تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: کمی با خودت روراست درد دل کن
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
علی تو بهتر از هر کسی تو زندگیت میدونی کی هستی ، چی هستی ، داری چیکار میکنی ، راهت غلطه یا درسته و کلا با انکارت همه رو که سرکار میزاری بماند ، خودتم اغلب سر کاری!!!!!!
قلبت به تو درو نمیگه و تو میدونی نقطه ضعفت چیه .... چرا گاهی اینقدر میخوای نبینی و دوست داری صورت مسئله رو خط بکشی ! تا کی؟
به خودت بیا
تو هر وقت سهمتو درست انجام دادی ورای از نتیجه آرامش داشتی و رضایت قلبی بدست اوردی .... نمیخوای به اصلت برگردی ؟!!!!!!
قدم ، انجمن ، راهنما چرا گاهی بهت جواب نمیده ؟
چون گوشاتو بستی و بازم شدی من! ....... علی تو رو بخدا قسمت میدم از این لاک حماقت و منیت و ندونم کاری بیا بیرون ...... از دستت خسته شدم ، دارم از دستت دق میکنم ! تو آخر منو میکشی ! بسه .....
وقتی من با خودم صادق باشم واحساس درونی خودمو بیان کنم و ترس از قضاوت نداشته باشم من در مسیر بهبودی هستم ولی اگر با خودم نا صادقی کنم واحساس درونی خودمو بیان نکنم وبا ماسک زندگی کنم وبیماری اعتیاد با من حرف بزنه بگه تو الان نباید حرف دلتو بزنی چون مسخره میکنن واحساس واقعی خودم بیان نکنم یک روز ودریک جای یقی منو میگیره واون روز دیگر...
حال دلم خرابه فکر کردم خیلی قدرتمندم نمی دونستم خداست صاحب قدرت که به هرکه لایقش هست می دهد گفتند که هست گفتم اینه و اونه....عرف و شرع و قانونم تائیدش نمی کنه ولش کن تو تازه به آسایش رسیدی تازه یواش یواش زیبائیهای زندگیو می بینی نذاره یکی به راحتی برایت تیره و تارش کنه اول راهی جا داره تلاش کنی به اون قله ای که میخوای برسی جای زخم های ذهن و دل و تنت تازه تازه داره رنگ میبازه این مانع رو رد کن چه دلایلی قانع کننده تر از این!!!!!!! فرار کردم تا رها شوم دریغ که هرچه دویدم بیشتر نزدیکتر شدم... می دونستم جلو برم می سوزم انگار این شرایط بیشتر باهام عجین بود عادت داشتم روز به روز بیشتر ازش می دونستم می شناختمش حال دلشو بیشتر می فهمیدم با نگفتن یک سری واقعیتها راهو برام سخت کرده بودند فهمید کار دلم ساختس فرصت رو غنیمت شمرد با یادآوری واقعیت های تلخ زندگیش به خیالم شاید ذره ای آروم بگیرم !!! ولیبه قول دوستان من اونو تو پاکی و موفقیت تو آرامش و دور از هرگونه هیجان می خواستم ولی اون......و همراه با دیگری همگی تنهام گذاشتن تا عوض شم یا عوضی شم ولی یکی هست ... که می گوید با درد صبر کن دوا می فرستمت


خداوندا صبرم عطاء کن
گاهی موج غم و حسرت از دست دادنی رو میخورم که نیست و فقط یک انحراف فکری ویک رویاست. که کاش بود و کاش از دست نداده بودمش اما چیزی که هست نبودنش هست و من غم نبودنش را گاهی بدطور با خودم حمل میکنم.
سخت است مجبور باشی برای راحت کردن خیال دیگران خوشحال باشی......
در صورتیکه درونت غوغاست................
لینک مرجع