تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 12
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
آیا فکر می کنید که با افراد عادی تفاوت دارید؟توضیح دهید.

مهمترین تفاوت ما با افراد عادی مصرف مواد مخدر و بیماری اعتیاد است افراد عادی وابسته به طرز تفکر دیگران نیستند مستقل و آزاد زندگی می کنند ودر تمام مراحل زندگی با دیگران مشورت می کنند واز تجربه دیگران استفاده می کنند در زندگیشان موفق هستند ودر تمام زندگی برنامه ریزی ومدیریت خوبی دارند احساسات خود را می شناسند آنها را تفکیک می کنند واز آ نها لذت می برند وبا مشکلات روزمره خود رو به رو می شوند ومی پذیرند ونمی جنگند در هر کاری اول فکر می کنندو بعد انجام می دهند با ارزشهازندگی می کنند مثبت گرایانه به زندگی نگاه می کنند به حق وحقوق دیگران احترام می گذارنداما ما به عنوان معتاد ؟؟.................................................................تمام نوشتهای بالا عکس می شود اصلا من ظاهر یک انسان را دارا هستم درون من ......................
بله-
تفاوت من با افراد عادی این است که در هیچ جای زندگی تعادل ندارم همیشه دچار افراط و تفریط هستم
من توی همه چیز گیر میکنم ولی افراد عادی به راحتی از کنار مسائل میگذرند.
من با احساساتم زندگی میکنم و افراد عادی با عقلشون
افراد عادی عاقلند و از تجربه دیگران استفاده میکنند ولی من باهوشم و میخواهم همه چیز را خودم تجربه کنم
افراد عادی مشکلات را با عقل و منطق و با حوصله حل میکنند ولی من چون صبر ندارم و ادمی هستم که همه چیز را زود و خوب میخواهم نمیتوانم مشکلاتم را حل کنم ومشکلات من را حل میکند
من یا خیلی خوبم یا خیلی بد کمتر شده که حد وسط داشته باشم (نداشتن تعادل در رفتار)
در راه رسیدن به تو ،گیرم که بمیرم
اصلا افتاد به تو مسیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم ./

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای پاسخ دادن به این سئوال باید اول از همه بدانیم که تعریف ما از یک فرد عادی و یک فرد معتاد چیست تا بتوانیم این دو فرد را با هم مقایسه کرده وتفاوتهای آنها را بیان کنیم.

** منظور این سئوال از( افراد عادی) چه کسانی هستند؟

-آیا فقط کسانی که مواد مصرف نکرده اند مد نظر ما است؟
-فرد عادی باید زن باشه یا مرد؟چند ساله باشه؟
-بی سواد باشه یا دکتر مهندس؟
-مجرد باشه یا متاهل؟پولدار باشه یا فقیر؟
-اگه فرد عادی دزد باشه،هیز باشه،عرق خور باشه ،نزول خور باشه،گناه کار باشه،و ..... بازم جزو افراد عادی محسوب میشن یا نه؟؟(یعنی فقط مواد مصرف نمیکنن).
- و هزاران مثال دیگه که میشه در مورد افراد عادی نوشت.

**حالا منظور سئوال از فرد معتاد چیست؟

-فرد معتاد باید چند سال مصرف کننده بوده باشه؟
-یا چه موادی مصرف میکرده؟
-مرد بوده یا زن ؟چند ساله باشه ؟پولدار باشه یا نه؟دزدی هم کرده یا نه؟زندان چی ، رفته یا نه؟
-باسواد بوده یا بی سواد؟
-مسلمون باشه یا یهودی یا مسیحی؟
-و خیلی چیزهای دیگه.
-----------------------------------------------
منظورم اینه که باید تفاوت آدم عادی و آدم معتاد معلوم بشه تا بفهمیم ما که معتاد بودیم با افراد عادی چه تفاوتهایی داریم.

برای جواب دادن به این سئوال باید یک فرد عادی و یک فرد معتاد رو مد نظر بگیریم تا با هم مقایسشون کنیم. مثلا پیامبر(ص) یا حضرت علی هم یک آدم عادی بودن تا بابای من یا آقا رضا همسایه ما که یه بقال هستش .یا مثلا صدام ، یا بن لادن ، اینا همه جزو آدمهای عادی محسوب میشن دیگه ، مگه نه؟ چون هیچ کدومشون مصرف کننده نبودن دیگه.

برای مد نظر گرفتن یه آدم معتاد هم هزاران سئوال پیش میاد ولی فعلا من خودم رو به عنوان یک معتاد با اونا مقایسه میکنم.

حالا یه سئوال دیگه پیش میاد که:

خودمو(که معتاد بودم) رو با پیامبر(ص) مقایسه کنم؟؟ یا خودمو با حضرت علی؟؟یا با آقا رضا همسایمون؟؟یا با سقراط؟؟یا با عیسی مسیح؟؟با انیشتن چطور؟؟ با صدام چطور؟

ای بابا پس من خودمو با کدوم آدم عادی مقایسه کنم ؟ پس منظور از آدم عادی چیه؟
--------------------------------------------------------------------------
جواب دادن به این سئوال خیلی خیلی سخته چون دو تا چیز مختلف و نمیشه با هم مقایسه کرد (مگر اینکه تمام مشخصات دقیق دو طرف مشخص باشه یا تو ی چیزهایی با هم مشترک باشن ).
به این قیاس میگن قیاس مع الفارق .یعنی دو تا چیزی که اصلا نمیشه با هم مقایسه کرد . مثلا میشه یه اسب و با یه هواپیما مقایسه کنید ؟ یا دستگیره در رو با لایه ازن مقایسه کنید؟ میشه ؟؟
-----------------------------------------------------------------------------
اما جواب کلی سئوال:

ما در برخی از موارد از آدمهای عادی پایین تریم ولی در بعضی از مواد از اونها بالاتر هستیم یا بالاتر خواهم رفت.(البته کسانی که قدم12 گانه رو کار کرده باشن).

ما از چند جهت میتونیم تفاوت های خودمون رو با یه آدم عادی بیان کنیم.

1- ما با مصرف مواد به خود مون ضررهای زیادی زدیم که آدمهای عادی به خودشون نزدن-مثل ضرر مالی،ضرر جسمانی،ضرر بی اعتباری، زدن مهر معتاد به پیشونی خودمون و .... .

2- اکثر افراد عادی برای حل مشکلات زندگیشون دنبال یه راه حل فوری ،کوتاه، و بدون زحمت نیستن (البته اکثرشون) در صورتیکه معتادان همیشه دنبال یه راهکار زود-تند-سریع-بی زحمت هستن- یعنی افراد عادی بهتر از ما میدونن که برای حل یک مشکل به زمان و تلاش نیاز هست.
3-افراد عادی برای کنترل یا فرار از احساساتشون مواد مصرف نمیکنن . احساساتی مثل (شادی-غم-بی پولی-طلاق کشی-درد جسمی- فوت نزدیکان-بیکاری) .ولی معتادان به هر دلیل موجه یا غیر موجه تنها به فکر مصرف مواد میافتن. مثلا تا دندون یکی در میکنه میگیم یه نخود تریاک بزار روی دندونت ولی یه آدم عادی میگه باید بری دندونپزشکی یا قرص مفنامیک اسید بخوری تا دردت کم بشه.یا تا خانوادمون دعوامون میشه به فکر مصرف مواد میافتیم تا از احساس ناراحتی و عصبانیت خودمون برای چند ساعت فرار کنیم.

4-یک معتادی که در حال کارکرد قدمهای 12 گانه هست ، در تلاش برای حل مشکل اعتیاد و شناخت بیماری خود و همچنین شناخت راه بهتر زندگی کردن هست ولی ادم های عادی نه.(پس از این نظر ما بالاتریم) .

5-ما به علت مصرف مواد و اعتیاد و در قدم یک از افراد عادی عقب تر هستیم ولی بعد از قدم یک ، با کارکرد هر قدم یک مرحله از آدمهای عادی جلوتر خواهیم افتاد. چون اکثر ادمهای عادی هیچگونه اقدامی برای شناخت بهتر نفس و ذات خودشون و خدای خودشون و ... ندارن و فقط به فکر کارکردن و جمع کردن پول بیشتر از هر راه ممکن هستن.

6- افراد عادی همیشه میتونن براحتی مشروب/ انواع قرص های مسکن یا خواب/یا مواد مخدر رو تفریحی مصرف کنن و از روز بعد برن سراغ کار وزندگیشون ولی افراد معتاد حتی با پاکی بالا هم نمیتوانند این کار ها رو بکنند چون کنترلی روی مصرفشون ندارن و احتمال وابسته شدن به یک مواد دیگه و همچنین روی آوردن به مصرف مجدد مواد مصرفی قبلی شون (لغزش) خیلی زیاده.

با امید پاکی بی تاریخ برای همه شما دوستان پاک.

محمد1353
بله..افراد عادی سلامت عقل دارند اما ما اینگونه نیستیم و به مرور به آن میرسیم..افراد عادی فقط اسم جهنم اعتیاد را شنیده انداما ما از آن عبور کردیم..افراد عادی در برابر محدودیتهای خود عاجزند اما ما در برابر توانایی های خود عاجزیم .. افراد عادی قبل از هر کاری اول فکر میکنند بعد مشورت میکنند برنامه ریزی میکنند و بعد به آن عمل میکنند ولی ما در بدو ورود هر فکری بدون هیچ گونه مشورتی بدان عمل میکنییم..در شخصیت خود آزار ما گرایشی وجود دارد که خواهان شکست ماست در ما احساس وحشت و تنهایی بیداد میکند اما افراد عادی اینگونه نیستند.....
لازم به ذکر است این سوال در قدم یک از من پرسیده میشود معتادی که تازه از بند مصرف مواد مخدر آزاد شده و هیچ آشنایی با 12 قدم و شخصیت و عواطف و احساسات خود نداردوهمینطور افراد عادی در این سوال افرادی هستند که دزد..جانی..نزول خور..بیمار روانی و.... یا حتی شخص محترمی که بیماری افسردگی دارد نباشند که هر کدام از اینها به نوعی بیمارند و عادی نیستندمرد یا زن بودن بی سواد یا تحصیل کرده بودن و یا دین و مذ هبشان تفاوتی ندارد ....تا بعد

فردین فراری

بله
یکی از بزرگترین تفاوت من با ادم عادی این است که
ادم عادی اول فکر میکند بعد کاری را انجام میدهد
ولی من معتاد
اول کار انجام میدهم بعد دنبال چراهایش میگردم
عادم عادی کار لذت دار زیان بار را شاید یک بار انجام دهد
ولی من معتاد
کار لذت دار زیان بار را به کرات تکرار میکنم
باسلام
من که در قدم یک هستم بدلایلی مثل افراط وتفریط - عدم کنترل احساسات -استفاده نکردن از تجربیات دیگران - نداشتن تعادل در رفتارو... با افراد عادی تفاوت دارم ولی با شناخت کسانی که 12 قدم را کار کرده اند به این درک رسیده ام که انها از افراد عادی خیلی بالاترند چون به " خوداگاهی " ودر نتیجه به "خدا اگاهی" رسیده اند که این خود رسالت تمام انبیا بوده هست.
بعد از ورود به برنامه من یک تفاوت اساسی با آدم عادی پیدا میکنم.
آن اینست که او با نقص هایش زندگی میکند و من بدنبال کمرنگ کردن و برطرف کردن آنها هستم.
البته همه آدمهای عادی اینطور نیستند.........
بله مهمترین تفاوت من الرزی داشتن من با مواد مخدر است .
کنترل نداشتن یا همان تعادل بر قرار کردن در امور زندگی.
مشورت نکردن و بدون فکر کار کردن اول کار را انجام میدم بعد فکر میکنم اما در افراد عادی اول فکر و مشورت بعد کار.
ادمهای عادی تکرار اشتباه نمی کنند و دنبال راه حل می گردند .ولی من معتادا فکر می کنم که اگر ان را تکرار کنم به نتیجه می رسیم .من از لحاظ جسمی، روانی و روحانی با دیگران تفاوت دارم.
بله
مهمترین و بارز ترین تفاوت من وانسان عادی بیماری اعتیاد است. واینکه من انسانی لذت جو و احساساتی هستم. اما انسان معمولی توانایی کنترل احساسات و لذت جویی خود را دار. و به عواقب کار فکر میکند و مسئولیت پذیر است . اما من نسبت به عواقب کار خود بی تفاوت و دائما" از مسؤلیت کارهایم سر باز میزنم. من در زندگی یک هدف خاصی را دنبال نمی کنم و اهدافم دائما" دستخوش تغییر است.و در واقع سردر گم و بی هدف هستم . ولی آدم عادی توانایی ممتمرکز کردن خود و افکارخود را روی یک کار را دارد. من با یک شکست شکسته می شوم و عقب نشینی می کنم ولی او از شکست درس می گیرد و دوباره و محکم تر برمی خیزد... وخیلی تفاوتهای دیگر.
بله من یک معتاد هستم
فراموشکار لذت طلب منفی گرا و افراط گر
همیشه دوست دارم تجربه را دوباره تجربه کنم واز رفتار خودم درسی نمی گیرم و اصلا فکر نمی کنم
ادم عادی هر کاری را با مشورت انجام میدهد و همیشه به زاویه مثبت ومنفی کار نگاه می کند
ادم عادی قدرت انجام خیلی از کارها را دارد و مثل یک معتاد با دیدن مشروب و مواد مخدر هیچ وسوسه ای به سراغش نمی اید
ادم عادی مشورت می کند وبعد کار را انجام می دهد اما من معتاد اول کار را انجام میدهم و بعد فکر می کنم و یاد مشورت می افتم
افراد عادی یک تجربه بد را هیچ وقت دوباره تجربه نمی کنند
ادمخ عادی دل بستگی دارد اما من معتاد وابستگی دارم
ادم عادی تواناست ولی من معتاد ناتوانم
ادم عادی در زندگی خود دارای هدف مشخص هستند ولی من معتاد هیچ هدفی جز لذت طلبی و پرداختن به تهیه و مصرف مواد نداشتم
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع