تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: از من چرا رنجيده اي؟
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
از من چرا رنجيده اي؟



اي دلبر زيباي من از من چرا رنجيده اي

زيبايي دنياي من از من چرا رنجيده اي



من عاشقي ديوانه ام جز با غمت بيگانه ام

معشوق بي همتاي من از من چرا رنجيده اي



عشق از تو پيدا شد مرا شعر از تو معنا شد مرا

اي عشق تو معناي من از من چرا رنجيده اي



روز از جمالت گفته ام شب با خيالت خفته ام

رنگين ترين روياي من از من چرا رنجيده اي



مجنون بي سامان منم سرگشته ي دوران منم

تنها تويي ليلاي من از من چرا رنجيده اي



چشم انتظاري تا به كي شب زنده داري تا به كي

اي ماه مهرآراي من از من چرا رنجيده اي



دور از تو غم نزديك شد روزم شب تاريك شد

روشنگر شبهاي من از من چرا رنجيده اي



با آنكه مي ديدم جفا يكدم نكردم جز وفا

درمان درد افزاي من از من چرا رنجيده اي



وصل از تو هجران از تو بود آغاز و پايان از تو بود

پيداي نا پيداي من از من چرا رنجيده اي



جان از فراقت بر لب است دل غرق خون تن در تب است

تا كي بگويم واي من از من چرا رنجيده اي



اي قصه گوي آرزو حرفي بزن چيزي بگو

آخر تويي سوداي من از من چرا رنجيده اي



تا كي سكوت جانگزا جان من و جان صبا

مشكن دل رسواي من از من چرا رنجيده اي
تا كي سكوت جانگزا جان من و جان صبا

مشكن دل رسواي من از من چرا رنجيده اي
چی بودم چی شدم بخاطره تو

ولی پشت دلمرو خالی کردی

حالا اسمت میاد گریم میگیره

نمیدونی که با دلم چه کردی

اگه در حق تو خوبی نکردم

بدون که خالی بود دستای سردم

ولی من در عوض هرچی که بودم

با احساسات تو بازی نکردم
لینک مرجع