تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 14
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
آیا لغزش بیکباره اتفاق می افتد.؟

خیر.هر لغزشی پیش زمینه دارد لغزش هرگز اجباری واتفاقی نیست هرگاه در برنامه روزانه خود وبهبودی خلا داشته باشیم وبرنامه بهبودی خود را دست کم بگیریم وبه د نبال راههای گریز در زندگی یمان نداشتن مسولیت پذیری وبسیاری از موردهای دیگر مارا به سمت وسوی لغزش می کشاند ما در زندگی روزانه خود گاه دچار لغزش های عاطفی ، وروحانی می شویم این حالت باعث می شود که ما در مقابل مصرف مواد مخدر ضعیف وبی خود کند از آنجایی که بیماری غیر قابل علاج است نها یتا معتاد همیشه درخطر لغزش قرار دارد اگر با این تصور باطل که هنوز هم می توانیم به مصرف خود ادمه دهیم ویا به تنهایی و بدونه کمک دیگران می توانیم پاک بمانیم .بطورقطع در حال امضا ی مجوز دفن خود هستیم وبه دلایلی وقتی ما به خودمان وکارهایمان نمی رسیم اعتماد به نفس ما کم می شود وبه صورت الگویی زندگیمان دچار تکرار میشود اگر ما از زیر بار مسولیت زندگی شانه خالی کنیم یعنی از جلسات غایب می شویم کارکردقدمها ی دوازده گانه را پشت گوش بیندازیم ویا بخواهیم در کنار گود بایستیم وخدمت نکنیم وخود را تافته جدا بافته بدانیم برنامه بهبودی متوقف می شود روشن بینی وصداقت وتمایل را از دست می دهیم از همه چیز وهمه کس رنجیده وعصبانی می شویم واز خود بیزار می شویم آن گاه فکر بیمارگونه ما مواد مخدر را برای ما تجویز می کند
نه
به مرور و با رعایت نکردن اصول ساده و با دور شدن از جلسات و احساس تفاوت کردن. یواش یواش جای دوستان بهبودی با یاربازی(مصرف کننده) عوض میشه و برای پر کردن خلا مجبور به مصرف میشم
برای هر لغزشی بذری هست که این بذر در مغزمان کاشته میشود وبه مرور زمان باعث رشد و لغزش ماخواهد شد
خیر.لغزش میتواند از هر راه و مسیر ووسیله ای اتفاق بیفتد.که اگر هریک از راهها را باز ببیند از آن راه وارد میشود.ممکن است جلسات نرفتن.لغزش جنس مخالف ویا هرطریق دیگری باشد.هدف من از گفتن مطلب این است که هر یک از بازوان بهبودی را شل نگه داریم همانجا محل ورود لغزش میشود
خیر..لغزش هرگز امری اجباری یا اتفاقی نیست هر چیزی مقدمه و ماخره ای (شروع و پایان)دارد لغزش پیش زمینه فکری میخواهد و "فرایند"لغزش قبل از مصرف شروع میشود..
اول "لغزش فکری (منجر به از دست دادن "تمایل")
دوم "لغزش روحانی (منجر به از دست دادن "روشن بینی")
سوم "لغزش فیزیکی (منجر به از دست دادن "صداقت")
توضیح: لغزش فکری از حواس پنج گانه وارد میشود "بینایی..بویایی..شنوایی..چشایی..لامسه.." مثل اینکه در جمعی نشسته ا یم و صحبت از لذتهای مواد میشود (شنوایی) یا در حال خوردن چیزی احساس طعم یا مزه مواد مخدرمیکنیم (چشایی) از زیر پنجره خانه ای رد میشوی و بوی مواد احساس میکنی (بویایی) روی زمین چیزی افتاده برمیداری و لمسش میکنی چقد شبیه تریاکه؟؟(لامسه) خونه عمو یتان رفتی وارد اتاق پسر عمویت شدی پسر عمو پایپش(وسیله استعمال شیشه) رو روی میز تحریر جا گذاشته..(بینایی)و با ورود لغزش فکری از طریق این حواس ما اولین چیزی که از دست میدهیم تمایل است..تمایل به ادامه مسیربهبودی..حال چه کنیم که این اتفاق یعنی از دست دادن تمایل بروز نکند..به محض شروع لغزش فکری من باید خودم رو از شرایط دور کنم و با راهنما یا یک دوست بهبودی احساسم رو مشارکت کنم تا زمینه اشتغال فکری در من محیا نشود در این زمان خدمت کردن هم میتواند لغزش فکری را از من دور کندتماس و ارتباط با اعضای قدیمی نیز به من کمک خواهد کرد ...تا بعد
خیر .برای هر لغزش پیش زمینه لازم است وباید انرا فراهم کرد.
دست کم گرفتن برنامه دوازده قدم.
فرار از واقعیت ها.
مسعولیت پذیر نبودن.
خدمت نکردن.
از دست دادن روشن بینی. صداقت.غرور.تصورات باطل.
وقتی همه اینها را از دست دادیم بیماری ما بهترین تجویز را مواد مخدر میداند.
خیر من خودم تجربه ی لغزش در برنامه را ندارم ولی از دوستانی که در برنامه پاکی را تجربه کردند و مجددا"لغزش کردند سوال کردم همگی در این مورد اتفاق نظر داشتند که نسبت به اصول برنامه بی تفاوت شدند. و اصول برنامه را رعایت نمی کردند. و احساس توانایی و خارج شدن از نقطه ی عجز و تسلیم و جند علامت دیگر را درون خود دیدند وسپس لغزش کردند
یکی از مهمترین سوالاتی که متاسفانه معتاد کمتر به ان فکر می کند و همیشه از تر س اسمش فرار می کند لغزش است
لغزش یک پلکان دوطرفه است که هم در بال رفتن لغزش اتفاق می فتد و هم در پایین امدن
لغزش در بهبودی با زیر پا گذاشتن اصول وندیده گرفتن احساس های جزیی از قبیل دیدن ابزار بازی و نگفتن ان،نرفتن به جلسه
و گفتن این جمله که خب حال اگر یک جلسه نرم اتفاق خاصی نمیفته واگر امروز با راهنما در ارتباط نبودم اشکال نداره فردا حتما
باهاش حرف میزنم ، یا با افراد عادی که شاید بیماریشان از من معتاد به خاطر نشناختن خود وبیماریشان شدیدتر است
گشتن و ترس های واقعی و مثبت را با اشتباهات پی در پی کنا رگذاشتن اتفاق می افتد .

شاید چند ماه ویا چند سال طول بکشد تا پیمانه لغزش پر شود و بعد اتفاق بیفتد!!

لغزش با زیر پا گذاشتن اصول روحانی ورعایت نکردن اصول برنامه توپ و یار و زمین بازی تغییر نکردن کارهای گذشته
را تکرار کردن توجیه بهانه تراشیدن با کله خود راه رفتن قدم کار نکردن مشورت نکردن با راهنما ارتباط نداشتن وبا از بین رفتن
باورها نسبت به اصول برنامه اتفاق می افتد
لغزش مرحله به مرحله پیش میرود
کاشت داشت برداشت
لغزش یک حادثه نیست یک فرایند است که به مرور اتفاق می افتد من یک روز معتاد نشده ام پس یک روزه هم لغزش نمیکنم
ولغزش پکباره اتفاق نمی افتد
خیر
لغزش ما از بیماریه،
ما اگر جلسه نریم و با راهنما در تماس نباشیم و قدم کار نکمیم پس با این حساب به بیماری قدرت میدیم "من بیماریمو شیطان حساب می کنم" وقتی قدرت میگره ما به خودمان می گوئیم من میتونم پس دیگه با کله خودم راه و بیماری هم راحت کاره خودشو انجام میده که منجر به لغزش میشه.

جواب راهنما:

خیر،لغزش به یکباره اتفاق نمی افتد و به مرور زمان پیش می اید اول جرقه زمینه پیدا می شود کم کم در احساسش و فکرش شکل می گیرد مثل دیدن مصرف کننده ،رفتن به محل بازی،مشارکت نکردن،ما در انجمن یاد می گیریم که چگونه لغزش نکنیم و با حضور مرتب در جلسات،ارتباط با راهنما،پیروی از اصول انجمن،یک تغییر کلی در ما به وجود خواهد آمد.
مشکل من فقط مواد نیست بلکه بیماری اعتیاد روحی و روانی است کاری هم به مدت مصرف پاکی ندارد واینکه بگوییم
جلسه و بچه ها دیگر حال نمی دهد،برایم تکراری شده است دیگر بیماری خود را شناخته ام،از بچه های انجمن خسته شده ام و دیگر می توانم گلیم خود را از آب بکشم،جلسه و قدم فایده ای ندارد این یک پیش در آمدی است بدون اینکه متوجه شوم دارم به طرف مواد مخدر رو می آورم.
احساس توانایی می کنم،این توانایی کاذب است وما باید همیشه در حالت عجز باشیم،من با ورود به انجمن و کارکرد قدم حالم خوب میشود و احساس میکنم یک نیرویی مرا هدایت میکند،انرژی می گیریم هر چند شاید ندانم آن نیرو چیست.
خیر
لغزش به یکبار اتفاق نمی افتد .بلکه یک پروژه است که فرد استارت اولیه آن را از ماه ها قبل زده است و دنبال بهانه و دستاویزی است تا اقدام به عملی کردن کند . اول دور شدن از جلسات به بهانه اینکه چقدر بروم .قطع ارتباط با راهنما و دوستان بهبودی .احساس توانایی کردن تبدیل شدن از ما به من و...پرهیز نکردن از ارتباط با مصرف کننده و
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع