تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: از دیدگاه بیل-شیوه زندگی الکلیهای گمنام قطعات برگزیده بنیانگذار الکلیهای گمنام
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
دگر گونی شخصیت

اغلب درباره الکلیهای گمنام گفته میشود که ما فقط به مسئله الکلیسم میپردازیم.
این تعبیر درست نیست.ما برای زنده ماندن ناچاریم بر باده گساری خود غلبه کنیم.
هر کس که به واسطه داشتن ارتباط مستقیم با الکلیها آشنا باشد میداند که یک الکلی بدون آنکه دستخوش تحول ژرف شخصیتی شود هرگز قادر به ترک دائم
مشروبخواری نیست.

----------------------
گمان ما براین بود که این شرایط و مسائل زندگی است که ما را به می خوارگی سوق
میدهد.زمانی که تلاش برای بهبود شرایط و کسب رضایت کامل در زندگی با شکست مواجه شد،مشروبخواری ما هم از کنترلمان خارج شد و تسلیم الکل شدیم.هرگز به ذهنمان هم خطور نکرد که برای مواجهه با مسائل زندگی (هر چه که میخواهد باشد)
باید خودمان را تغییر دهیم.
در دستان ایزد

وقتی گذشته را مرور میکنیم به این نکته دست میابیم که در مواقعی
که خود را به دست پروردگار سپرده بودیم،هر چه که رخ داد بهتر از آن
چیزی بوده که ما خودمان ایده اش را داشتیم.

------------------------------
افسردگی ام به طور کشنده ای تشدید شد.انگار که در قعر چاهی بودم . دیگر
واپسین بقایای سر سختی غرور آفرینم تحقیر شد.به یکباره خود را در حال
فریادکشیدن یافتم: ((اگر خدایی هست،بگو خودش را نشان دهد!من برای هر اتفاقی آماده ام!))
ناگهان نور سفید درخشانی اتاق را روشن کرد.از ذهنم گذشت که در کوهستانی بودم
و در آنجا نسیمی نه از جنس هوا،بلکه نسیم شهامت می وزید و خود را انسانی
وارسته یافتم.به تدریج حالت شعف فروکش کرد.روی تخت دراز کشیدم و برای لحظاتی در عالمی دیگر سیر میکردم.دنیایی نوین از جنس وجدان.در سراسر ذهن
و وجودم حس بی نظیری از حضور،جاری بود.با خود گفتم: ((آری،این همان یزدانی
است که روحانیان از آن سخن میگویند!))

یعنی زندگی سپردن به خداوند
در مخلوقات خداوند هیج چیز بیهوده نیست با هر شکست درسی درباره خضوع فرا میگیریم که شا ید در عین دردآور بودن لازم بوده است.


-----------------



به طور معمول به کمک برهان و دلیل به آگاهی نمیرسیم به عبارت دیگر فهم دقیق ریشه در دردهایی دارد که از اشتباهات قبلی ما همراهمان بوده است پی بردن به این امر هم از طریق بخشی از تجربه گروهیمان در الکلیهای گمنام بوده است و هم از طریق تجربیات شخصی حاصل شده است.
هیچ کس نمیخواهد فکر کند که از نظر جسمی و روحی با دیگران تفاوت دارد بنابر این کوشش های بی شمار وبیهوده ما برای اثبات این ادعا که ما هم میتوانیم مانند دیگران مشروب خواری کنیم چندان تعجب آور نیست سماجت الکلی ها در این خیال باطل براستی حیرت انگیز است وبسیاری از آنها آن را تا دروازههای مرگ و جنون دنبال میکنند .بیل ویلسون
اگر پیشتر تواضع به معنای عذرخواهی اجباری بوده است اکنون معنای آن تقویت عناصریست که به ما آرامش میدهد.
سالها پیش عادت داشتم با افراد رنج کشیده ابراز همدردی کنم.اکنون دلم فقط برای کسانی میسوزد که اسیر جهالت خویش اند.همان افرادی که معنی و فایده اصلی درد را درک نمیکنند.
.........................................................................توجه و ترقی

ما برای گذران زندگی خود ناچار به رهایی از دام خشم هستیم .ترش رویی و از کوره در رفتن برای ما زیان آور است .

خشم برای الکلی ها برخلاف افراد سالم مانند زهر است .
لینک مرجع