تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: انگیزه های فروتنی
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
چرا باید فروتن باشیم؟ چرا باید دیگران را بخشید؟

1- زیرا خداوند فروتن است. (او به ما اجازه اشتباه می دهد، با تمام نافرمانی­ها او به من کمک می­کند. با تمام وجود گناه کردیم،نه نعمتهایش را از ما گرفت،نه گناه ما را فاش کرد اگر اطاعتش کنیم چه می کند؟)

2- برای اینکه ما نیزبه بخشش دیگران نیازمندیم. با نگاهی صادقانه به زندگی خود این مطلب را متوجه می شویم که ما هم در هر مقطعی از زندگی دچار اشتباه می شویم.

3- اگر نبخشیم، نمی توانیم شاد باشیم. زیرا کینه و کدورت احساس بدی به آدم می دهد. وقتی می بخشیم در واقع خود را اصلاح می کنیم و آرامش می یابیم.



چگونه می توانیم فروتن باشیم؟

با محبت کردن. محبت چیزی بیش از یک احساس است. محبت یک تصمیم و عمل است. منظور این است که ما نمی توانیم به احساس­مان فرمان بدهیم اما محبت را می توانیم به اجرا بگذاریم.

کسی که محبت دارد، صبور است. مهـربان حسود نیست و به کسی رشک نمی بـرد. مغرور نیست. خودستایی نمی کند. خودخواه نیست. دیگران را نمی رنجانـد و از آنها توقع بیجا نـدارد. زود رنج نیست. کینه به دل راه نمی دهد. از غم و اندوه و گرفتاری دیگران شاد نمی شود.

محبت موجب می شود به دیگران وفادار باشیم. حرفهـایشان را بـاور کنیم. سعادت آنها را بخواهیم و در برابر ناملایمات زندگی حامی آنها باشیم
به نظر من در برنامه های 12 قدمی بعضی از مفاهیم و کلمات معنای متفاوتی نسبت به انچه که قبلا از انها می دانستیم و یا جامعه و مردم عادی از آن درک می کننددارند

مثلا مفهوم تسلیم شدن-مفهوم سپردن و یا معنی رهایی- یا معنی عشق بلاعوض-و....... مفاهیمی هستنند که با تعاریف اجتماع شاید تا حدودی فرق کنند
فروتنی نیز این گونه است

در قدم 6 و 7 دربرنامه های 12قدمی مفهوم فروتنی به معنای شناخت عمیق خود( نواقص و محاسن اخلاقی) است دیدن واقعیتهای خود همانطور که هستیم نه انطور که دوست داریم باشیم- برای شروع هر تغییر عمیقی در شخصیتم من نیازمند آن هستم که خودم را درست ببینم - در ابتدا مهم است تصویر واقعی از خودم داشته باشم --
تمایل و آمادگی برای دیدن خود و شناخت نقاط ضعف و قوتم شروعی برای تغیرات بزرگ در زندگیم است
فروتنی به من کمک می کند که خودم را نهبیش از حد بالا بگیرم ( غرور و تکبر) و نه بیشاز حد خود را پائین در نظر بگیرم (عدم اعتماد به نفس- و احساس حقارت)

به نظر من فروتنی نشانه ای از رشد و بلوغ آدمی است - برای رسیدن به فروتنی قدم اول فرو رفتن و عمیق شدن در خود و تفکیک عادات خوب و ناپسندم از یگدیگر مهمترین اصل است-بعبارتی فروتنی مساوی است با شناختی عمیق از خود - دنیای اطراف- و.....


تصور کن اگر خودم را بشناسم ، اگر نواقص و محاسن شخصیتیم را دریابم، اگر محدویتهای خودم را بعنوان یک انسان بدانم ،اگر بدانم من جزئی ازاین دنیا هستم و دنیا برمحور من نمی چرخد، آیا در زندگیم جایی برای غرور- خود بزرگ بینی- خود محوری و.......میماند؟
در قدم 7 در برنامه na یک تعریف کلیدی وجود دارد!
((فروتنی ارمغان صداقت با خویشتن است))

خدایا کمکم کن فروتنانه زندگی کنم!
فروتنی ارمغان صداقت با خویش هست
دریاها نماد فروتنی هستند ، در نهاد خود کوه هایی فراتر از خشکی دارند

اما هیچگاه آن را به رخ ما نمیکشند ...
وقتی با چیزی بزرگتر از خود روبرو میشویم، چند نوع بیداری روحانی به وقوع میپیوندد. گمان میکنیم نیروهایی فراتر از درک ما در کار هستند. نمای مختصر و زودگذری از تصویر کلی را میبینیم و در این هنگام فروتنی پیدا میکنیم.

سفر ما از گذر قدمهای دوازدهگانه همین نوع تجربه روحانی را موجب میشود، منتها عمیقتر و پایدارتر. به فرآیند مداوم کنار گذاشتن غرور تن میدهیم و در عین حال از چشمانداز وسیعتر آگاهی بیشتری پیدا میکنیم. دیدگاه ما نسبت به دنیا تا حدی گسترش مییابد که دیگر احساس غلوآمیزی نسبت به اهمیت خود نداریم.

از طریق آگاهی جدید خود دیگر احساس جدایی از بقیه نژاد بشری را نداریم. شاید درک نکنیم چرا دنیا این گونه است یا چرا افراد گاهی اوقات با خشونت با یکدیگر رفتار میکنند. اما قطعاً رنج را درک میکنیم و در دوران بهبودی حداکثر تلاش خود را برای کاهش دادن آن به کار میگیریم. وقتی همکاری فردی ما با دیگران آمیخته میشود، تبدیل به بخشی ضرورری از طرحی بزرگ میشویم. سرانجام متصل میشویم.

v

فقط برای امروز: من فقط فردی در طرح کلی وقایع هستم. جایگاه خود را در این تصویر کلی با فروتنی میپذیرم
نگاه واقع بینانه به خود-این نگاه نسبت به خود موجب می‌شود هیچ‌گاه فراموش نکنم من دارای یک ظرفیت هستم مثل تمام انسان‌ها نه بیشتر نه کمتر. تمام واقعیت خود را به دور از انکار ببینم و این نکته را در نظر داشته باشم همان طور که من اشتباه می‌کنم دیگران هم می‌توانند مرتکب اشتباه شوند. به همین دلیل هیچ کس را نه از خود کمتر نه بیشتر می‌بینم و در مورد خود غلوّ نمی‌کنم. مسوولیت رفتارم را می‌پذیرم و نقاب نمی‌زنم. با کنار گذاشتن غرور ، حس مسوولیت‌پذیری در من زیاد خواهد شد. با فروتنی حضور خداوند را درک می‌کنم و از اتصال به منبع فیض او از دردها رهایی می‌یابم می‌پذیرم که من پر از نواقصم و از یک سلسله افکارانحرافی تبعیت می‌کردم. راه اشتباهی را که تا به امروز طی کرده‌ام را رها نموده و راه‌های دیگری انتخاب و امتحان می‌کنم در واقع با نگاه واقع‌بینانه به خود و بالا بردن سطح آگاهی راه جدیدی پیدا خواهم کرد
مهمترین انگیزه فروتنی این است که برای تایید خداوند باشد نه برای تایید شدن نزد بندگانش
فروتنی یعنی فرو رفتن در خود یعنی زانو زدن در مقابل خداوند دعا کردن و پذیرفتن تمام انسانها
فروتنی یعنی نه آنقدر انسانها را بزرگ کنی که آنها تو را بشکنند و نه آنقدر کوچکشان کنی که تو آنها را بشکنی
فروتنی یعنی اینکه ببخشی و از کینه و انتقام دست برداری و بپذیری که تمام انسانها حق اشتباه دارند
فروتنی یعنی نه مظلوم کشی و نه ظالم پروری
فروتنی یعنی از نردبان قضاوت پایین آمدن
فرتنی یعنی اگر کسی سنگی به طرفت پرتاب کرد تو شاخه گلی بفرستی
فروتنی کمک میکند دست از خودمحوری برداریم و خدا محور شویم بپذیرم توانایی من محدود است و در حد توانایی ام قدم بردارم و حد و حدود خود را بدانم یعنی جای دیگران تصمیم نگیرم حتی بچه ها یاد بگیرم بعضی جاها من نمیتوانم و خدا میتواند
فروتنی یعنی اینکه من نقص ها و توانایی های خود را شناخته و پذیبرفته ام و این پذیرش برای ایجاد تمایل در جهت تسلیم لازم است و اینکه ما به تنهایی قادر نیستیم و به کمک و یاری نیروی برترمان نیاز داریم.
فروتنی ارمغان صداقت با خویش هست
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع