تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان
قدم اول از ما چه می خواهد؟ - نسخه قابل چاپ

+- تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان (http://forum.banianejavan.ir)
+-- انجمن: انجمن های دوازده قدمی، کارامد ترین روش برای رسیدن به بعد روحانی (/forumdisplay.php?fid=10)
+--- انجمن: كاركرد قدم اينترنتي معتادان گمنام (/forumdisplay.php?fid=58)
+---- انجمن: قدم اول معتادان گمنام (/forumdisplay.php?fid=62)
+---- موضوع: قدم اول از ما چه می خواهد؟ (/showthread.php?tid=12240)

صفحه ها: 1 2 3 4


قدم اول از ما چه می خواهد؟ - هادی. - ۲۱-۱-۱۳۹۳ ۱۰:۴۶ صبح

قدم یک از ما می خواهد که به دو چیز اعتراف کنیم : یکی اینکه در برابر اعتیادمان عاجز هستیم ، و دوم اینکه زندگیمان غیرقابل اداره گردیده است .
در واقع اقرار به یکی و رد دیگری ما را تحت فشار زیادی خواهد گذاشت . غیرقابل اداره بودن زندگیمان ، شاهد و مدرکی بر عجز ماست . غیرقابل اداره بودن دو نوع دارد ، یکی ظاهری و خارجی که توسط دیگران نیز دیده می شود و دیگری درونی وشخصیتی .

غیرقابل اداره بودن خارجی و ظاهری ، اصولاً از طریق مسائلی مانند زندانی شدن ، از دست دادن کار و شغل ، و مشکلات خانوادگی قابل شناخت است . بعضی از اعضای ما زندان را تجربه کرده اند ، بعضی دیگر قادر به ادامه رابطه ای حتی برای مدتی کوتاه نبوده اند و بعضی نیز از طرف خانواده طرد شده و از آنها خواسته شده بود که دیگر با خانواده شان تماس نگیرند .

غیرقابل اداره بودن درونی وشخصیتی ، اغلب از طریق اعتقادات غیرواقعی و ناسالم در مورد خومان ، دنیایی که در آن زندگی می کنیم و افرادی که در زندگیمان وجود دارند ، شناسایی می شود . ما ممکن است که اعتقاد داشته باشیم فرد بی ارزشی هستیم ، ممکن است فکر کنیم دنیا حول محور ما می چرخد ، نه اینکه باید به حول محور ما بچرخد بلکه در واقع می چرخد . ممکن است باور داشته باشیم که کار ما نیست که از خود مواظبت کنیم ، بلکه دیگران باید این کار را بکنند . ممکن است فکر کنیم مسئولیتهایی که دیگران و افراد معمولی در زندگی قبول می کنند ، برای ما خیلی زیاد است . عکس العملهایمان نسبت به رویدادها ممکن است افراط و تفریط باشد . عدم ثبات عاطفی اغلب راهی واضح برای شناخت غیرقابل اداره بودن شخصی ( درونی ) می باشد.


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - h.b.z - ۲۹-۴-۱۳۹۳ ۰۶:۵۵ صبح

قدم اول از من میخواهد بیماری خود را بپذیرم و غیر قابل اداره شدن زندگیم را از بیماری خود بدانم و اعتراف کنم که من عاجزم در برابر مصرف مواد و بیماری اعتیاد.


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - MOSLEM - ۲۲-۷-۱۳۹۳ ۱۲:۱۶ صبح

قدم یک ازمن میخواهد که عاجز باشم .ولی تنها عاجز بودن کافی نیست .بلکه بایدعاجز عمل کنیم عاجز زندگی کنیم .عاجز فکرکنیم ..........


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - azad1 - ۲۳-۷-۱۳۹۳ ۱۱:۲۱ صبح

سلام دوستانWinkقدم یک ازمن میخواهد .که نواقص خودرابشناسم.و من درمقابل مواد مخدر وبیماری اعتیاد عاجزم ومن به واسطه اجبار در مصرف وبیماری اعتیاد زندگیم غیر قابل اداره شده است ودیگر نمیتوانم مواد مصرف کنم قدم اول از من میخواهد که در مقابل بیماری اعتیاد وعاجزیهایم وهر گونه بهانه ودستاویزی تسلیم باشم وباتمرین کردن پنج اصل روحانی مسیر بهبودی خود را پیش ببرم وبرای کارکرد قدم دوم اماده باشمBig Grin


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - اسماعیل1357 - ۹-۸-۱۳۹۳ ۰۶:۵۹ عصر

قدم اول همیشه برای من یادآور است که من هنوز عاجزم و باید عاجزانه حرکت کنم . من امروز هنوز هم به رفتن به جلسات ، کارکردن قدمها ، مشارکت کردن ، خواندن نشریات و خدمت کردن احتیاج دارم . هنوز هم باید من مواظب بیماری اعتیاد باشم . قدم یک میگه تو باید دستاویزهای خودتو اقرار کنی . مواظب افکارهای منفی خودم باشم .


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - اسماعیل1357 - ۹-۸-۱۳۹۳ ۰۷:۰۱ عصر

مفهوم بیماری اعتتیاد :یک نیروی مخرب درون من ، یعنی من بین راه صحیح و غلط اکثراً راه غلط را انتخاب میکنم . اما نه همیشه ( مخصوصاً زمانی که از اصول کمی فاصله میگیرم ) .
این نیروی مخرب درون من اسمش وسوسه است . وقتی من در مورد چیزی وسوسه میشوم به تنها چیزی که فکر میکنم لذتهای آن است . وقتی من به لذتهای آن چیز فکر میکنم پشت بندش اجبار به سراغم می آید و دقیقاً همان موقع است که اسماعیل به عادات و رفتارهای خودمحورانه اش پناه می برد .
مثلاً : من با دیگری فرق دارم . من بلدم چکار دارم میکنم ، همین یکبار که مشکلی ندارد و الی آخر ...
پس من بدون اینکه خودم خبر داشته باشم سالهای سال در چرخه این بیماری گیر کرده ام و نمیتوانستم و نمیدانستم که چکار کنم تا خوب شوم . چونکه من یک بیماری داشتم به نام بیماری اعتیاد .
مزمن – پیشرونده – لاعلاج و کشنده . در کل ، مواد مخدر یک گوشه ای از بیماری اعتیاد م است .
من با این بیماری آمدم انجمن معتادان گمنام : مواد مخدر از زندگی من رفت بیرون . و من تازه در انجمن معتادان گمنام از بیماری خودم آشنایی و شناخت پیدا کردم .
شاید امروز اون آشفتگی و دربدری و بدبختی مصرف مواد مخدر از زندگیم بیرون رفته . اما هنوز اون ترکش های مواد مخدر در زندگی من است .
قدم یک این را به ما یاد آوری میکند : که اسماعیل خانواده ات تو را ترک کردند و راهشون را از تو جدا نمودند ، دیگه دوستان خوب و صادق اطرافت باقی نموند . ، در اجتماع و کوچه و بازار هیچ اعتباری نداشتی
روز اول ، انجمن و قدم یک اون جوری با من صحبت میکرد . اما امروز انجمن و قدم یک میگه اسماعیل اگه خانواده تو را قبول کرده در اجتماع دارای اعتبار و عزت شدی و دارند روی تو حساب باز میکنند . اینها نشانه بهبودی نیست . شاید در خانواده و اجتماع جایگاهیی پیدا کرده ای، اما تو هنوز از نظر فکر مشکل داری. و امروز به این درک رسیده ام که اگر من نتوانم اون عقاید و افکارها و رفتارهای قدیمی خودم را ترمیم و اصلاح کنم خواهان نابودی هستم .
یک سوالی داشتیم که آیا امروز بر روی خواسته های خودتان اصرار می ورزید ؟ .امروز من اینو فهمیدم که بین خواسته و نیاز فرق است . امروز مشکلی که ما داریم این است که ما به نیازهای خودمان توجه نمیکنیم اما به خواسته های خودمان بیشتر توجه میکنیم . بر روی خواسته های خودمان پافشاری میکنیم . همیشه خواسته های من هوای نفس منه .
امروز در جلسات خودمان می بینیم دوستانی که لغزش کرده اند . اینها جزء دوستان همدردی بودند که نخواستند از نظر فکری تغییر کنند ، هنوز با اون افکار غلط گذشته خودشان زندگی می کردند.
امروز اکثر ما تغییرات را در ( لباس شیک پوشیدن ، ریشها را سه تیغ کردند ، اتو کردن لباس ، در کار منزل به خانم خونه کمک کردند ، به این جلسه و اون جلسه رفتند ، در این کمیته و اون کمیته خدمت کردند ) میدانیم اگر اینها را انجام بدهیم حتماً تغییر کرده ایم اما نه مسئولیتی ونه کاری ، در واقع داریم راه را به بیراهه میرویم داریم عوضی راه میریم ) . ما اگر نتوانیم افکار و عقاید گذشته خودمان را تغییر دهیم مجدداً مصرف خواهیم کرد . امروز جلسه رفتن بسیار خوب و ضروری است آیا بعد از جلسه ضلع دیگه مثلث بهبودی را رعایت میکنی یا تا نصف شب دنیال دوستان بهبودی هستی .
امروز فکر وسوسه است که به ما آسیب می رساند .نه خود وسوسه .اگه وسوسه بیاید که دیگه ما راه فراری نداریم مگر آنکه خداوند کمک مان کند و خدارا شکر میگویم که تا به امروز وسوسه به سراغم نیامده هر چی آمده فکر وسوسه است نه خود وسوسه . بیماری اعتیاد همیشه دوست دارد ما فکر وسوسه را با خودمان حمل کنیم . چرا که ( این فکر خراب و مخرب درون من ، منو همیشه به بیراهه هدایت میکنه ) . من امروز باید این فکرهای وسوسه را مدیریت کنم . تا به من آسیب نرسانند . ( با اقرار کردند ، با گفتن احساسات واقعی ، در موقعیت قرار نگرفتند ، کنترل نکردن ، قضاوت نکردند ، سرم توی لاک خودم بودند و . . .
دوستانی هستند در جلسات ، همیشه از زندگی خودشان ، از خدا، از دوستان همدرد ، از خانوده از همه چیز می می نالند و شکایت دارند . اینها افرادی هستند که با فکرهای وسوسه آلود زندگی میکنند ، کار میکنند ، زندگی میکنند ، به جلسه می آیند اما باز هم با خودشان درگیرند . پس ما باید امروز مواظب فکرهای احمقانه خودمان باشیم ( به ظاهر موجه ولی در واقع غیر موجه و غیر منطقی )
امروز من باید برای رشد و تغییر کردن خودم به خودم کمک کنم . باید فکرهای بحران زا و آسیب زا را شناسایی کنم و مدیریت کنم . امروز باید زندگی بحران زای خودم را مدیریت کنم . اما چطور ،من نه مدیر کاردان و کاربلدی هستم و نه تجربه این کار را .من بخاطر اینکه دوست دارم انسان باشم آدم بشم باید شروع کنم به کارکردن کارکرد قدم دوم و ده قدمی بعدی . به امید خدا کم کم ما هم میتوانم رشد کنیم و به تعالی برسیم دریجه های افکارمون باز بشه . به خداوند وصل بشیم . و با نوشتن تراز قدم ده از داشته های روحانی خودمان مراقبت کنیم .
این مهم زمانی به واقعیت تبدیل خواهد شد که من اصل روحانی روشن بینی را رعایت کنم ( من فهمیدم که معتادم ، بیمار هستم ، باید جلسه بروم ، مشارکت بکنم ، راهنما بگیرم ، خدمت بکنم ، در طی 24 ساعت تراز روزانه بگیرم ، مثلث بهبودی را رعایت کنم ، فهمیدم که رفتارهای گذشته ام اشتباه بوده )
قدم اول از تسلیم شروع می شود ( یعنی بچه ها من نمیتوانم مثل گذشته زندگی کنم ، من هنوز هم عاجز و ناتوان هستم ، هنوز هم فکرم درگیر است هنوز هم دارم خودمحوری میکنم ، هنوز هم در اداره کردن زندگیم مشکل دارم ) وقتی من اینها را قبول کردم تسلیم اصول انجمن ، تسلیم راهنما ، تسلیم خدمت کردن ، تسلیم خداوند و ... می شوم .
بعضی مواقع در طول پاکی با این جمله روبرو می شویم که اسماعیل تو رو خدا برو مصرف کن ، زمانی که مصرف میکردی از الان بهتر بودی ، آروم تر بودی ، حداقل سرت توی کارخودت بود .
حالا یک سوال از خودم میپرسم : اسماعیل چطور پسرت ، زنت و همکارت فهمیدن که تو واقعاً داری به همه خسارت میزنی ، از همه طلب کاری ، راه را اشتباه میری . اما خودت هنوز نفهمیدی و یا فهمیدی خودت را به نفهمی زده ای . بهبودی یعنی جلسه کار و خانواده ( همش در یک راستا و مساوی ) . بهبودی یعنی من امروز در همه زمینه ها در رفتن به جلسه رفتن به سرکار خدمت به خانواده ، مدیریت داشته باشم . ما امروز باید اولویت های زندگی خود را خوب شناسایی کنیم ، و طبق اولویت ها برنامه ریزی کنیم . ما تغییرخواهیم کرد و رشد خواهیم نمود . اما شرط داره : نکاتی را باید منه اسماعیل رعایت کنم .
من وقتی امروز قبول کردم که بیماری دارم به نام اعتیاد ( لاعلالج ، کشنده ، مزمن ، پیشرونده ) در نتیجه باید برای درمان خودم یک کاری را انجام بدهم ، همانطور که یک شخص بیمار برای درمان بیماری خودش به دارو نیاز دارد . و باید دارو مصرف کند تا خوب شود .پس من هم بعنوان یک بیمار داروی درمان من تسلیم است . بهبودی با تسلیم آغاز می شود و با لج بازی به پایان میرسد . من عیناً داشتم میدیدم که داره زندگیم داغون و نابود میشه ، چرا دارم با خودم لج بازی میکنم چرا به فکر آینده خودم و خانواده ام نیستم . همین چراها ، شاخه بیماری من است .
انجمن معتادان گمنام برای دو گروه هیچ علاجی ندارد : 1- گروهی که باید مراجعه بکنند به روان پزشک ، تیمارستان 2- گروهی که لج باز هستند .
باید امروز خودمو از نو بسازم باید برای درمان این بیماری یک کاری انجام بدهم اون هم با کارکرد بقیه قدمها .
بهبودی با تسلیم شروع می شود تا دیروز من تسلیم افکار و عقاید قدیمی خودم بودم زندگیم آشفته و ویران شد . اما امروز اگر تسلیم اصول انجمن باشم زندگیم دگرگون خواهد شد و از زندگی کردن ، هم خودم و هم اطرافیانم لذت خواهند برد .
نوشتن عجزها در قدم یک بسیار برایم مفید و با ارزش است چونکه من سریع فراموش می کنم . قدم یک ، قدم عجزهای زمان مصرف من است ولی قرار نیست من همیشه در داخل عجزهای خودم بمانم ، قرار است من با کارکرد قدم ها رشد کنم ، به تعالی برسم ، پیشرفت کنم .
اگر امروز میخواهم خاطرخواه پیدا کنم و خانواده و اجتماع با جان و دل منو قبول کنند و خودم از زندگی کردن خودم لذت ببرم و یک الگو باشم ، محکوم به تغییر درونی هستم . باید امروز یک فرد مفید و سازنده ای باشم برای اجتماع ، یک پدر و شوهر باارزش و مفیدی و مسئولیت پذیری و باغیرت و پر توان و با خدایی باشم برای خانواده ام .
در واقع من باید امروز انسان باشم آدم بشوم همه اینها موثر نخواهد نشد الی با رعایت کردن سه اصل روحانی انجمن ( جلسه ، کار ، خانواده ) . و انشاالله با کارکرد قدمهای بعدی با خداوند آشنا بشویم . و به اون بیداری روحانی که صحبت میکنند برسیم . انشاءالله .


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - حمیدسقالی - ۲۵-۸-۱۳۹۳ ۰۷:۵۰ عصر

باسلام قدم اول میخواهد عجز و ناتوانی خود را فراموش نکنم و همیشه اویزه گوشم بکنم و انهم بصورت عملی .قدم اول از من میخواهد در کارهای عملی نیز عجز خود را به فراموشی نسبارم وقدم اول به من میگوید حمید در انجام کارهای مفید ناتوان است ولی در انجام کارهای غیر مفید استادم


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - FARYAD - ۲۵-۸-۱۳۹۳ ۰۹:۱۲ عصر

سلام سلام سلام به همه ی عزیزان همدرد

FARYADهستم یک معتاد
با سپاس از مدیران و بزرگان تالار

قدم اول از من میخواهد که در وحله ی اول بپذیرم که یک معتادهستم و دربرابر اعتیادم عاجز و ناتوان

دوم:اینکه به من این شجاعت و شهامت رامیدهد که به اعتیادم اغرار کنم و صادقانه بگویم که زندگیم در راستای مصرف مواد دچار آشفتگی و بی نظمی شده است

سوم:اینکه مصرف مواد باعث از دست دادن شخصیت،سلامت عقل و جسم ،شغل ،خانواده و حتی طرد شدن از اجتماع شده است...ما زندگی را برای خود و اطرافیانمان

بسیار تلخ کرده و باعث سرشکستگی همسر و فرزند ،پدر و مادر و......... شده ایم

زندگی ما که زندگی نبود،زندگی میکردیم تاکه مصرف کنیم و مصرف میکردیم تا زندگی کنیم،آنهم چه نوع زندگی؟؟؟؟؟

زندگی سرشار از خفت و خواری و ......

آری باید روشن بین باشیم و بپذیریم که درمقابل مواد مخدر عاجزیم و با خود و اطرافیان صادق باشیم و روشن بینانه به زندگی نگاه کنیم و تسلیم برنامه ، قدم ها و جلسات

باشیم تا به کمک گروه و دوستان بهبودی و لطف ایزد منان پاک زندگی کنیم
پاک بمانیم
پاک این دار فانی را وداع کنیم و باعث سربلندی خود،خانواده و جامعه گردیم
===============
======
درصدد نباش کاری کنی که چیزهای که برایت پیش می آید،آنگونه اتفاق بیافتد که توآرزو داری، بلکه چیزهایی را که پیش می آید آنگونه که هستند آرزو کن، در این صورت

به آرامش خاطر خواهی رسید


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - مجید تحریر - ۱۰-۹-۱۳۹۳ ۰۸:۰۰ صبح

سلام دوستان مجید معتاد درک شخصی و امروز منه و ممکنه فردا تغییر کنه قدم یک از من میخواد که اقرار کنم و بپذیرم مشکل اصلی من بیماری اعتیاد است نه مصرف مواد نه ضعف اخلاقی فقط و فقط یک بیماری قدم اول یعنی بیرون آمدن از انکار یعنی من با دیگران تفاوت ندارم قدم اول یعنی گیرم پدرم فاضل از فضل پدر مرا چه حاصل یعنی به هرجا که رسیدم فرقی نمی کنه دارایی و نداری من چه قدر است و نکته قابل توجه اینکه 12 قدم جهت میل به بهبودی است و شامل خود بهبودی نیست هدف قدم اول این است که جرقه بهبودی در من ایجاد شود و قدم اول یعنی اینکه اگر کسی هست که مصرف میکنه براش دعا کنم نه اینکه بگویم خوش به حالش اگر منم میتونستم مصرف میکردم متشکرم مرسی


RE: قدم اول از ما چه می خواهد؟ - کیمیا الف - ۱۹-۱۰-۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ صبح

سلام .کیمیا هستم معتاد.من از لحاظ فکری به عجز کامل رسیدم و قبول کردم در برابر اعتیادم عاجزم .اما بیماری من هر روز چهره ی جدید رو به من نشون میده و قبول کردم تنها با شرکت تو جلسات و مشارکت و سپردن خودم دست خدا میتونم از وسوسه و برگشتن به بیماریم در امان بمونم.