تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: جملات عاشقانه و عارفانه
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
من از قصه زندگی ام نمی ترسم

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حیوانی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
من و تو بهم عاشق نيستيم
من و تو شايد از فقر فاصله ها بهم عادت كرديم

‏_‏
امشب من تو حياط خوابيدم
تو هم بيا تو حياط
2تامون يه آسمون ببينيم
صدام كن شايد صداتو شنيدم
عشق نمی پرسه تو کی هستی ؟ عشق فقط میگه : تو ماله منی ، عشق نمی پرسه تو اهل کجایی ؟ فقط میگه : توی قلب من زندگی می کنی ، عشق نمی پرسه چه کار میکنی ؟ فقط میگه : باعث میشی قلب من به ضربان بیفته ، عشق نمی پرسه چرا دور هستی ؟ فقط میگه همیشه با منی ، عشق نمی پرسه دوستم داری ؟ فقط میگه : دوستت دارم.
تمام هستی ام را برگی کن!

بر درختی بیاویز!

خودت باد شو!

بر من بوز!

به زمینم بیانداز!

خدا که شدی و از من گذر کردی ...

خیالم راحت می شود

جای پای تو، مرا

و همه هستی مرا

تقدیس می کند!
عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در سینه جانم را می سوزاند.عطر عجیبی پراکنده بود. حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم. به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود. گویی هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس می کردم. حتم داشتم اون هم همینطوریه. حس می کردم، آسمان،زمین، و همه چیز مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود. آتشی بالاتر از زمان و جسم.
تنها چیزی درونم را آزار می داد, شرم داشتم در چشماش نگاه کنم. لیاقتش را نداشتم. از بی ابرویی،گریه ام گرفت. من کجا و آسمان کجا؟
احساس کردم اون هم گریه می کنه. سرمو بلند کردم, بی اختیار دستمو روی صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت. درکش برایم مشکل بود. این من بودم که باید گریه می کردم
کاش بودند ستاره ها، تابه من حسودی می کردند
به آنان كه عاشقند و دوست دار يار

راز عشق در تواضع است
اين صفت به هيچ وضع نشانه تظاهر نيست
بلکه نشان دهنده احساس و تفکر قوي است ـ ميان دو نفري که يکديگر را دوست دارند ـ تواضع مانند جويبار آرامي است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه ميدارد

راز عشق در احترام متقابل است
احساسات متغير اند امااحترام دو نفر ثابت ميماند
اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است
با احترام به نظريات اش گوش کن
احترام باعث ميشود که او بتواند خودش باشد

راز عشق در اينست که
به يکديگر سخت نگيريد
عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است

راز عشق درين است که
هر روز کار کني که شريک زندگي ات را خوشحال کن
نگذار که جويبار محبت از کمي باران بخشکد

راز عشق در اين است که
حقيقت اصلي عشق يعني تفکر را از ياد نبري
آيا يک رابطه دراز مدت مهمتر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست ؟

راز عشق در اين است که
رابطه تان را مانند يک باغ با محبت تزئين کنيد
بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را بکار که زيبائي ـ برويد
ضمناً فراموش مکن که باغ را بايد هرس کرد
مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود
براينکه عشق همواره با طراوت بماند بايد به آن مثل هنر خلاقانه نگاه کرد

راز عشق در خوشي مشربي است
شوخي با ديگران را فراموش نکن در ضمن مراقب شوخي ها ات باش
شوخي نا پسند نکن ـ شوخي بايد از روي حسن ونيت باشد نه نيشدار

راز عشق در اين است
که مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي و صبر کني تا خون سرد را دو باره بدست آوري
با اينکه احساس جلوه الهام است اما شخص اعصباني نمي تواند چيز ها را با وضوع درک کند
قلبت را آرام کن
تنها به اين وسيله است که مي تواني چيزها را آنگونه که هستند دريابي

راز عشق در اين است که
طرف مقابل ات را تحسين کني
هرگز با فرض اينکه خودش اين چيز ها را مي داند از تحسين غافل نشو
مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت بگويي دوستت دارم
گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ـ اما کلمات تازه و جوان خواهند ماند

راز عشق در اين است كه
که بيشتر با نگاه حرف بزني زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني مثل آن است که پنجره ها را با پرده زيبايي بيارايي و به خانه گرمي و جذابيت بخشي

راز عشق در اين است که
وقتي پيشنهادي به ذهنت ميرسد براي نياز خودت به بيان آن فکر نکني ـ بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني
اگر لازم بود حتي ماه ها صبر کن تا آماده گي شنيدن آنچه را که ميخواهي بگوئي پيدا کند

راز عشق در اين است که
هيچکدام خود را معلم ديگري ندانيد
به عبارت ديگر از اينکه ميتوانيد از يکديگر ياد بگيريد سپاسگذار باشيد

راز عشق در اين است که
در سکوت دست يکديگر را بگيريد ـ
کم کم ياد ميگيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد

راز عشق در اين است که
شريک زندگي ات را با طناب نياز مبند ـ
گياه هنگامي رشد که آزادانه از هوا ونور آفتاب استفاده کند ـ

راز عشق در اين است که
به عشق بيشتر از يکديگر احترام بگذاريد ـ
زيرا عشق هديه ازلي خداوند است ـ

راز عشق در اين است که
هنگام سوء تفاهم فقط به اين فکر نکني که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است ـ

راز عشق در اين است که
از يکديگر انتظارات بي جا نداشته باشيد
ذهنيت را بر ارزشهائي متمرکز کن که شما را به يکد يگر نزديکتر ميکند ـ
نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد
راز عشق در اين است که
حس تملک را از خود دور کني
در حقيقت هيچ کس نمي تواند مال کسي شود ـ
در عوض به راه حلي فکر کني که در آينده از بروز چنين سوء تفاهم هايي جلوگيري کني

راز عشق در اين است که
باور ها آرمان ها و اهدفتان را با يکديگر در ميان بگذاريد
عشقت را ببخش


ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور, زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.
اهداف و آرزوهایت را با توجه به آن چه که دیگران با اهمیت تصور می کنند, تعیین نکن, زیرا فقط تو می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.
با زندگی کردن در گذشته یا اینده زیستن در زمان حال را از دست نده. حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی,همه روزهای عمرت را زیسته ای.
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری , هرگز ناامید نشو.
هیچ چیز واقعا به پایان نمی رسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری از مواجه شدن با خطرات نترس, زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید شجاع باشی. با گفتن این که: یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو. سریعترین راه دریافت عشق , بخشیدن آن به دیگران است.
سریعترین راه از دست دادن آن محکم نگاه داشتن آن است.
رویا های خود را رها نکن. بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی این که هیچ هدفی نداری.
زندگی یک مسابقه نیست , بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را باید لمس کرد و چشید.
ای که طوفان در دلم انگيختی
تو مرا از نو به عشق آميختی
ای نفس هايت نسيم سبزه زار
سقف خانه پر شد از عطر بهار
ای دو چشمت رنگ دشت سوخته
آتشی در جان من افروخته
رخت عشقی بر تن عريان من
بوسه هايت نم نم باران من
گاهی از من عاشقانه ياد کن
تو به يادم بوسه ای بر باد کن
لینک مرجع