوباره مواد مصرف کردم.
احساس دانایی و توانایی کردن که من میتونم کنترل کنم که اجبار به مصرف نشم اما زدن همان شد که دوباره سر خونه اول امدم.
من در برنامه لغزش نکردم
قبل از برنامه هم که به علت عدم آگاهی ترکهای نا موفق زیادی داشتم
ولی در برنامه از دیگران و کسانی که تجربه ی لغزش داشتند سؤال کردم و علت را پرسیدم کفتند:
عدم رعایت اصول برنامه
ارتباط نداشتن با راهنما و دوستان بهبودی _ ارتباط با مصرف کننده _ دوری از جلسات _ ارتباط با جنس مخالف_ مطالعه نکردن نشریات_ سخت گرفتن برنامه و جدی نگرفتن آن_ احساس توانایی و اینکه یکی از اصول را می توانم رعایت نکنم_ و ...
1-من یک بار ترک کردم خودمو توجیح کردم که الان بکش،موقعی ترک کن که دوستت کنارت باشه اون موقع راحتر میتونی ترک کنی.
2-یک بار 40 روز ترک بودم رفتم دهات،به خودم گفتم بکش اشکال نداره چون دیگه مرفین تو خونت نیست،دیگه فردا نکش
3-ترک می کردم بعد که خمار می شدم به خودم می گفتم الان تو شرایط روحی روانی خوبی نیستی موقعی ترک کن که تو شرایط خوبی باشی.
4-من تو شهری سره کار بودم وقتی میخواستم ترک کنم به خودم می گفتم بکش تا چند روز دیگه میری شهرتون اونجا جا نداری دیگه راحت ترک میکنی.

جواب راهنما:
توجیح کردن و دلیل آوردن از عوارض و علائم بیماری ما هستند چه برای مصرف و چه برای رفتارمان.
در اصل من نمی توانستم در مقابل درد های جسمی فکری و روحی مقاومت کنم و زندگی همان طور که هست نمی توانستم بپذیرم،و اینجا فکر من سریعا توجیح می کند و بهانه میاورد.
ما الان در حال بهبودی هستیم دنبال مشکل می گردیم یک حرفای میزنیم که لزومی ندارد که بگویم ومسائله درست کنیم بعدهم مشکل می چرخدمی اید سراغه خودمان و مشکل که گریبان خودمان شد شروع می کنیم به توجیح که نه اینطور نیست واونطور نیست!
از درون حالم بد است ولی می گویم چرا باید حالم بد باشد من که همه چیز دارم و این توجیح را می آورم.
هر وقت ترک میکردم با این توجیه لغزش میکردم
هوا خیلی مناسب مصرف کردن است
خانه همبازی خالی شده برم فقط این چند روز رو با اون مصرف کنم
برای انجام این کار قدرت کافی ندارم
سال تحویله, سیزده بدر , شب احیا و شب امتهان
[/color][/b][/u][/i]هر وقت ترک میکردم با این توجیه لغزش میکردم
هوا خیلی مناسب مصرف کردن است
خانه همبازی خالی شده برم فقط این چند روز رو با اون مصرف کنم
برای انجام این کار قدرت کافی ندارم
سال تحویله, سیزده بدر , شب احیا و شب امتهان
لینک مرجع