تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: 16خرداد
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
بسیاری از ما،ازروی ناچاری و بی اعتمادی به برنامه روی آوردیم، چون چاره ای نداشتیم .هرآن چه که خودمان و دیگران توانایی داشتند برای رها شدنمان تلاش کرده ایم فایده ای نداشت و عاقبت متوجه شدیم که دیو وابستگی بسیار قوی تر از اراده ما است.
وقتی عده ای را دیدم که بدون وابستگی به چیزی زندگی خوبی دارند باورم
نمی شد و با خودم می گفتم آیا می شود من هم مثل این افراد درجایگاهی قرار بگیرم که توانایی اداره کردن زندگیم را داشته باشم؟
امروز می دانم که بیماری من مثل یک شیشه ی گل گرفته مرااز دیدن روبرویم محروم می کند.
اصول برنامه به من می گوید که می توانم با پاک کردن گل و آلاینده ها ،قدرت دیدم را بهتر کنم.
خداوندا به من کمک کن تا با انتخاب مناسب احساسات درونی، در مسیر بهبودی قرار بگیرم .
آیا من خداوند را برای هدایتم به گروه، که قادر شدم افرادی مثل خودم راکه ازدرد مشترکی رنج می بریم پیدا کنم سپاسگزار هستم؟


عینک بدبینی را ازچشم هایت بردار!
22 خرداد
دوران دردناك کودکی با عادت‌های ناسالم و اکنون با وابستگي و هم‌وابستگی، از زندگي من تصويري غرق در ترس و وحشت و درونم را پر از نگراني و استرس كرده بود. معمولاً روزهايم را در عالم دردناك غم و حسرت و حسادت مي‌گذراندم و شب‌هايم را در سكوت تنهايي، مثل حيوان ناراضي، غرش می‌کردم و دندان‌هایم را روی هم می‌فشردم، در فكر انتقام از ديگران تمام ذهنيت مرا انباشته بود. فرقي ندارد كه من به‌عنوان معتاد باشم و شما به عنوان يك وابسته به شغل و يا نام و ارزش‌هاي مادي، یا یک هم‌وابسته‌ی متقابل، در هر حال ما در عالم بي‌ارزشي حتي به خاطر يك سلام مثل يك گدا منتظر كسي هستيم. آن احساس پنهاني كه وجودمان را مي‌سوزاند، وابستگي به تأیید و توجه دیگران است. اکنون چه شده است که آن تشنگی و نیاز مهم و مرگبارمان یک‌باره فروکش کرده و نیازی به مصرف چیزی و یا تأیید و توجه نمودن کسی نداریم؟ آيا به خاطر دست‌یابی به مهارتهای زندگي جديدم خدا را سپاسگزار هستم؟ آيا به خاطر زنده بودن، نجات پیدا کردن از وابستگی و هم‌وابستگی‌ها، رهایی از هوای نفس، باارزش بودن و هوشيار بودن و اتکال داشتن به نیروی‌برتر از خود، خدا را شكر مي‌گويم؟
پايان شب سيه سپيد است!flower
26 خردادهرچی بیشتر مطالب باارزش و صادقانه شما دوستان بامحبتم را میخونم بیشتر متوجه وابستگیهای خودم میشم
وابستگی به هم وابسته و به هدیه کوچکی که خداوند داد ولی ازم گرفت هنوزم اطرافیانم را مقصر میدونم چون استرس و فشارروانی زیادی بهم وارد کردند و باعث شد از دستش بدم
بااینکه دو ماه با من بود ولی من فقط یکماه از وجودش باخبر شدم و بعدم ........ خیلی اذیت شدم و آزرده خاطر الان نه ماهه از دستش دادم و گرچه این ازدست دادن باعث شد متوجه وجود خودم بشم و بفهمم که من در قبال سلامتی خودم مسئولم و دوباره شروع به کارکرد قدمها بکنم و با این انجمن آشنا بشم و روی مشاهدم کار کنم
باازدست دادن این هدیه تازه مشاهده کردن را به کمک دوستهای بهبودی آموختم
ولی هنوزم یادم میاد ناراحت میشم مخصوصا که مجبورم با همون افراد نشست و برخاست داشته باشم و ببینمشون
از دستشون واقعا عصبانی و ناراحت هستم از دخالتهای بیجاشون تو زندگیم و از فضولی کردنهاشون
من واقعا عاااااااااااااااااااااااااااااااااجزم خیلی هم عااااااااااااااااااااجز



کمکم کنید تا بتونم این بحران را به سلامتی پشت سر بذارم

لطفا اگر کاری باید بکنم بهم بگید و راهنماییم کنید ممنون میشم


الهی خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستگی است .
لینک مرجع