|
تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
|
|
۲۲-۱۰-۱۳۸۹, ۰۱:۳۴ عصر
|
|||
|
|||
|
تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
آیا تا به حال وابسته شدهایم؟
آیا تاکنون به واژههائی مانند وابستگی، دلبستگی و یا پیوستگی دقت کردهایم؟ آیا تاکنون تجربه کردهایم که در ارتباط با کسی یا چیزی در بیرون از خودمان، احساس یکی شدن داشته باشیم. به نحوی که قسمت ناتمام یا نیمهتمام ما را تکمیل کند؟ در این حالت دو وضعیت به وجود میآید: یکی وضعیت جهنمی که ما آن را با واژه ”وابستگی“ معرفی میکنیم و دیگری حالت بهشتی که ما آن را ”پیوستگی“ مینامیم. ● وابستگی چیست؟ در قالب یک جمله یعنی اینکه: ”ما در ارتباط با کسی یا چیز آنچنان مجذوب شدهایم که احساس میکنیم با نبودن آن، ما نیز نابود میشویم“ در ین حالت، ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیکی و ... آن عادت کردهایم. برای تجربهٔ این وضعیت میتوانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت میکند، ولی نمیتوانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت میکند، ولی نمیتوانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که قوتی به جائی از آن فکر میکنیم، عذاب میکشیم. ● پیوستگی چیست؟ پیوستگی از نظر ما یعنی اینکه با آنچه در ارتباط قرار گرفتهایم و به آن عشق میورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود میشویم. در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمیدهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما میشود. بهعبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را میتوانیم حفظ کنیم. ● چگونه حالت وابستگی خود را به احساس پیوستگی تبدیل کنیم؟ الف) شناخت موارد وابستگی: در خلوت خود یا با کمک گرفتن از فردی لایق، بررسی کنیم کدامیک از موارد کار، پول، پرخوری، پرحرفی و ... بیشترین وابستگی را برای ما ایجاد کرده است. بررسی کنیم که کدامیک از نیروها مثل نیاز، هوس، ترس، شک و تردید و ... در ما در این ارتباط فعالتر میباشند. در رفتار خود بررسی کنیم به خاطر چه سوژهای از خواب و خوراک خود کم میکنیم و فکر و احساس ما در چه مواردی، ما را بهطور ناخواسته به دنبال خود میکشاند و در کنترل آن دچار مشکل میشویم. برای چه مواردی بیشتر از حد توان خود وقت میگذاریم و به خاطر اینکه هدیهای به فردی بدهیم یا در کنارش باشیم، از سلامتی خود میکاهیم، بررسی کنیم در ارتباط با رسیدن به چه خواستههائی خود را کوچک و حقیر میسازیم و در ارتباط با چه افرادی، اتمام توان خود را بهکار میگیریم تا خواستههای خود را از آنها گدائی کنیم. بررسی کنیم با چه کسانی ارتباطی بیمعنا و سست داریم یا ارتباط ما مرده و نامطلوب است و دراین ارتباط به دنبال چه میگردیم. در نظر بگیریم ترس از دستدادن چه چیزهائی را داریم، تا متوجه شویم ریشههای وابستگی ما کدام هستند. ب) تکنیکهای رهائی از وابستگی آنچه ما را سرشار از عشق، رضایتخاطر و آرامش میکند و در ارتباط سالم دوطرفهای قرار میدهد، مشخصههای دیگری دارد که بهطور ظریف و حساسی قابل تفکیک میباشند. چنانچه راههای زیر را بهکار گیریم، میتوانیم تجربه کنیم که در وضعیت وابستگی قرار گرفتهایم یا پیوستگی و در پی آن میتوانیم از فضای جهنمی وابستگی، رها شده و از فضای بهشتی پیوستگی لذت ببریم. ۱) قطع وابستگی دربارهٔ افراد یا مواردی که در نزدیکی با آنها یا حتی به دور از آنها احساس میکنیم که دچار نگرانی میشویم و حتی بهصورت وسواسگونهای میخواهیم گرفتاریها و رفتارشان را کنترل کنیم و بهطور مرتب میخواهیم برای آنها نقش مددکار را بازی کنیم. از این به بعد، اینگونه بیندیشیم که هر فردی مسئول اعمال خویش است. به جای کنترل افراطی و به اسارت کشیدن آنها، اجازه دهیم خودشان فرصت کسب تجربه را داشته باشند. ما فقط باید آنها را راهنمائی کنیم تا در حد توانائی خود بهصورت منسجم و سازمانیافته پیشرفت کنند. ۲) رهائی از رفتارهای وابستگی بدون ترس، یک نسبت از رفتارهائی که وابستگی خود را در پشت آن پنهان کردهایم، تهیه کرده و آنها را از رفتار خود حذف کنیم. بر روی مواردی مانند دروغ گفتن، غر زدن، اصرار به متقاعد کردن، التماس کردن، رشوه دادن، طراحی حقههای کوچک و بزرگ، بچهدار شدن به قصد وابسته کردن، تحقیر کردن، شکایت کردن، محکوم کردن و... حضور خود را قویتر کنیم تا بتوانیم باورها و ریشههای به وجود آورندهٔ این اعمال را بشناسیم؛ سپس روبهروی هر کدام بنویسیم چه باورها و توانمندیهائی را لازم است در خود تقویت کنیم تا به این کارها دست نزنیم. ۳) عامل وبستگیزا را رها کنیم کلیهٔ مواردی مانند: گرفتن، اعتبار، پست، مقام، قدرت، احترام و سایر مواردی که به واسطهٔ آنها میخواهیم به احساس سرخوشی و رضایت برسیم را شناسائی کنیم. ۴) استقلال خود را حفظ کنیم زمانی که عاشق دیگران میشویم یا اجازه میهیم که دیگران عاشق ما شوند، مراقب باشیم که در عین لذت بردن از حمایت عاشقانهٔ طرف مقابل خود یا دادن حمایت عاشقانه به او، طوری رفتار کنیم که بدون حضور او نیز بتوانیم به خواستههای خود برسیم. ۵) اعتماد به خود، اتکاء به خداوند در حالتی از حضور قرار بگیریم که حس کنیم مواردی مانند ناامیدی، ترس، ضعف و هرگونه کمبود دیگر فقط با حضور خداوند تکمیل میگردد اما فقط حق داریم به خدای خود وابسته باشیم که همواره از اوج آسمانها تا قعر زمین و در فضای بین آن دو و مهمتر از همه در وجود خود ما حضور دارد و همیشه با ما است. ۶) رهائی از شرمندگی به یکی از بزرگترین طرفهای خداوند که ”توبه“ نامیده میشود، آگاهتر شویم. با خدای خود راز و نیا کنیم. تمام ضعفها، اشتباهها و گناههای خود را به او اعتراف کنیم و فقط او را حمایتگر اصلی بدانیم و به هر چه غیر از اوست، به هیچ عنوان تکیه نکنیم. ۷) بالا بردن آگاهی و تغییر باورهای وابستهکننده باورهائی مانند ”شرمنده میشوم اگر... را انجام دهم“ یا ”اگر... را انجام ندهم، یعنی هنوز بزرگ نشدهام“ و یا ”حلقهٔ ازدواج، حلقه بندگی است“ را رها کنیم و کانون توجه خود را به باورهای پیشرونده معطوف کنیم. ۸) آمادهسازی دستها و شبکهٔ حمایتگر از دوستهائی که بهطور حقیقی، ما را دوست دارند، کمک بگیریم تا ما را یاری دهند که به این توانمندی بریم. چنانچه آن سوژه را نیز از دست بدهیم، باز هم ارزشمند، کامل و دوستداشتنی باقی میمانیم و به ما کمک کنند تا پس از قطع ارتباط، دوباره به سراغش نرویم. ۹) رهائی از وابستگی و رسیدن به پیوستگی در اوج آرامش و قدرت، آسیبهای مربوط به وابستگیهای قبلی خود را ترمیم کنیم به این منظور: الف) خودمان را دوست داشته باشیم و برای یادگیری مهارتهای دوست داشت خود، به جلسههای عملی آموزش مهارتهای زندگی بهمنظور خودباوری و همیاری برویم. ب) همواره جهت وابستگی خود را در سبز عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم. ج) رابطهای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعدادها و توانمندیهای ما امکانپذیر شود. ۱۰) انجام مراقبه به صورت یک عادت روزانه برای کسب لذت بیشتر، مراقبه را جزء یکی از مهمترین کارهای روزانهٔ خود قرار دهیم. تا میتوانیم آمادگی دریافت عشق را در خود بیشتر کنیم. همواره همانند داشتن تغذیهای سالم، تمامی ده مخزن عشق خود را بهطور متعادل شارژ کنیم. در هر ارتباط حضور خود را بر روی عشقی که از سوی خداوند در هر مورد ظاهر میشود، حفظ کنیم چه این عشق در حوزهٔ ارتباطهای زناشوئی باشد و چه در ارتباطهای اجتماعی و یا دیگر رابطههائی که وجود ما را به وجد و سرور میآورد. سیب که هیچ تمامی باغ را می چینم اگر در تبعید گاهمان فقط مـــــن و تــــــو باشیم ... |
|||
|
|
۲۵-۱۰-۱۳۸۹, ۰۹:۲۶ عصر
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
همدرد عزیز فقط یک صفحه نوشته بودی ولی فکر میکنم انجام این موارد ماه ها طول میکشه و بعد برای تثبیتش سالها وقت لازمه . سعی مسکنم راهکارهاتو انجام بدم . به امید خدا
Live in such a way that those who know you but don't know God come to know God because they know you |
|||
|
|
۲۵-۱۰-۱۳۸۹, ۱۰:۴۰ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۱۰-۱۳۸۹ ۱۰:۴۴ عصر، توسط maha.)
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
در عالم تجرد و تلاش برای یافتن شخص مناسب، همیشه این امکان وجود دارد که پس از مدتی معاشرت با شخصی جذاب یا قابل قبول، با جمله ناراحت کننده ای از این دست روبرو شوید: ما به درد هم نمیخوریم یا این رابطه به جایی نمیرسه.
گذشته از این که دنیا بر سرتان خراب میشود، چه کار دیگری میتوانید انجام دهید ؟ گریه کنید ؟ سعی کنید او را به ادامه دادن رابطه تشویق کنید ؟ وسایلش را از پنجره به بیرون پرتاب کنید ؟ آنچه مسلم است این است که شما خود را در یک کشمکش احساسی شدید خواهید یافت. اما برای بازگشت به زندگی طبیعی، روشهای متعددی وجود دارد که در اینجا به آن اشاره کرده ایم. یک دقیقه بعد از به پایان رسیدن رابطه[/b] آنچه میخواهید انجام دهید : شما یک یا چند مورد از صدها واکنش ممکن را تجربه خواهید کرد، از جمله خشمی شدید و طوفانی، حمله اشک و داد و فریاد یا بهت زدگی. روش بهتر مقابله : دکتر دن نوهارت (Dan Neuharth) روانپزشک و نویسنده کتابهای بسیار مفید خودشناسی میگوید : هنگامی که خبر بدی را میشنویم، بدن وارد حالت وحشت شدید و جنون آمیز شده و همه چیز در آن سرعت میگیرد. او میگوید که بهترین روش در دست گرفتن کنترل در چنین لحظات سرسام آوری، متوقف شدن، نگاه کردن و گوش دادن است. بر وجود خودتان متمرکز شوید، به تنفس خود توجه کرده و کوشش کنید که سرعت حرکات و واکنشهای بدن خود را پایین بیاورید. این خودآگاهی میتواند به شما کمک کند تا در 60 ثانیه پر تنش اولیه منطقی و هوشیار باقی بمانید. به محض اینکه آرام شدید، از یار سابق خود دور شوید تا مدتی تنها یا با دوستان خود باشید و به تدریج موقعیت جدید را درک و هضم کنید. بیهوده در کنار او نمانید و برای یافتن پاسخ به این در و آن در نزنید زیرا کار عاقلانه ای نیست و نتیجه ای هم نخواهد داشت. قطع رابطه نوعی مذاکره نیست و هر کاری که پس از آن برای تغییر نظر طرف مقابل یا تنبیه او انجام دهید، در نهایت موجب ناراحتی خودتان خواهد شد. یک ساعت بعد آنچه میخواهید انجام دهید : کوشش میکنید که حال خود را بهتر کنید. مینشینید و اندوه خود را در الکل غرق میکنید، به خریدی بی قید و بند میروید یا نیمه شب به یار سابق تلفن میکنید تا آخرین حرفتان را به او بزنید. روش بهتر مقابله : انجام دادن کارهایی که به شما آرامش روحی ببخشند، بسیار عالی است به شرط اینکه با انجام دادن آنها دچار پشیمانی نشده و حال خود را بدتر نکنید. به گفته نوهارت: گاهی در زمانی که دل شکسته شده اید فکر میکنید که تنها عامل تسکین بخشی که به آن نیاز دارید میتواند دو کیلو شکلات باشد. اما اگر علاوه بر تنها شدن، احساس چاقی هم به سراغتان بیاید، باید به فکر روش مقابله دیگری باشید. و اینرا هم بگویم، اثبات اینکه دوست سابقتان اشتباه کرده است تاثیری در اصل ماجرا که رها شدن شما باشد، نخواهد داشت. اینکار تنها موجب میشود که شما کمی نامتعادل به نظر برسید. شما دونفر میتوانید بعدا گفتگویی منطقی با یکدیگر داشته باشید. از جمله رفتارهای مثبت میتوان به موارد زیر اشاره نمود: گفتگو با یک دوست نزدیک که بتواند فقط به درددل شما گوش کند یا رفتن به باشگاه ورزشی. میزان اندورفین (endorphin) (نوعی پروتئین مسکن دریافتی شما پس از ورزش یا حتی یک پیاده روی طولانی، میتواند امواج اندوه را خنثی کند. یک روز بعد آنچه میخواهید انجام دهید : عمل از روی انگیزه آنی و بدون تفکر، شما میل فراوانی برای تماس با او احساس میکنید، با 50 نفر از دوستان اینترنتی خود قرار میگذارید، روی بدنتان خالکوبی میکنید یا نیمی از موهای سرتان را میتراشید. روش بهتر مقابله : کنترل نکردن انگیزه های ناگهانی و غیر عقلانی، واکنش دفاعی ذهن برای کنار راندن صدمه روحی وارده است. دکتر نوهارت میگوید: در این زمان اطلاعات هنوز در حال هضم هستند. کسانی وجود دارند که صبح روز بعد هنگام بیدار شدن، به خاطر نمی آورند که از طرف شخص مورد علاقه خود رها شده اند. هنگامی که این افراد متوجه میشوند آنچه به یاد می آورند، تنها یک خواب بد نبوده است، به این فکر می افتند که شاید یک تغییر بتواند همه چیز را بهتر کند یا لااقل آغازی تازه باشد. باید متوجه باشید که این ایده جدید، تنها در اثر یک انگیزه آنی ایجاد شده است و بلافاصله آنرا عملی نکنید. او در این زمان نوشتن خاطرات روزانه را تمرینی مفید میداند. هیچ کس نمیخواهد طرد شود، اما تراشیدن مو هم نمیتواند فایده ای داشته باشد. سه روز بعد آنچه میخواهید انجام دهید : خزیدن در یک حفره تاریک، ماندن در رختخواب، بارها و بارها شنیدن یک ترانه غمگین. روش بهتر مقابله : بله، حقیقت تلخ است. بین یک روز و سه روز تفاوت کیفی بسیاری وجود دارد. حالا زمانی است که این قطع رابطه به خوبی درک شده و حالاست که شما درهم شکسته خواهید شد. ترشح آدرنالین (و خشم) موجب میشود که دو روز اول را بگذرانید، اما پس از تحلیل رفتن این هورمون، خود را با همان میزان درد و خستگی ناشی از حرکت در طوفان احساسات مختلف، خواهید یافت. سیل اشکهایی که تصور میکردید فرو نخواهند ریخت، جاری میشوند. لحظه ای خشمگین و لحظه ای غمگین خواهید شد و در مراحل مختلف اندوه به حرکت درخواهید آمد. در اینجا باید حواس خود را به اینکه استراحت کرده، غذا خورده و در کل از خود مراقبت کنید، معطوف نمایید زیرا بخشی از وجود شما، از درون زندگیتان کنده شده است. اگر به یک روند مشخص که شما را مشغول نگه دارد بچسبید، کار عاقلانه ای انجام داده اید. یک هفته بعد آنچه میخواهید انجام دهید : تلفن کردن به او، ورود به صندوق پست اینترنتی او، چک کردن مدام و وسواس گونه پیامهای روی تلفن، چک کردن پیامهای دوستان او در صفحات عمومی مانند یاهو 360. روش بهتر مقابله : تبریک! شما اکنون در مرحله (او را برمیگردانم) هستید! نوهارت میگوید: در این مرحله شما سعی میکنید به شیوه ای عقلانی از این شوک خارج شوید، اما این تصور که شاید دل او برایتان تنگ شده باشد، فقط وضعیت را بدتر خواهد کرد. فکر کردن مداوم به او تنها درد و رنج شما را افزایش خواهد داد. پذیرفتنش مشکل است، اما اگر شخص مورد نظر واقعا نخواهد با شما باشد، شما نمیتوانید هیچ کاری برای بازگردانش انجام دهید. در برابر وسوسه تحلیل تمام دلایل او برای پایان دادن به رابطه مقاومت کنید و تصور نکنید که تنها با تغییر دادن یک بخش کوچک از این موارد میتوانید دوباره وارد زندگی وی شوید. اما اعتقاد به اینکه میتوانید از میان این حادثه با بلوغ بیشتر خارج شوید و رنج فعلی را دور بیاندازید بسیار مفید خواهد بود. شاید در این مرحله متوجه نشوید، اما بدانید همانطور که زخمها، بدون اینکه از آنها بخواهید، درمان میشوندف قلب شکسته هم التیام میابد. دو هفته بعد آنچه میخواهید انجام دهید : فکر کردن به اینکه در روزها و موقعیتهای آتی، داشتن یک یار و یک زوج بودن چگونه میتوانست باشد، یادآوری نکات مثبت و مواهب بودن در یک رابطه عاشقانه و فکر کردن به اینکه دیگر عاشق نخواهید شد. روش بهتر مقابله : از خود بپرسید که آیا واقعا برای او دلتنگ شده اید یا دلتان برای آنچه در رابطه بوده، مانند نجواهای عاشقانه و قرارهای معمول شبهای تعطیل تنگ شده است. در حال حاضر شما تنها به یاد لحظات خوش گذشته و وارونه و زیبا جلوه دادن تاریخچه رابطه خود با کسی هستید که عملا شما را از زندگی خود بیرون انداخته است. آیا این شخص ارزش این همه اشک و آه را دارد ؟ آیا زمان دور ریختن نشانه های حضور وی در زندگی شما نرسیده ؟ عکسها را در جایی دور از دید قرار دهید، ایمیلهای مشترکتان را پاک کنید، خانه را مجددا و به میل خود بچینید تا با نگریستن به آنها مدام به یاد اطرات گذشته نیافتید. نوهارت میگوید: روابط عاشقنه در اصل عادت هستند، و شما باید این عادت را ترک کنید. اگر نشانه های این شخص را مدام در اطراف خود ببینید، خارج کردن وی از ذهنتان دشوارتر خواهد شد . یک ماه بعد آنچه میخواهید انجام دهید: سعی میکنید حضور این شخص ناراحت کننده را در زندگی خود فراموش کنید، انگار هرگز او را نمیشناخته اید. روش بهتر مقابله : قبل از اینکه معشوق سابق خود را به کلی فراموش کنید، با توجه با فاصله ای که در این مدت ایجاد شده، مدتی صبر کنید تا بیشتر درباره او فکر کنید. نه به خاطر اینکه دوباره وی را به دست آورید، بلکه برای اینکه این رابطه را مرور کرده و از تکرار اشتباهات اجتناب کنید. (البته اگر هنوز به اندازه روز سوم احساس درماندگی میکنید، برای پیشگیری از افسردگی با یک مشاور تماس بگیرید) یک خط زمانی مشخص را در نظر بگیرید و از زمان آشنایی خود، اولین قرار ملاقات عاشقانه، اولین مشاجره و هر واقعه مشخص دیگر یادداشتهایی بردارید. اکنون دورنمایی از این رابطه در دست دارید و میتوانید از بیرون به آن نگاه کنید و نکات مثبت، منفی و زمانی که هشدارهای پایان رابطه آغاز شده و شما آنرا ندیده گرفته بودید را بیابید. زمانی که توانستید بدون احساس درد و اندوه به نکات مثبت او فکر کنید میتوانید مطمئن باشید که از او دور شده و از رابطه خود چیزی آموخته اید. |
|||
|
|
۲۶-۱۰-۱۳۸۹, ۰۵:۰۷ عصر
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
maha عالی بود واقعا ترکوندی فقط ای کاش اینا رو من 2 ماه پیش میدونستم شاید اون وقت راحت تر میتونستم حرکت کنم
Live in such a way that those who know you but don't know God come to know God because they know you |
|||
|
|
۲۷-۱۰-۱۳۸۹, ۰۴:۵۴ عصر
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
خوشحالم عزيزم. براي خودم خوب بود گفتم براي ديگران هم مفيد باشه.خوبيش اينه ليليان عزيز الان آزادي 2 ماهه كه رهايي من آرومم ولي هنوز قلبم گيره و نتونستم فراموشش كنم .در كل ممنون خيلي پر انرژي هستي حس خوبي ازت گرفتم
|
|||
|
|
۳۰-۱۰-۱۳۸۹, ۰۳:۲۴ عصر
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
ممنون از این که تجربه ها و دانشتونو به اشتراک میذارید.من که مدام از رابطه ای به رابطه ی دیگه وارد میشم و نه تنها پیش نمیرم بلکه بیشتر فرو میرم.دیگه واقعا خسته شدم.همیشه این منم که طرف مقابلم رو به شکل وحشیانه ای ترک میکنم و اونو وارد یک بهت و افسردگی طولانی مدت میکنم.احساس گناه میکنم و خودمو آزار میدم.دلیلشم اینه که خانوادم به من اجازه نمیدن تا وقتی درسم تموم نشده ازدواج کنم.هرچقدر هم واسشون توضیح میدم و از خواسته هامو نیازهام میگم فایده نداره.معیارهاشونم دیوانه کنندس.مگه خدا بیاد خواستگاری من...شاید روی اونم عیب بذارن.واسه همینه که تا میفهمم طرف مقابلم شدیدا بهم علاقه مند میشه و میخواد باهام ازدواج کنه خودمو بیرون میکشم که نیاد خواستگاریم و خانوادم اذیتش نکنن با طعنه هاشون...مشکل اینجاست که تنها کسیو که حس میکردم قطعه ی گمشده ی منه رو رد کردن و من هرکسی که وارد زندگیم میشه رو با اون مقایسه میکنم...حس میکنم دیگه هیچ وقت هیچ کس به صداقت و بی آلایشی و پاکی و نجابت اون وارد زندگیم نمیشه...کسی که از کنارش نشستن از باهاش صحبت کردن احساس بودن میکردم.کسی که کنارش میتونستم توانایی هامو ببینم و با رفتارهای محترمانه ی اون از خودم هم بزرگتر میشدم...دارم درد میکشم...وقتی ردش کردن دیدم چرا الکی بهش قول بدم و ارتباطمو ادامه بدم...قطعش کردم...اما حس میکنم همه چیز واسم تموم شد...وارد یک ارتباط دوستی شدم..اما این یکی هم به این نتیجه رسیده که میخواد با من ازدواج کنه...منو مسخره میکنه که میگم خانوادم نمیذارن...میترسم اینم بیاد خواستگاریو خانوادم اینو هم ازم بگیرن..من چون میدونستم حالاحالاها نمیذارن ازدواج کنم گفتم با یک نفر فقط دوست بشم....از اول هم بهش گفتم...اما همیشه همینجور میشه..از طرفی دیگه اگه این ارتباطم تمام بشه دیگه نمیخوام ونمیتونم ارتباط تازه ای رو شروع کنم...روحم خسته س...یک ارتباط دائم میخوام...و هیچ چیز مثل ازدواج انسانو آروم نمیکنه که خانوادمم اینو ازم دریغ میکنن..دارم به جنون میرسم..من خیلی خسته و اذیتم...
|
|||
|
|
۴-۱۱-۱۳۸۹, ۰۱:۰۰ صبح
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
دوستای عزیزم چنتا کتاب رو به توصیه راهنمام خوندم که خیلی بهم کمک کردن کتاب وابستگی متقابل ،کتاب هم وابستگی و کتاب زن کامل .امیدوارم برای شما هم خوب باشند...
|
|||
|
|
۹-۸-۱۳۹۰, ۰۸:۳۳ عصر
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
سلام به همگی و امیدوارم خوب باشین من از خانم ماها تقاصای دارم که اسم کتاب و نویسنده در مورد مطلبی که گذاشته به من بگوید چون فکر می کنم بهترین کمکی است برای من و ممنونم از همدلی شما دوستان خوب
|
|||
|
|
۱۱-۸-۱۳۹۰, ۰۵:۴۱ صبح
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
سلام من الان واقعا نیاز دارم با یکی حرف بزنم کار اشتباهی کردم بعد از 4 ماه دوری ازش بهش تلفن کردم اما به اسم کسه دیگه اس دادم خدا کمه که نفهمیده باشه من بودم دعا کنید برام نمی دونم چرا نتونستم هودمو کنترل کنم همین که حس کردم دیگه ندارمش گر گرفتم از یک خط دیگه بهش اس دادم به عنوان ناشناس اخه این چه کاریه که باید عشغمونو فراموش کنیم باید از کسی که دوسش داریم صادقانه باید بگزریم احه چرا؟ یک عمر سعی میکنیم یک کسی دوسمون داشته باشه بعد وفتی می فهمیم دوسمون داره پسش میزنیم اخه چرا؟ میدونید خیلی خستم خیلی دلم گرفته چرا الان من باید خودمو سرزنش کنم چرا باید غرور داشته باشم برای کسی که می خوامش اما اون منو نمی خواد دیگه اخه چراا ؟جواب چراهامو از کی بگیرم
|
|||
|
|
۱۳-۸-۱۳۹۰, ۰۷:۳۶ عصر
|
|||
|
|||
|
RE: تكنيك رهائي از وابستگي عاطفي
سلام سوگند عزيز
ممنونم ازتون كه صادقانه درون دلتون رو بيان كرديد واقعا من هم همين طور بودم اما چرا ما من بايد عشق رو گدائي ميكردم؟عشقي كه درون من هست؟. خدائي كه هميشه و همه جا بامن همراه بوده رو فراموش ميكنم و به چيزهائي كه كاذب هستند دل ميبندم. من بايد جوري باشم كه ديگران جذب من شوند و براي با من بودن لحظه شماري كنند و اين رو با بودن در اين انجمن و اعتماد و سپردن به خدا ميتوني بهش دست پيدا كني... اميد وارم روزي اين رو همين جا اعلام كني مثل الهام خانوم ميتوني تويه بخش راهنما مطالبش رو بخوني سیب که هیچ تمامی باغ را می چینم اگر در تبعید گاهمان فقط مـــــن و تــــــو باشیم ... |
|||
|
|
|
تماس با مدیر




