تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: خط زدم خط سیاه رو نام تو
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.



ای که تو گفتی به اسم من کسیرو نداری دیگه آدم شدیو به من نیازی نداری

فکر نکن دنیا همینطور میمونه به کام تو من که رفتم خط زدم خط سیاه رو نام تو

من که رفتم خط زدم خط سیاه رو نام تو

چی خیال کردی منو ول کردی تو دستای باد چطوری دلت اومد عشقمونو بردی از یاد

مگه تو بویی نبردی از مرامو معرفت رفتیو منو فروختی به غریبه عاقبت

رفتیو منو فروختی به غریبه عاقبت

می خوام این فکر تورو از تو سر بیرون کنم خونه ایی که ساخته بودیم توی دل ویرون کنم

میدونم یه روز میشه میایی سرحرفای من اما اون روز دیگه دیره تودیگه موندی واسه من

اما اون روز دیگه دیره تودیگه موندی واسه من
kheili qashang budWink
گریزان شدم از نگاه تو

نیایم دگر در پناه تو

زدی شعله بر آشیان من

خدا نگذرد از گناه تو
. . . . . . . .
نه بر لب من گفتگوی تو

نه در دل تو یاد روی من

تا به تو دل بستم از همه بگسستم

وه چه پشیمانم . . . . گریزان شدم
شیرینی ِ نگاه تو در حد ِ قند نیست



قدت – شبیه سرو – زیادی بلند نیست



در یک نگاه پیداست زیبایی ات ، ولی



وقتی که خوب ِ خوب نگاهت کنند نیست !



من می روم نمیرم ! باور کن این جهان



آنقدر بد که پشت ِ سرش گفته اند نیست



از قاب عکسهام ، تو را خط کشیده ام



چسبانده ام به جای تو چندین و چند « نیست »



من بر خلاف گفته ی خود فکر می کنم



این زندگی بدون تو اصلآ چرند نیست



عادی شده خصوصیت ِ سر به زیری ام؛



در این زمانه هیچ کسی سربلند نیست



می خواهم اعتراف کنم – با کمال میل –

اصلآ دلم به بود و نبود ِ تو بند نیست
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، از تو بیزارم ، بهانه هایت را برایم تکرار نکن
حرفی نزن ، بی خیال ، اصلا مقصر منم ، هر چه تو بگویی ، بی وفا منم!
نگو میروی تا من خوشبخت باشم ، نگو میروی تا من از دست تو راحت باشم…
نگو که لایقم نیستی و میروی ، نگو برای آرامش من از زندگی ام میروی….
این بهانه ها تکراریست ، هر چه دوست داری بگو ، خیالی نیست….
راحت حرف دلت را بزن و بگو عاشقت نیستم ، بگو دلت با من نیست و دیگر نیستم!
راحت بگو که از همان روزاول هم عاشقم نبودی ، بگو که دوستم نداشتی و تنها با قلب من نبودی
برو که دیگر هیچ دلخوشی به تو ندارم ، از تو بدم می آید و هیچ احساسی به تو ندارم
سهم تو، بی وفایی مثل خودت است که با حرفهایش خامت کند، در قلب بی وفایش گرفتارت کند ، تا بفهمی چه دردی دارد دلشکستن!
برو، به جای اینکه مرحمی برای زخم کهنه ام باشی ،درد مرا تازه تر میکنی !
حیف قلب من نیست که تو در آن باشی ،تمام غمهای دنیا در دلم باشد بهتر از آن است که تو مال من باشی….
حیف چشمهای من نیست که بی وفایی مثل تو را ببینند ، تو لایقم نیستی ، فکرنکن از غم رفتنت میمیرم!
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، برو و دیگر اسم مرا صدا نکن
بگذار در حال خودم باشم ، بگذار با تنهایی تنها باشم …
لینک مرجع