دریا بی کران است و زورق من کوچک,
به تو توکل میکنم که همه کس را حمایت میکنی,
با من بمان که ظلمت شب از راه میرسد ,
وقتی که هیچ یاوری نیست و آسایش گریخته است ,
خدایا ای یاور بی کسان بامن بمان,
در هر لحظه به حضور تو نیازمندم ,
چه چیزی جز لطف تو میتواند ترسها را در هم شکند,
چه کسی جز تو می تواند راهنما و پناه من باشد,
در روزهای ابری و آفتابی بامن بمان,
از هیچ دشمنی نمی هراسم چون تو در کنار منی,
آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند,
مرگ هم تلخ نیست,
اگر با من بمانی همیشه پیروزم.
زمان کنونی: ۱-۳-۱۳۹۱, ۰۷:۲۴ صبح
درود مهمان گرامی! (ورود — ثبت نام)
امتیاز موضوع:
- 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
|
ترس سوال 36قدم چهارم جهانی
|
|
| نویسنده |
پیام |
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
ترس سوال 36قدم چهارم جهانی
36 به خاطر ترسهایم ، چگونه خود را فریب داده ام یا به خودم کلک زده ام ؟
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۱-۳-۱۳۹۰ ۰۶:۲۷ عصر |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: ترس سوال 36قدم چهارم جهانی
بله برای من فریب دادن و به خودم کلک زدن است .چون تکلیف خودم را روشن نمی کنم و نمی توانم کامل زندگی کنم و موجب نیمه زنده بودن برایم شده و نگرانی و استرس و ترس را همیشه با خودم در این یک مورد دارم حمل می کنم .
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۱-۳-۱۳۹۰ ۰۶:۳۳ عصر |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: ترس سوال 36قدم چهارم جهانی
آنچه ترس شمارا قوی میسازد آنچه خوآگاهی و شهامت شمارا قوی میسازد
قضاوت کردن،محکوم کردن،سرزنش کردن عشق
گوشه گیری،انزوا اجتماعی بودن،برخورداری از پشتیبانی دیگران،خانواده دوستی
خستگی استراحت
اغتشاش،تشویش و سردرگمی ذهنی برنامه ریزی روشن و واضح درمورد اهداف
اغتشاش،تشویش و سردرگمی جسمانی نظم و انظباط،پاکیزگی
دمخور شدن با افراد منفی باف و بدبین نشست و برخاست با افراد مثبت و خوش بین
مواد مخدر و الکل رفتن به دامان طبیعت،لذت بردن از زندگی
رژیم غذایی نامناسب تغذیه سالم
زیادتلویزیون دیدنخصوصا فیلم های خشونت- بار و ترسناک مطالعه کتاب های انگیزه بخش،گوش دادن به موسیقی های آرام بخش
خود را محروم کردن به خود جایزه دادن
سرکوب احساسات و فروخوردن آن ابراز احساسات و درمیان گذاشتن آن با دیگران
حضور در محیط های منفی حضور در محیط های مثبت
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۱-۳-۱۳۹۰ ۰۶:۴۰ عصر |
|
masoud kh
كاربر جديد

ارسال ها:26
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۹۰
سپاس کرده: 116
130 بار سپاس شده در 26 ارسال
|
RE: ترس سوال 36قدم چهارم جهانی
منظوراین سئوال توجیه وانکاراست یعنی فرارکردن ازترسهاوفریب دادن خودمان میباشدوبه قول معروف به خودمان کلک میزنیم.مانندزمان بچگی ازترس کتک خوردن تمارض به بیماری میکردم که ازپدرم کتک نخورم یااینکه تنهانباشم دوست ورفیق میگرفتم که ازتنهایی خارج شوم ولی موردسوءاستفاده قرار میگرفتم.درگذشته بخاطرترس ازقضاوت وسرزنش ماسک میزدم هیچوقت خودواقعیم نبودم وبااون چیزیکه نبودم واردعمل میشدم یعنی خودرابه نوعی دیگروانمودمیکردم ودرتصورات خودم راشخص دیگری میدانستم ولی درعمل شخص یاچیزدیگری بودم وبخاطراینکه دستم رونشودیاافشانشوم به خودم ودیگران کلک میزدم که ثابت کنم که هستم ویاوانمودمیکردم که نمیترسم.چون شهامت اقرارترس رانداشتم خودم راباماسک توجیه میکردم.درگذشته موادمیزدم ومشروب میخوردم وباخلافکارهامیگشتم که باعث شودنترسم یعنی به خودم کلک میزدم وخودرافریب میدادم که منهم وجود دارم.بدلیل تاییدنشدن وارتباط باافرادناموفق فرافکنی میکردم.فرافکنی یعنی انکارواقعیات بوسیله مقایسه خودبادیگران بطورمثال خودم موادمیزدم ولی اشخاص دیگری که بیشترمصرف میکردندانهارامعتادمیدانستم ویارفتارهای اشتباه خودرانسبت به دیگران میدهم.میترسدم که شغلم راگشترش دهم بخود میگفتم وضع مالی وشغل من ازفلانی که بیکاراست بهترمیباشد یعنی خودم راتوجیه ودورمیزدم.
برای داشتن چیزی که تابه حال نداشتم بایدکسی بشم که تابه حال نبودم.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۹-۱۳۹۰ ۰۷:۰۸ عصر، توسط masoud kh.)
|
|
| ۶-۹-۱۳۹۰ ۱۰:۳۱ عصر |
|