تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: انکار
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
برای من امروز بدین صورت است که در اکثر موارد استاد خوبی هستم جهت این که تقصیر را به گردن دیگران بیاندازم و بیشتر کاری را خودم انجام میدهم ولی وقتی با نتایج نا معقول رفتار خودم مواجه میشوم میگویم این فلان شخص بود که موجب این کار و این موضوع شد و یا شرایط را مقصر میدانم ولی این در حالی که شاید شرایط در این زمینه موثر باشند ولی این من هستم که آن رفتار را انجام دادم مثال زنده این مسئله در زندگی امروز من بسیار اتفاق افتاده است مثلا این که من با ماشین تند رفتم و به علت تند رفتن پلیس من را جریمه کرد و بعد من همسرم را مقصر میدانستم که تو عجله داشتی یا این که من گاهی اوقات نقص بد دهنی دارم و به دیگران بد دهنی میکنم وقتی انها جواب من را میدهند و در مقابل من ایستادگی میکنند باعث ایجاد نوعی تنش در روابط میشود انها را مقصر تنش و تندی میدانم از این موارد زیاد اتفاق افتاده از جمله مواردی که من میخاهم همیشه تقصیر ها را به گردن او بی اندازم همین داستان بیماری اعتیاد من است من همه کاری میکنم (البته نسبت به گذشته کمتر)ولی میگویم تقصیر از بیماری اعتیاد من بوده است دوستان تجربه دیگران را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید. و خود نیز در قالب یک نظر تجربه بدهید تشکر
با سلام

برای من سیستم دفاعی انکار یعنی :

یک سیستم است چون فرایندی است که ریشه در گذشته و حتی کودکی من دارد و در من فرایندی را ایجاد می کند که منجر به توجیه و بهانه - دلیل تراشی - فرافکنی ( انداختن دلیل مشکل روی دیگران) می کند

یک عامل دفاعی است چون نظام فکری ناسالمم به من می گوید با انکار واقعیت ها در حاشیه امنی قرار می گیرم -دیگر مورد مواخده قرار نمی گیرم - دیگر مورد طعنه و انتقاد دیگران قرار نمی گیرم مشکلاتم کمتر میشود- آبرویم نمی رود- مورد قضاوت قرار نمی گیرم - بخاطر اشتباهاتم کمتر احساس شرم زدگی خواهم کرد و.... بعبارتی برای من تغییر نکردن و مسئولیت اشتباهات خود را قبول نکردن - انکار و توجیه و بهانه خیلی راحت تر و اسان تر از تغییر و تحول و یادگیری و مسئولیت پذیری است!

برای من انکار یعنی پنهان کردن واقعیت های زندگیم ---و این نتیجه و محصول ناسالم فکر من است - نطام فکری ناسالم تصور می کند و خیال می کند که میتواند واقعیت ها را برای همیشه و در بلند مدت پنهان کند !! زهی خیال باطل!!

اما مهمترین نتیجه انکار = خود فریبی و اغفال خود --- و دیگر فریبی ( دروغ گفتن به دیگران ) است---- از طرفی انکار انرژی عظیمی را از ما می گیرد بعبارتی پنهانکاریی نیازمند صرف انرژی مضاعفی است چون همیشه مارا درگیر ترس از برملا شدن واقعیت می کند- همیشه قسمتی از ذهن من در گیر این است که واقعیت نمایان نشود- دیگران متوجه نشوند و..همیشه ذهن من در گیر تولید ساختن دلایل غیر واقعی و لی به ظاهر منطقی است
بعبارتی ذهن من همیشه در گیر است - خود فریبی - دیگر فریبی- دور شدن از واقعیت ها - ترس - هدر دادن انرژی ذهنی که میتوانست در گیر حل مشکلات باشد ولی حالا در گیر پنهان کاری است و..... همه نتایج مصیبت بار انکار است

خداوندا کمکم کن واقعیتهای درد آور زندگیم را بپذیرم و کمتر پشت دیوار مستحکم و بلند انکار پنهان شوم!!
انکاریعنی واقعیت رانپذیرفتن ونفهمیدن آنچه باید فهمید
نپذیرفتن اعمال و رفتارم و شونه خالی کردن از زیر نتیجه کارهای اشتباهم
انکار و توجیه دو حربه متفاوت در خانواده الکلیسم.توجیه مرحله بعدی رشد در انکار است.
انکار ان بخش از بیماری است که به ما میگوید ما معتاد نیستیم
انکار یعنی کار خلاف انجام دادن و ان را توجیه کردن که در ظاهر منطقی ولی غیر واقعی است
انکار یعنی خلاف اصول با اگاهی کامل و چشم بسته حرکت کردن
دلیل اوردن برای استفاده ولذت بردن از بیماری مثل چشم چرانی کم کاری دیر امدن به منزل جلسه نرفتن دنبال تایید طلبی و کلوپ بازی بودن
وقتی ما در مرحله انکار هستیم قادر به درک واقعیت نخواهیم بود
بیماری هر بار به شکلی واز راههای مختلف روی من کار میکند و اثر میگذارد اما من دچار خودبزرگ بینی و جمله اشنای من میدونم و من میتونم هستم و در حال انکار وسوسه هستم

انکار یعنی خود را در تخیل خوب دیدن ولی در واقعیت منکر اشتباه و حقیقت شدن لج بازی کردن با خود و بها دادن به بیماری

انکار یعنی بنا کردن دنیا ودلایل خیالی در اطراف خود و فکربه دنیای بیرون از ان
انکار یعنی قبول وسوسه های مختلف جنگ و خودمحوری اما راهکار ساده و اصولی انجمن را نپذیرفتن
دوری کردن از دوستان بهبودی و اقرار و مشارکت نکردن
انکار برای من : پلیس ضدشورش سپری مقاوم و محکم دارد که درشرایط ازاومحافظت میکند ؛ برای منهم همانطورکارمیکند سپرمحافظتیست . جای امن که بارمنفی راکم میکند و ابزاردفاعی برای حفظ موقعیت است . بعنوان مسکنی که درد راکاهش میدهد؛ تحریف عمدی و آگاهانه واقعیت یاکتمان حقیقت است . اماانکارمعتاد نه آگاهانه است ونه عمدی ! سیستم دفاعی معتادانکاراست _ مراحل : وسوسه، اجبار ؛ خرابکاری ؛ ترس ؛ انکار
انکار ان بخشی از بیماری من است که می گوید تو معتاد نیستی وهمیشه به دنبال بهانه ودست اویر هستم و تشکیل دهنده افکار معتاد گونه من است ..یعنی فکر معتاد مومیایی است و هیچ چیز را قبول ندارد ....................عبدالله مهربان
من همیشه در زندگی این اخلاق را دارم که دلایل ضعف هایم را به گردن کس دیگری بیندازم
الان پس از حدود 2 و نیم سال پاکی هم به دنبال این هستم که علت اعتیاد را پیدا کنم
هیچوقت مسؤلیت رفتار و عملکرد خودم را نمی بینم
در واقع این رفتار من هم نوعی انکار است
دوستان یکی از مشکلات من این است که حرف نمی تونم بزنم
پرش افکار زیاد دارم
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع