جهت دسترسی به تمام امکانات سایت از اینجا در گروه ویژه ثبت نام کنید








ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سنت دوم

نویسنده پیام
سبلانک آفلاین
راهنمای سایت
****

ارسال ها:335
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹
اعتبار: 6
سپاس کرده: 2274
1694 بار سپاس شده در 346 ارسال
ارسال: #1
سنت دوم
" در ارتباط با هدف گروه ما تنها یک مرجع نهایی وجود دارد خداوندی مهربان که به گونه ای ممکن خود را در وجدان گروه بیان کند . رهبران ما فقط خدمت گزاران مورد اعتماد می باشند آنها حکومت نمی کنند

رویای ما این است که روزی:[b]هر معتادی در دنیا فرصت تجربه نمودن پیام را به زبان و فرهنگ خاص خود داشته باشد و شانسی برای پیدا نمودن راه تازه ای برای زندگی بیاید."[/b]
۱۲-۱-۱۳۹۰ ۱۰:۴۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: کامیار ، ناهید
uosef آفلاین
مديرسايت بانيان جوان
********

ارسال ها:2,758
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس کرده: 10572
6655 بار سپاس شده در 1546 ارسال
ارسال: #2
RE: سنت دوم
وجدان منعکس کننده رابطه شخصی ما با خداوندی که درک میکنیم میباشد و باید مواظب باشیم و جدان گروهی با نظر افراد گروه یا با عقیده گروهی اشتباه نشود. مثلا هنگام رای گیری که به درد خدمت کردن میخورد رای بدهم و رای را که با وجدان بیدار است بدهم
علی رقم میل یا حل شدن تضاد درونی ام.
هدف گروهی ما چیست؟
حفظ امانتی که از پیشینیان به دست مارسیده. رعایت حق و حقوقی که اینده گاه نسبت به این برنامه دارند. کار گروهی و در کنار همدیگر ماندن در گروه.مفهوم و وظیفه ما درسنت دوم مخلوط شدن عقیده ها دلیلی هست که هیچ کس را تویه این دنیا قبول نداشته باشم و در نتیجه قوه دریافت کمک را نداشتم و بلعکس ستاره شده و با نفوذ تکیه میکردم.
با بکار گیری این اصل سنت دوم مرجعیت را به خداوند میسپارم وبا توجه کامل به سهم خود در گروه سنت ها را تمرین میکنم مثلا هنگام رای گیری بدانم چرا میخواهم رای بدهم یا چرا نمیخواهم رای بدهم . ایا تحت شرایط شخصی یا شخص نیستم؟ ایا اصول را به شخصیت ها ترجیح میدهم؟ ایا فکر میکنم این فرد برای خدمت مناسب است.
طبق فهمی که در این سنت پیدا میکنم جلسه و گرو ه را در نظر میگیرم و نه شخص را اگر گروه خوب باشد فرد هم رشد میکند فرد در گرو ه رشد میکند فرد در گروه بهبود پیدا میکند نه در رای شخصی ما
مجموع تمام این تمرکز ها مفهوم این سنت است.

طی کردن کلیه سلسله مراتب وجدان گروهی مفهوم سنت دوم است:
1_احساس نیاز
2_مشارکت اعضاء
3_گذاشتن وقت کافی برای جلسات اداری
4_روشن شدن مطلب برای همه و مشورت کردن(به ما چیزی میدهد اما کم نمیکند)برای مشورت کردن وقت لازم است.
در سنت دوم صحبت از این است که کار ما گروهی است و تک تک ما در وجدان دست جمعی گروهی شریک میشویم به دلیل داشتن بیماری اعتیاد ما تصمیم گیر های خوبی نبودیم برای همین هم به قدم سوم نیاز داریم در سنت دوم هم به این نتیجه و فهم مشترک میرسیم که مرجعیت نهائی رابه خداوندی مهربان بسپاریم همگی شاهد حضور خدا وند خواهیم بود.
چرا که ما معتغدیم که قدرت در گروه وجود دارد نه در فرد وجدان گروهی جواب گوی مشکلات است نه فرد.
خداوند به ما میگوید که چه کار کنم.

برداشت دست جمعی از اراده خداوند برای گروه باعث میشود یک صدا بوجود بیاید یعنی انقدر راجب به این مسئله صحبت می کنیم تا به یک برداشت گروهی برسیم رویت کردن خواست و اراده خداوند از بین نظرات اعضا و تن دادن به وجدان گروهی یک حمایت روحانی طرف برای ماست ما ترجیح میدهیم که اقا_رئیس_مرشد نداشته باشیم و تجربه نشان میدهد که اگر گروه تبدیل به شاخه هائی از شخصیت گرداننده اقا ویا عضو دیگری شود تائثیر خود را از دست میدهد.
سنت دوم به من میگوئید اگر کاره ای شدی خدمت کن حکومت نکن در انجمن ما به جای اتکا به عقاید شخصی خود و غرور و خود محوری به خداوند تکیه میکنیم خداوندی که خود را در وجدان گروهی بیان میکند و ما دائما مواظب باشیم که تصمیم هایمان منعکس کننده خواست خداوند باشد.
اصول حقیقی روحانی هرگز با یکدیگر در تضاد نیستند و همیشه مکمل یکدیگرند و برای همین ما میگوئیم وجدان بیدار گروه اشتباه نمیکند از مشخصات گرداننده نمونه بودن در انجمن است که با خدمات ایثار کننده ما همیشه خود را نشان میدهد.
تفاوت ما با افراد عادی این است که انها یکسان هستند و تصمیماتی که میگیرند متفاوت است ولی ما معتاد هستیم و تصمیماتی که میگیریم یکسان و در راستای یک هدف است.

کاربرد اصول روحانی:

اصول روحانی در این سنت تسلیم-ایمان-تواضع-روشن بینی و گمنامی میباشد.

تسلیم:تسلیمی که ما خود را به رهنمود های ان نیروی برتر که به صورت وجدان گروهی متجلی شده است تسلیم میکنیم و خود را و منافع مشترکمان را به یاد می اوریم.

ایمان:ایمان به ما یاد اور میشود که هدایت ما توسط یک نیروی برتراز خودمان صورت میگیرد .ایمان داشتن شهامت میخواهد.

تواضع: در عمل به معنای ان است که ما توانائی ها و تفاوت وضعیت خود را به طور صادقانه ارزیابی میکنیم تواضع به ما امادگی میدهد که از تمایلات شخصی خود بگذریم تا بتوانبم به گونه ای موءثر بر انجمن خدمت کنیم و فرو تنانه نگاه کنیم.فروتنانه نگاه کردن به مشکلات تمرکز و حل کردن ان توسط اعضا صورت می گیرد.

روشن بینی:همان گونه که ما به تجربه بقیه معتادان برای باز یابی خود نیاز داریم برای خدم نیز محتاج به راهنما و عقاید انها هستیم.
(ما یاد میگیریم از گوشهای خود بیشتر از دهانمان استفاده کنیم)


گمنامی:در انجمن همگی برابر هستیم هیچ شخصی و یا گروهی در فهمیدن اراده یک نیروی برتر انحصار ندارد. تمام ما در شرایط حال ظهور رسیدن یک رابطه اگاهانه با نیروی برتر که مطابق با درک خودمان میباشد و باهم برابریم یک نیروی برتر سرچشمه اساس هدایت انجمن در کل میباشد .

خدمت در انجمن یک تجربه و یاد گیری است که هم برای اسان کردن راه است و هم به رشد شخصی ما کمک میکند.
ما در عوض خدمت ایثارگرانه خود سود روحانی میبریم اصل روحانی گمنامی برداشت انجمن ما از وجدان گروهی میباشد. عقاید هر یک از اعضاء از اهمیت خود برخورد دار است و گروه راهنمائی خود را از وجدان دست جمعیه تمام اعضایش بدست می اورد.

قبل از اینکه گروه تصمیمی بگیرد اعضایش با نیروی برتر خودمشاوره میکنند و از او در خواست راهنمائی میکنند. صدای هر یک از افراد گروه به صدای نفر دیگر ملحق شده ایجاد یک احساس و برداشت دست جمعی از اراده خداوند برای گروه و در نتیجه به وجود امدن یک صدای قوی مشترک از مجموع تمام ان صداها میشود که مارا راهنمائی میکند.ما تمام این صدا ها را وجدان گروهی میدانیم همین اصل گمنامی برای مسئولیت گردانندگی در انجمن به کار میرود. اگر چه افراد عضو به عنوان گرداننده در انجمن خدمت میکنند ولی این گردانندگان فقط خدمت گزاران مورد اعتماد ما هستند که وظایف خود راطبق و جدان گروه به انجام میرسانند(اصل نفعی نفس) در خدمات و راهنمائی دسته جمعی از شخصیتهای فردی خدمت گزاران مورد اعتماد ما پیش میگیرند. به این ترتیب ما فرصت اشتباه کردن در گروه را به تک تک اعضایمان میدهیم .ولی حق اشتباه کردن را از انها میگیریم..............


چشمانت روشن

و چشمانم تاریک

روز را به تو می بخشم

تا شبم را پر ستاره کنی
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱-۱۳۹۰ ۰۶:۲۳ عصر، توسط uosef.)
۱۲-۱-۱۳۹۰ ۰۶:۲۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: narges khatoon ، nahid ، سبلانک ، کامیار ، ناهید ، shahinyekta
داریوش س آفلاین
مدير:راهي براي بهبودي(گروه ویژه طلائی)
********

ارسال ها:1,415
تاریخ عضویت: اردیبهشت ۱۳۹۰
اعتبار: 8
سپاس کرده: 1567
5321 بار سپاس شده در 1301 ارسال
ارسال: #3
RE: سنت دوم
هر اعتراضی را برای این توهین قلمداد میکنیم چون خود محوریم . ما باید گرو ه محور شویم
ما ایمان میاوریم که تصمیم ما تصویری از خداوند است. روشن بینی در سنت دوم یعنی اینگه همیشه راه دیگری هم هست پس بر فکر و نظر خودم تاکید نکنم..
برنامه ما یک برنامه واژگون است یعنی مهمترین اعضای ما تازه واردان هستند. و مرجع ما خداو.ندی مهربان است
چون ما مدیران خوبی نیستیم.هرگاه که منحرف میشویم اصول ما را به سرجایمان برمیگرداند.مثلا قدمها ما را سرجایمان نشاند ودر سنتها گروه.وجدان گروه قابل تغییر است چون ما در حال رشدیم به جای عقیده شخصی به عقیده گروه گردن مینهیم ما نباید نسبت به جلسات اداری بی تفاوت باشیم. تسلیم اراده خداوند شدن یعنی همسو بودن با گروه
بدتری شکل تحقق وجدان گروه رای گیست و بهترین شکل ان توافق اکثریت گروه است.انتقاد بدون نواقص ما را به فهم مشترک میرساند
یعنی اینکه اگر نظر من در گروه رد شد بهم نریزم لنتقاد یا پیشنهاد سازنده باعث رشد میشود نه اینکه با رنجش پیشنهاد کنم چون این گونه شرطی ست و بر اثر خاطرات است.
در سنت دوم از خود محوری به خدا محوری میرسیم قسمت پر لیوان رامیبینبم نه خالی ان را.کنترل کردن یعنی حکومت کردن

در جلسات به صحبت مخالفین گوش میکنم و نظر خود را هم بیان میکنم

زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!
چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛
من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،
حتی زندگی را ...
۲۶-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۴۷ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: سبلانک ، کامیار ، ناهید
ehsan آفلاین
كاربر جديد
*

ارسال ها:73
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
سپاس کرده: 5
206 بار سپاس شده در 55 ارسال
ارسال: #4
RE: سنت دوم
سـنـت دوم
◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘◘
اصول روحانی گمنامی ما یادآور ما می گردد که در معتادان گمنام همگی برابر هستیم . هیچ شخص با گروهی در فهمیدن اراده ی یک نیروی برتر ف انحصار ندارد . ما در انجام عملی گمنامی ، بدون توجه به احساسات شخصی خودمان راجع به یک نفر ، نسبت به همه محبت ، توجه و احترام نشان می دهیم . هر عضوی در مراحل ایجاد وجدان گروه ، برای خود جایی دارد . تمام ما در منصه ظهور رسیدن یک رابطه ی آگاهانه با نیروی برتری که مطابق با درک خودمان می باشد با دیگران برابریم .

گوهر خویش را هویدا کن کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس

چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران؟

خویش را اول مداوا کن کمال این است و بس
۲۳-۶-۱۳۹۰ ۰۴:۴۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: کامیار ، ناهید
uosef آفلاین
مديرسايت بانيان جوان
********

ارسال ها:2,758
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس کرده: 10572
6655 بار سپاس شده در 1546 ارسال
ارسال: #5
RE: سنت دوم
سنت دوم: «در رابطه با هدف گروه ما،تنها يك مرجع نهايي وجود دارد، خداوندي مهربان كه به گونه ممكن خود را در وجدان گروه بيان مي‌كند. رهبران ما خدمت‌گزاران مورد اعتماد ما مي‌باشند، آنها حكومت نمي‌كنند.»

سنت‌ها بعنوان منبعي براي گروه‌ها و يكايك اعضاء قابل استفاده مي‌باشد. «چگونگي عملكرد»

از خداوند مهربان سپاس گزارم كه فرصتي دوباره براي زندگي به من هديه داد و از برنامه معتادان گمنام تشكر مي‌كنم كه به لطف اصولش به جاي درد و رنج بيماري اعتياد، آرامشي نسبي در زندگي و افكارم جاري است و از مجله «پيام بهبودي» و «خدمت‌گزاران آن ممنونم كه امكان برقراري ارتباط با همدردان عزيزم را توسط اين مقاله كه برداشت و تجربه‌ام از سنت دوم مي‌باشد، فراهم كردند. آنچه را كه در اين صفحه مي‌خوانيد، صرفاً شايد عملكردم نباشد كه حتماً هم اين چنين است ولي سعي مي‌كنم از منابعي كه براي هدايت روحاني در اختيارم است در جهت انتقال تجربه به دوستان همدردم استفاده كنم.

در سال‌هاي متمادي مصرف مواد و فعاليت بيماري اعتياد كه از زندگي اجتماعي و انساني فاصله‌اي طولاني پيدا كرده و در تاريكي‌هاي تنهايي و انزوا دست و پا مي‌زدم و دركي از يك زندگي ساده و سالم در كنار جمع نداشتم، معيارهاي زندگي اعتيادم متشكل از اراده شخصي و تضادهاي خودمحورانه ناشي از بيماري‌ام بود كه بطور ملموسي تمام علائم حيات در وجودم را محو كرده و تنها جسمي بي‌روح، پريشان و دلي نگران با خستگي‌ها و درد و رنج‌هاي بيماري اعتياد عايدم بود. وقتي از يكي از اعضاي NA، پيام ساده و شفافي را گرفتم كه لازم نيست از بيماري اعتياد بميرم و راهي براي پاك زندگي كردن وجود دارد، با ناباوري به جلسات معتادان گمنام پناه آوردم. اولين روزهاي ورودم، توأم با شك و ترديد بود. چشم‌هايم پرسشگر و كنجكاو و چون هميشه دنبال راه‌حل‌هاي دارويي مي‌گشتم و باور داشتم كه اعتياد صرفاً با اولين بار مصرف شروع و با قطع مصرف پايان مي‌يابد. تمام دريافت و شناخت ايده‌هاي روحاني و آشنايي با واقعيت بيماري‌ام و نيز آشنايي با قدم‌ها و سنت‌ها در برنامه NA برايم اتفاق افتاد. به مرور درك من از زندگي كردن در جمع نگاه تازه‌اي به همراه آورد كه خودخواهي‌هايم را كم‌رنگ مي‌كرد. در ابتداي هر جلسه در گوشم زمزمه خواندني‌ها اين نجوا را به همراه داشت كه شركت مستمر در جلسات به ما كمك مي‌كند كه پاك بمانيم و در تمام صفحات كتاب‌ها و نشريات معتادان گمنام، تنها يك وعده داده شده بود كه با كاركرد قدم‌ها و اجراي اصول روحاني، در زندگي فردي و اجتماعي به مرور به فردي مسوول، سازنده و قابل قبول براي اجتماع خود تبديل شده و در كل، رهايي از بيماري اعتياد و آزاد زندگي‌كردن را تجربه مي‌كنيم.

جاذبه‌هاي جلسات بهبودي در ماه‌هاي اول فقط در مشاركت‌هاي بهبودي بود. كلماتي كه سرشار از اميد و روشني بود. ادبياتي كه با احساس و روحم همخواني داشت. از دوستي‌هاي پايدار مي‌شنديم و صحبت‌هايي كه نشانه عشق و خدمت بود. فقط در يك جلسه آمار گرفتم كه با كلماتي تقريباً مشابه، بيش از چهل بار نام خداوند و تشكر از هديه‌اش به گوش رسيد. همه اين‌ها شعله اشتياق به يك زندگي جديد را در وجودم شعله‌ور مي‌كرد وگرنه من كجا و نزديك‌شدن به جمعي كه نمي‌شناختم كجا! امروز باورم اين است كه همه همدردانم را در سرتاسر دنيا مي‌شناسم و دوستشان دارم. نمي‌دانم چرا؟ فقط مي‌دانم حضور آنها، جمع آنها، كلمات آنها، تجربه آنها و در كل عشق آنها كمك كرد تا امروز پاك بمانيم.

اولين مرحله بعد از قرار گرفتن در فضاي بهبودي و جلسات و آشنايي با قدم‌ها، مرحله نزديك شدن به افكار ديگران بود، چيزي كه هيچ وقت در باورم نمي‌گنجيد. هيچ موقع گوش شنوايي براي شنيدن ايده‌هاي مخالف و نقطه‌نظرها و پيشنهادهاي ديگران نداشتم ولي در جلسات اداري به مرور، رويدادهاي جديد برايم رخ داد. چقدر بابت اين كه نظرم را به جمع تحميل كنم، لجاجت و پافشاري مي‌كردم. سرخ مي‌شدم، فرياد مي‌زدم، قضاوت و پيش‌داوري مي‌نمودم. ولي با آشنايي و درك سنت‌ها همه زمينه‌هاي احترام به تصميمات جمعي در باورهايم نهادينه شد. امروز درك من از سنت‌ها با روزهاي اول خيلي متفاوت است. اوايل به سنت‌ها به عنوان قوانين لازم‌الاجرا نگاه مي‌كردم ولي در خدمت‌هاي گروهي، مسئله برايم از بايدها و نبايدها فراتر رفت و اصول روحاني نهفته در سنت‌ها كمك كرد تا رشد كنم آن هم رشدي روحاني و اين كه بتوانم پذيراي همه نقطه‌نظرات مختلف در سطح گروه، خانواده و جامعه‌ام باشم و نيز فهم اين كه جهت رسيدن به يك درك مشترك با ديگران براي داشتن زندگي مسالمت‌آميز و گروهي، روشن‌بيني و آموزش پذيري و نگاه واقع‌بينانه جزء ضروريات بهبودي است. من به عنوان يك بيمار (معتاد) راه حل تمام مشكلات را نمي‌دانم و تنها در تبادل نظرات جمعي مي‌توانم در مسير راه‌حل‌ها زندگي كنم، نه در طريق مشكلات. حقيقت بهبودي امروز برايم اينچنين تعريف شده كه بهبودي خودش را در خدمت خالصانه و صحيح، نمايان مي‌كند و بيماري در خودمحوري. احترام و پذيرش خرد جمعي كه حتي اگر احساس كنيم عليرغم ميل ما است و يا شايد اشتباه باشد، نتيجه كاركرد سنت دوم است. آن چه در اين سنت به نام خشن‌ترين ابزار براي رسيدن به فهم مشترك مي‌نامند، رأي‌گيري است و چقدر خوب است در جلسات اداري وقت كافي براي بررسي تمام پيشنهادها داده شود و چقدر ايده‌آل است كه همه اعضاي گروه متعهد به شركت در جلسات اداري باشند وگرنه چنانچه نسبت به سرنوشت گروه بي‌تفاوت باشيم، خواه ناخواه زمينه شخصيت‌پردازي و اعمال نظر فردي و نه نظر گروهي فراهم مي‌شود. در نتيجه بي‌تعهدي من به جلسات اداري، زمينه انتخاب خدمت‌گزاراني بدون ويژگي‌هاي خدمتي و يا خدمت بر پايه بيماري كه همان جايگاه حكومتي است، فراهم مي‌شود. چنين خدمتگزاري چون در جلسات اداري با باندبازي و اعمال نفوذ انتخاب شده و وجدان بيدار اعضا گروه در روند فهمي مشترك، شركت نداشته، انگيزه‌اي براي پاسخگويي ندارد و چون دركش از خدمت خودخواهانه است و حكومتي برخورد مي‌كند، فضاي بهبودي جلسه تبديل به فضاي ناسالمي شده و رنجش‌ها جايگزين دوستي‌ها مي‌شود. رأي گيري، آخرين ابزار براي رسيدن به فهم مشترك بوده، پس ابتدا بايد موضوعات و چالش‌هاي پيش رو مشخص و گروه و جمع راجع به آن بحث و گفتگو كنند تا زمينه‌هاي قبول بهترين ايده براي همه اعضا فراهم شود. فهمي كه منافع جمع را در نظر بگيرد، تصميمي است كه با مرجعيت خداوند مهربان اتخاذ شده و گروه را به مسير درست راهبري مي‌كند.

كاركرد سنت‌ها از جمله سنت دوم در زندگي اجتماعي و در خانواده و محيط كار مي‌تواند مرا از اشتغال فكري و انزوا، نجات بدهد و بايدهميشه به خودمتذکرشوم که بارجوع به منبع نيروي بيکران هستي در هر زمان و مكان، زمينه‌هاي آموزش‌پذيري و تسليم را تمرين كنم و نيز مي‌توانم به مرور خدمت و زندگي سالم در جمع و جامعه را تجربه كنم. چون هر چه بيشتر از نقطه‌نظرات خودخواهانه خود فاصله بگيرم و به عقايد و نظرات جمع توجه كنم، با كمي تأمل و مشورت با خداوند مهربان، به درك مشتركي با اطرافيانم مي‌رسم كه البته نشان دهنده بيداري روحاني من است.

هر زمان در جمع زندگي كردن همراه با رعايت اصول روحاني باشد و منافع جمعي در نظر گرفته شود و نه تنها خود، رهايي از بيماري اعتياد قابل لمس است و اگر غير از اين باشد، پافشاري، بر نقطه نظرات، عقايد و تمايلات شخصي و حاكميت اراده شخصي‌ام را مي‌توانم در اعمال و رفتارم مشاهده كنم. نواقصي كه حاصل آنها دورشدن از اصول اخلاقي و پديدار شدن روحيه سلطه‌جويي و پرخاشگري است كه بيمار اعتياد زمينه آن را برايم فراهم كرده است. آنگاه به جاي زندگي دوستانه در جمع، ناسازگاري با دنياي اطراف و زخم خوردن از تفكر بيمارم و گيرافتادن در خلوت و انزوا كه حاصل چسبيدن به هواي نفس است، نصيبم مي‌شود. وقتي كه شتابزده تصميم مي‌گيرم، چه در گروه باشد و چه در محيط اجتماعي و خانوادگي، حضور نيروي برتر را نمي‌توانم در تصميماتم دخيل كنم ولي وقتي در گروه زمينه ابراز هر نظري براي گفتگو و رسيدن به درك مشترك فراهم شود، حضور نيروي برتر و مرجعيت خداوند مهربان احساس مي‌گردد. در جايگاه خدمت اگر رعايت اصول برنامه و گفتمان نباشد، خواه ناخواه به جاي در نظر گرفتن ويژگي‌هاي درست خدمت‌گزار، رابطه‌ها و دوستي و غيره ملاك انتخاب مي‌شود و در آن صورت تجربه نشان داده كه در ساختار خدماتي و چه در خدمات گروهي‌مان، با چالش روبرو مي‌شويم. وجدان بيدار و آگاهي روحاني، بزرگ‌ترين هديه‌اي است كه در سالهاي طولاني مصرف و در تاريكي اعتياد، هيچ گاه نتوانستم به آن دسترسي پيدا كنم و امروز به لطف و محبت خداوند مهربان، اين هديه وسيله‌اي است براي زندگي روحاني كه در هر لحظه از زندگي‌ام اثرگذار است.

با رعايت اين سنت در سطح گروه به مشكلات گروه‌مان مي‌انديشم و در سطح زندگي بيشتر به مشكلات ديگران فكر مي‌كنم و باور دارم كه زندگي‌ام، بهبودي‌ام، و مشكلاتم با اراده خداوند مهربان به بهترين شكل ممكن اداره و حل و فصل مي‌شود. نگراني‌هايم به مرور كم‌رنگ شده و در عوض اميد و ايمانم به تنها تكيه‌گاهم، بيشتر مي‌شود. ايمان عميق قلبي دارم كه خداوندي كه ما را به اين برنامه هدايت كرده، در پيچ و خم‌ها و فراز و نشيب‌هاي اين مسير به ما كمك مي‌كند و مهم نيست كه هر كدام از ما معتادان از كجا آمده‌ايم، بلكه مهم اين است كه همگي به سوي نور و روشنايي در حركت هستيم و در طي اين مسير به اعضاي معتادان گمنام اعتماد مي‌كنم. آن‌ها انسان‌هاي كاملي نيستند ولي در NA تنها اميد من هستند.

به هر حال و به مرور هر حركتي كه با زمينه خدمت و در رابطه با هدف گروه تعريف مي‌شود، بايد از فهم مشترك گروه سرچشمه گرفته باشد و گرنه اين حركت نمي‌تواند خيرخواهانه بوده و به منافع جمع كمك كند. حتي اگر نيت‌ها خير بوده ولي رعايت اصول به همراهش نباشد، چون وجدان واقعي گروه را بدنبال ندارد، القا كننده اراده شخصي است. ياد مي‌گيرم در جلسات اداري، نقطه‌نظرات و پيشنهادهايم را كه احساس مي‌كنم به دور از غرايض شخصي است، مطرح كنم و قبول يا رد آن با نظر گروه است. تلاش و جنگ براي به كرسي نشاندن عقيده شخصي‌ام بر گرفته از بيماري اعتياد است و رشد و رهايي گروه با رعايت اصول روحاني و حضور مؤثر افراد متعهد به گروه خانگي‌شان اتفاق مي‌افتد. با درك و كاركرد سنت دوم، پايان تنهايي‌هاي هر معتادي رقم مي‌خورد. مي‌توان در گروه رشد كرد، دوستي‌هاي پايدار و عاشقانه‌اي داشت و در عين حال مخالف نظرهاي ديگران راجع به هر چيزي بود ولي ناسازگاري نكرد و در موضع تحميل عقايد و نظرات به گروه و جامعه قرار نگرفت.

امروز آزادي و رهايي از بيماري اعتياد يك رؤياي دست‌نيافتني نيست، بلكه با درك و اجراي سنت‌ها و قدم‌ها و اصول روحاني برنامه معتادان گمنام، قابل دسترسي است.

نقل از فصل نامه پيام بهبودي شماره 17

چشمانت روشن

و چشمانم تاریک

روز را به تو می بخشم

تا شبم را پر ستاره کنی
۳۰-۸-۱۳۹۰ ۰۳:۱۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: کامیار ، mr-constant ، ناهید
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: