تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: غير قابل اراده
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
قدم یک از ما می خواهد که به دو چیز اعتراف کنیم : یکی اینکه در برابر اعتیادمان عاجز هستیم ، و دوم اینکه زندگیمان غیرقابل اداره گردیده است . در واقع اقرار به یکی و رد دیگری ما را تحت فشار زیادی خواهد گذاشت . غیرقابل اداره بودن زندگیمان ، شاهد و مدرکی بر عجز ماست . غیرقابل اداره بودن دو نوع دارد ، یکی ظاهری و خارجی که توسط دیگران نیز دیده می شود و دیگری درونی وشخصیتی .


غیرقابل اداره بودن خارجی و ظاهری ، اصولاً از طریق مسائلی مانند زندانی شدن ، از دست دادن کار و شغل ، و مشکلات خانوادگی قابل شناخت است . بعضی از اعضای ما زندان را تجربه کرده اند ، بعضی دیگر قادر به ادامه رابطه ای حتی برای مدتی کوتاه نبوده اند و بعضی نیز از طرف خانواده طرد شده و از آنها خواسته شده بود که دیگر با خانواده شان تماس نگیرند .


غیرقابل اداره بودن درونی وشخصیتی ، اغلب از طریق اعتقادات غیرواقعی و ناسالم در مورد خومان ، دنیایی که در آن زندگی می کنیم و افرادی که در زندگیمان وجود دارند ، شناسایی می شود . ما ممکن است که اعتقاد داشته باشیم فرد بی ارزشی هستیم ، ممکن است فکر کنیم دنیا حول محور ما می چرخد ، نه اینکه باید به حول محور ما بچرخد بلکه در واقع می چرخد . ممکن است باور داشته باشیم که کار ما نیست که از خود مواظبت کنیم ، بلکه دیگران باید این کار را بکنند . ممکن است فکر کنیم مسئولیتهایی که دیگران و افراد معمولی در زندگی قبول می کنند ، برای ما خیلی زیاد است . عکس العملهایمان نسبت به رویدادها ممکن است افراط و تفریط باشد . عدم ثبات عاطفی اغلب راهی واضح برای شناخت غیرقابل اداره بودن شخصی ( درونی ) می باشد .
سلام غیر قابل اداره برای من خیلی کوتاه بگم یعنی من دوستدارم خیلی ازکارها رو انجام بدم ولی نمیتوانم انجام دهم یا برعکس دوست دارم خیلی کارها را انجام ندهم باز هم نمیتوانم یکی از نشون های غیر قابل اداره بودن عجز ست
غیر قابل اداره شدن دو جنبه دارد جنبه درونی و جنبه بیرونی .جنبه درونی مثل بی انضباطی و خشم و اشتغال فکری و وسواس و ..جنبه بیرونی مثل ظاهر نامرتب و انجام ندادن وظایف و دیر رفتن یا نرفتن سر کار و از دست دادن خانواده و..،،
غیر قابل اداره شدن همیشه با عجز همراه است و این دو همیشه با هم هستند ما اگر هر کدام از این دو را انکار کنیم و یا وقت به یکی از آنها اقرار کنیم در واقع داریم خود فریبی میکنیم و هنوز در مرحله انکار بیماری اعتیاد هستیم
هر زمان که ما عجزمان را انکار کنیم در واقع داریم زندگیمان را غیر قابل اداره میکنیم و هر جا غیر قابل اداره بودن زندگیمان را انکار کنیم داریم عجزمان را انکار میکنیم
ای مسله نه در زمان مصرف مواد بلکه بیشتر در دوران پاکی و بهبودی ما اتفاق میافتد و هر جا که ما عجزمان را انکار کنیم بلافاصله غیر قابل اداره میشویم عجز نه فقط در مورد مواد مخدر بلکه افکار و احساسات ،پول .جنس مخالف ،نواقص ،خشم و تایید طلبی و ...،را شامل میشود
غیر قابل اداره یعنی ازدست دادن اداره خود وزندگیه دورو ور خود یعنی دیگر ما هیچ کنترلی بر روی افکار خود نداریم کنترل همه چیز ما را مواد در دست گرفته بود واین مواد بود که به ما میگفت که چه بکنیم وچه نکنیم و زندگی ما ازدست ما خارج شده بود
باسلام خدمت دوستان خوبم غیر قابل اراده یعنی کنترل خود وزندگی ازدستت خارج شودغیرقابل اراده بخش مهمی از بیماری ماست که هم در زمان مصرف وهم در زمان قطع مصرف است که بر دو نوع است ظاهری ودرونی .ظاهری مثل .بی مسئولیتیها برخوردهای فیزیکی .....ودرونی که به شخصیت انسان ربط دارد مثل غرور.خشم ونفرت .خودمحوری.تعادل نداشتن درزندگی .افراط وتفریط
لینک مرجع