تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: 22 اردیبهشت
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
من در تصمیم گیری مشکل داشتم . چرا که معیار هایم غیر قابل دسترسی بود . من میخواستم تصمیمی بگیرم که دقیقا من را به نتیجه و هدفم برساند . ویا اصلا تصمیمی نمی گرفتم من در الانان فهمیدم که هیچکس از قبل نمیتواند نتیجه تصمیماتش را پیش بینی کند . تنها میتوانیم اطلاعات قابل دسترسی را جمع کرده و سعی کنیم تصمیم درستی بر اساس آن بگیریم . مجبور نیستم به تنهایی تصمیم بگیرم . میتوانم از خدا کمک بطلبم به تدریج دریافته ام که این کمک صورتهای مختلفی دارد . موضوع جلسه ایکه نقطه نظری را برایم روشن میسازد فشاری بر روی دلم یا یک اتفاق و گاهی خداوند از دهان دیگران سخن میگوید . هنگام مشارکت اعضاء در مورد تجربیات ، نقاط قوت و امید هایشان بدقت گوش فرا میدهم تا چگونگی حل مسائل مشابه شان را دریابم . در پهنه گسترده مسائل ، هیچ تصمیمی به خودی خود آنقدر مهم نیست . میتوانم سعی کنم تصمیمی عاقلانه بگیرم اما نتیجه آن در دست قدرت مافوق می باشد .

یادآوری امروز

با کمک قدرت مافوق ،تصمیم گیری برگرفته از ماجراهای بزرگ زندگی خواهد بود . هر اتفاق فرصتی جدید بوجود می آورد و من قدرت برخوردبا هرچه در طول زندگیم پیش آید خواهم داشت . "وقتی درخواست های خاصی از خدا داشتم ، آنقدر فکرم مشغول گرفتن جواب بود که نمی توانستم بفهمم جوابها جلوی رویم قرار دارند .
(۲۲-۲-۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ صبح)somayeh نوشته شده توسط: [ -> ]من در تصمیم گیری مشکل داشتم . چرا که معیار هایم غیر قابل دسترسی بود . من میخواستم تصمیمی بگیرم که دقیقا من را به نتیجه و هدفم برساند . ویا اصلا تصمیمی نمی گرفتم من در الانان فهمیدم که هیچکس از قبل نمیتواند نتیجه تصمیماتش را پیش بینی کند . تنها میتوانیم اطلاعات قابل دسترسی را جمع کرده و سعی کنیم تصمیم درستی بر اساس آن بگیریم . مجبور نیستم به تنهایی تصمیم بگیرم . میتوانم از خدا کمک بطلبم به تدریج دریافته ام که این کمک صورتهای مختلفی دارد . موضوع جلسه ایکه نقطه نظری را برایم روشن میسازد فشاری بر روی دلم یا یک اتفاق و گاهی خداوند از دهان دیگران سخن میگوید . هنگام مشارکت اعضاء در مورد تجربیات ، نقاط قوت و امید هایشان بدقت گوش فرا میدهم تا چگونگی حل مسائل مشابه شان را دریابم . در پهنه گسترده مسائل ، هیچ تصمیمی به خودی خود آنقدر مهم نیست . میتوانم سعی کنم تصمیمی عاقلانه بگیرم اما نتیجه آن در دست قدرت مافوق می باشد .

یادآوری امروز

با کمک قدرت مافوق ،تصمیم گیری برگرفته از ماجراهای بزرگ زندگی خواهد بود . هر اتفاق فرصتی جدید بوجود می آورد و من قدرت برخوردبا هرچه در طول زندگیم پیش آید خواهم داشت . "وقتی درخواست های خاصی از خدا داشتم ، آنقدر فکرم مشغول گرفتن جواب بود که نمی توانستم بفهمم جوابها جلوی رویم قرار دارند .
(۲۲-۲-۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ صبح)somayeh نوشته شده توسط: [ -> ]من در تصمیم گیری مشکل داشتم . چرا که معیار هایم غیر قابل دسترسی بود . من میخواستم تصمیمی بگیرم که دقیقا من را به نتیجه و هدفم برساند . ویا اصلا تصمیمی نمی گرفتم من در الانان فهمیدم که هیچکس از قبل نمیتواند نتیجه تصمیماتش را پیش بینی کند . تنها میتوانیم اطلاعات قابل دسترسی را جمع کرده و سعی کنیم تصمیم درستی بر اساس آن بگیریم . مجبور نیستم به تنهایی تصمیم بگیرم . میتوانم از خدا کمک بطلبم به تدریج دریافته ام که این کمک صورتهای مختلفی دارد . موضوع جلسه ایکه نقطه نظری را برایم روشن میسازد فشاری بر روی دلم یا یک اتفاق و گاهی خداوند از دهان دیگران سخن میگوید . هنگام مشارکت اعضاء در مورد تجربیات ، نقاط قوت و امید هایشان بدقت گوش فرا میدهم تا چگونگی حل مسائل مشابه شان را دریابم . در پهنه گسترده مسائل ، هیچ تصمیمی به خودی خود آنقدر مهم نیست . میتوانم سعی کنم تصمیمی عاقلانه بگیرم اما نتیجه آن در دست قدرت مافوق می باشد .

یادآوری امروز

با کمک قدرت مافوق ،تصمیم گیری برگرفته از ماجراهای بزرگ زندگی خواهد بود . هر اتفاق فرصتی جدید بوجود می آورد و من قدرت برخوردبا هرچه در طول زندگیم پیش آید خواهم داشت . "وقتی درخواست های خاصی از خدا داشتم ، آنقدر فکرم مشغول گرفتن جواب بود که نمی توانستم بفهمم جوابها جلوی رویم قرار دارند .
من امروز اراده و خواستم را به قدرت برترم واگذار خواهم کرد امروز یاد گرفتم که هر شرایط بوجود امده در زندگیم یک اتفاق است و قرار با بهترین تصمیماتم او را به مرحله موفقیت برسانم پس سهم خود را سعی خواهم کرد به بهترین نحو انجام دهم و بهترین نتیجه را از خدای خودم خواستارم و ذهنم را باز خواهم کرد که بهترین پیام را دریافت کنم.............
(۲۲-۲-۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ صبح)sbano نوشته شده توسط: [ -> ]من در تصمیم گیری مشکل داشتم . چرا که معیار هایم غیر قابل دسترسی بود . من میخواستم تصمیمی بگیرم که دقیقا من را به نتیجه و هدفم برساند . ویا اصلا تصمیمی نمی گرفتم من در الانان فهمیدم که هیچکس از قبل نمیتواند نتیجه تصمیماتش را پیش بینی کند . تنها میتوانیم اطلاعات قابل دسترسی را جمع کرده و سعی کنیم تصمیم درستی بر اساس آن بگیریم . مجبور نیستم به تنهایی تصمیم بگیرم . میتوانم از خدا کمک بطلبم به تدریج دریافته ام که این کمک صورتهای مختلفی دارد . موضوع جلسه ایکه نقطه نظری را برایم روشن میسازد فشاری بر روی دلم یا یک اتفاق و گاهی خداوند از دهان دیگران سخن میگوید . هنگام مشارکت اعضاء در مورد تجربیات ، نقاط قوت و امید هایشان بدقت گوش فرا میدهم تا چگونگی حل مسائل مشابه شان را دریابم . در پهنه گسترده مسائل ، هیچ تصمیمی به خودی خود آنقدر مهم نیست . میتوانم سعی کنم تصمیمی عاقلانه بگیرم اما نتیجه آن در دست قدرت مافوق می باشد .

یادآوری امروز

با کمک قدرت مافوق ،تصمیم گیری برگرفته از ماجراهای بزرگ زندگی خواهد بود . هر اتفاق فرصتی جدید بوجود می آورد و من قدرت برخوردبا هرچه در طول زندگیم پیش آید خواهم داشت . "وقتی درخواست های خاصی از خدا داشتم ، آنقدر فکرم مشغول گرفتن جواب بود که نمی توانستم بفهمم جوابها جلوی رویم قرار دارند .
لینک مرجع