تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: افسوس...........
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
برای رسیدن به تو تمامی خاطرات گذشته خودم را به بایگانی ذهن سپردم. اما افسوس.

افسوس که خط اصلی تقدیر من بر روی جاده های انتظار امتدادی بی انتهاست.

هنگامی که کبوتر قلبم بر روی درخت عشق آشیان ساخت به خوشبختی در کنار تو ایمان

آوردم.من کسی را میخواستم که روحی از جنس پران قو و وفاداری شقایق داشته باشد تا

بند بند وجودش را به آرامش ابدی برسانم ودر این جستجو به تو رسیده ام.

اما صد افسوس که زندگی بدون توجه به ما واگن های سرنوشت را از روی ریلش میگذراند

و هنگامی که به من رسید مسافری غریب را پیاده کرد و تو را بی آن که نشانی از من داشته

باشی با خود برد.و من چه هراسی داشتم که نکند برنگردی
سبب دوست چه ها کردم ولی افسوس

ز خانه و ز دوست جدا کردم ولی افسوس

همه دم یادش بودمو یادش همه دم بر من

ولی این یار دو رو زما برگشت ولی افسوس

کاش زمانی ز عمر بر میگشت به دوران قدیم

حیف که قافله زنجیرش همین است ولی افسوس

من که از اطراف خود بی خبرو نا اگاهم

همه دست به دشمنی ز من بستن ولی افسوس

شب ز اصرار همه درده من آگاه است

گر چه شب هم ز کار اطراف من در عجب و افسوس است

من ز دیدار همه بیزارم کاش بشود دمی بفهمد که منم

از همه افسوس دلم بر کار او در عجبم ..... ولی افسوس نمی فهمد
دلـــــــم پــرواز مـی خــواهـــد...


دلـــم با تــو پریـدن در هـــوای باز مـی خـــواهـد


دلــــم آواز می خــواهــــد


دلــــــم از تـو ســـــرودن با صـــــدای ساز می خواهــد


دلـــــم بـی رنـگ و بـی روح اســت...


دلـــــم نقــاشـــی یک قلـــب پر احســـاس مـی خــواهــــد...


دلـــــم تــو را می خواهـــد پـــــــــــــدر......كجـــایـی؟
مثل سیگار است ، خاطــــــره !!!

حال می دهد ؛
...
اما
......
از درون می پوسانــــدت
من ان سنگ ام كه ديوانه اي توي چاه انداخته .....
لینک مرجع