جهت دسترسی به تمام امکانات سایت از اینجا در گروه ویژه ثبت نام کنید








ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نامه اي براي تو

نویسنده پیام
uosef آفلاین
مديرسايت بانيان جوان
********

ارسال ها:2,758
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس کرده: 10584
6665 بار سپاس شده در 1549 ارسال
ارسال: #1
نامه اي براي تو
سلام خیلی خوشحالم که اینجائی امیدوارم که بازم اینجا ببینمت
اگر من درخيابان شما زندگي مي كردم وشما را در حالي مي ديدم كه شجاعانه ولي نا اميد عليه بيماري خود مي جنگيدي وبعضي اوقات كه نمي توانستي از ملاقات با من بپرهيزي وبا خودت صحبت ميكردي ،من جرات نميكردم بتو چيزي را بتو بگويم كه آلان ميخواهم بگويم :تو بمن اجازه نميدادي چون از من مي ترسيدي وفكر ميكردي كه من درخيانت جهاني عذابي سري ودروني همدست هستم وتو خود را آزار مي دادي .
اگر ما بصورت يكديگر نگاه ميكرديم ، من نمي توانستم راهي پيدا كنم كه بتو بفهمانم چهره ات را دوست دارم .من نمي توانستم بگويم چيزي براي نفرت وتمسخر و نصيحت كردن در تو پيدا نمي كنم .اما توبمن اجازه صحبت در باره بيماري مهلكت را نمي دادي ما هردو وانمود ميكرديم كه اين بيماري وجود خارجي ندارد.
بنابراين من مجبور به نوشتن نامه اي برايت هستم وآنرا دراين محل امن جايي كه تو پيدا كني قرار ميدهم تا آنرا بدور از چشم خانواده ات بخواني من وتو با يك عقيده مشترك شروع مي كنيم ، هر دو ميدانيم كه تو خيلي زياد ومخفيانه نگران مشروبخواري ات هستي.
ممكن است در هر سني باشي – يك دختر دانشگاهي ،يك مادر جوان ،زني حرفه اي ،همسر مشهور ترين شهر وند يك شهر ،يا مادر بزرگي با نگاهي مهربان ،شايد كه انسان برون گرا وبا نشاط هستي كه زندگي ات در جشنها مي گذرد ،يا شخصي ترسو با احساس خود كم بيني كه مجبور است قبل از هر كاري شجاعتش را به پاي بطري بريزد واين مهم نيست چقدر از نظر مردم ساده بنظر بيايد.
تو ممكن است سالها يا ماهها در حال نوشيدن باشي ،ولي اگركسي ترا الكلي بنامد بشدت وحشت زده مي شوي .آنرا انكار مي كني ،اما درخفا درعجبي كه آيا تو يك الكلي هستي ؟من بزودي بتو پاسخ خواهم داد با گفتن « اين جمله كه اگر نميتواني مصرفت را كنترل كني ، يا حالا بيش از آنچه دوست داري مصرف مي كني ، احتمال آن مي رود كه تو يك الكلي هستي .وقتي اين واژه را بكار مي بردم ،من ترا فردي رنجور از يك بيماري مي خوانم كه بطور توسعه يافته اي بدتر مي شود والكل بطور پيوسته دنياي آن شخص را آنقدر محدود مي كند كه هيچ درخواستي نمي شود وهيچ واقعيتي نيست جز « الكل ».
چون تو يك زن هستي ،زندگي ات مرموزتر است بنابراين پنهان كردن هرچيزي از هركسي حتي خودت ممكن است .ممكن است در انجام هر كاري موفق بوده باشي شايد – هنوز كسي نمي داند كه تو مصرف كننده اي بنابراين جرات مصرف پيك را در جمع نداري .مي داني كه اولين نوشيدني يك اشتباه است مانند سقوط ناگهاني در اوج پرواز.معمولا ممكن است يك الكلي 24 ساعته باشي .خصوصا در رختخواب ومن شايد در اين لحظه تو را در اتاق خودت جايي كه قصد داري به آن بطري پنهان شده زير لباس زيرت يا بالاي قفسه برسي دنبال كرده باشم .ممكن است خانواده ات به
سردردهاي مكررت شك نكرده باشند ،از طرف ديگر ،ممكن است يكي از سايه هاي باشي كه زندگي شان صبح وشب در بارها وسالن ها مي گذرد.شايد هم مشكل همسايه هاي رسواي شهر باشي احتمالا خانواده ات از تلاش براي مخفي كردن اشتباهاتت دست كشيده باشند .حتي فرزندانت هم بيش از اين سعي در بهانه تراشي نمي كنند .شايد هم خانواده ات را از دست داده باشي زيرا براي رفع مشكل نوشيدنت كمك نكردي. اما در حال حاضر در هر مرحله اي كه باشي ،اينجا اميدي براي تو وجود دارد وديگر شرمندگي وخجالت نبايد بتو راه پيداكند .تو شايسته اتهامات حق به جانب وسرزنشهاي ناراحت كننده اي كه ديگران برتو مي بارند نيستي مثل:.(« اگر تو ما را دوست داشتي نوشيدنت را ترك ميكردي ،تو به هيچ كس جز خودت فكر نمي كني ،تو بايد شرمنده خودت باشي) با وجود اين تحصيلات وفرصتها : تو يك هيولاي خود خواه وبي عاطفه نيستي .در واقع تو در نقطه كاملاّ متفاوتي هستي .تو يك زن بينهايت بيمار هستي .
بعد از تشخيص اين موضوع ،اصل بعدي اينست كه بپذيري ديگر مستحق هيچ سرزنش يا تنبيهي نيستي .تو فقط بايد بداني كه بيمار هستي وبيماريت خطرناك است ومي تواند هر چيزي را كه بتو نزديك مي شود تخريب كند واگر جلو گيري نشود مي تواند مغز وبدن قرباني را ويران كند اما گناه تو بيش از كسي نيست كه تب يونجه يا ديابت دارد .اگر يك الكلي هستي الكل برايت سمّ است.
دوست من تو در متحمّل شدن رنج غير قابل توصيف بيماري الكليسم تنها نيستي.زنان بي شماري شبيه تو وجود دارند كه در مراحل اوليه يا انتهاي اين بيماري اند.
هدف من از نوشتن اين نامه گفتن اين نكته است كه با وجود بيماري نا اميد كننده ات تو مي تواني دوباره خودت را پيدا كني ويك زندگي عقلاني ومعمولي داشته باشي وحتي شادتر . تو به زندگي قديمي ات كه قبل از بيماري الكليسم داشتي بر نميگردي زيرا آن زندگي هم به اندازه كافي خوب نبود .زندگي كه مي خواهم در باره اش با تو صحبت كنم در سمت ديگري از تجربه اي بزرگ واقع شده است وتو مي تواني آن را پيدا كني ودقيقا همان باشي كه خداوند هنگام آفريدنت در ذهن داشت.
««« دوست گمنام من عشق من بتو هزاران برابراست »»»
«« فقط كافي است كه تو دستت را دراز كني و به آن عشق برسي »»

چشمانت روشن

و چشمانم تاریک

روز را به تو می بخشم

تا شبم را پر ستاره کنی
۲۷-۳-۱۳۹۰ ۰۹:۵۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: رها ، احمد سار ، فردین فراری ، منیژه ، narges khatoon
uosef آفلاین
مديرسايت بانيان جوان
********

ارسال ها:2,758
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس کرده: 10584
6665 بار سپاس شده در 1549 ارسال
ارسال: #2
RE: نامه اي براي تو
براي بسياري از زنان پذيرش اين امر كه يك معتادند مشكل است اما اين اولين قدم بسوي هوشياري وسلامت عقل است.اگر هنوز اولين قدم را برنداشته اي همين امروز بمن اجازه كمك دربرداشتن آن را بده چون زماني كه بپذيري نا اميدي وويراني درونت نشانه هايي است ازبيماري ( اعتياد) ،( الكليسم) ،آنگاه آماده پذيرفتن كمك هستي .
اگر توبخواهي وآنقدرفروتن باشي كه به ما اجازه كار بدهي نه تنها براي امروزبلكه براي هميشه مصرفت را تبديل به آخرين بار مي كني وراه جديدي از زندگي رابتو نشان خواهد داد كه بطور غير قابل توصيف خوب وپر منفعت است براي تمام كسانيكه آنرا بپذيرند.
عموم مردم از روشهاي كار ( n.g,oا انجمن هاي داوزده قدمي ) اطلاعات كمي دارند .درواقع هيچكس نميتواند آنرا بطور عقلاني شرح دهد.اما مدارك رو به رشدي وجود دارد كه نشان ميدهند اين روشها عملي هستند.بعد از پذيرفتن ضعف در برابر(الكل)،(مواد) صادقانه ازيك قدرت مافوق كمك بخواه كه زندگيت را دراختيار بگيرد .آزادي وآزاد بودن در يك سطح عميق عاطفي جايي كه اين خواسته اتفاق مي افتد وبا تمام رنج ،ثابت شده است قويترين نيرويي است كه انسان مي تواند تجربه كند. قدرت اين احساس از ( الكل )، ( مواد)، قويتر است .ودرخواستي است بسيار مهم در طول تسلط عشق به خانواده احترام بنفس وخويشتن داري .
بيا چند لحظه در مورد خودت صحبت كن ، اولين بار چطور ( الكل) ،( مواد) مصرف كردي .البته نه فقط از روي لجاجت وبدي، اكثرپزشكان اين حقيقت راكه بعضي ها بدلايل بيش ازحد عاطفي بودن مصرف مي كنند راثابت كرده است .من زناني را ميشناسم كه بخاطر از دست دادن فرزندانشان وبسياري براي ورشكست شدن همسرانشان (الكلي)يا (معتاد) هستند.{ يعني همه چيز را درسطح عالي قبول دارند‌ }. آنها انتظار يك زندگي موفق رادارند.وقتي كه براساس اين،آنها نمي توانند زندگي كنند توان مواجه شدن با نا اميديها وشكستها را ندارند.
برخلاف اعتقاد ديگران (الكيها،معتادان) وجدان وضميربالايي دارند.آنها مراقب هرچيزي كه نمي توانند تحمل كنند هستند مانند استرس ونگراني.وقتي كه يك وجدان شكننده براي تحمل غصه ونگراني با يك ناتواني ناپايدار مواجه مي شود يك شيفتگي زياد جهت مصرف بيش ازحد بوجود مي آيد.
درگيريهاي عاطفي درافرادي با احساسات بالا ( بيش از حد احساساتي) آنقدر غير قابل تحمل مي شود كه منجر بفرار آنها مي شود.
دراين لحظه پاكسازي كامل مورد نيازاست.دراكثر( الكليها،معتادان)حس حقارت دركودكي بوجود مي آيد وباعث مي شود كه يك حرص خودستايي براي ستايش وموفقيت درايشان ايجاد شود وهرگز به آنچه ارائه شده راضي نمي شود.
دربعضيها ، نياز دارند كه ديگران چاپلوسيشان رابكنند.زياده روي ودربعضي موارد داستانهاي عاشقانه دائمي، نااميدي درمطالبات بيش ازحد،براي كسب فضائل وخوبيها تقاضا ميشود يك زن نا اميد گاهي اوقات قولهاي خيالي ( الكل ، مواد) ،اين فريبكار سنگدل را باور مي كند .وقتي اين تعارضات بي نهايت عاطفي همراه آلرژي جسمي بوجود آمد،قدرت ويران كننده ( الكل ،مواد) غير قابل اجتناب مي شود.ايشان مصرف مي كنند چون شاد نيستند،شاد نيستند چون مصرف مي كنند واين گيجي هاي مخرب تا جائي است كه فرد نميتواند بگويد كدام باعث ناراحتي است وكدام موثردر رفع آن.
راه برگشت ازاين عذاب بي حد وحساب بايد شامل بهبود براي هردو جنبه بيماري جسمي ووسوسه عاطفي باشد.روانشناسي روي هزاران مورداين چنيني كاركرده است .ودربعضي موارد موفقيتهايي هم كسب كرده اند.البته ثبت موفقيتهاي دائمي روبه پيشرفت نبوده .اغلب پزشكان اعتقاددارند كه يك فرد صدمه ديده درطول چند ماه ممكن است دقيقا به حالت اوليه برگردد يا درموقعيت بدتري قرارگيرد.
نتايج مثبت الكليهاي گمنام بيش از حد عظيم واز طرف ديگر بطورعجيبي ساده هستند.الكليها عاقبت از روي ناچاري از A.A كمك ميخواهند واز آنروز به بعد ديگر هيچ نوشيدني مصرف نمي كنند واز طرف ديگر برنامه روزانه اي خواهند داشت.

چشمانت روشن

و چشمانم تاریک

روز را به تو می بخشم

تا شبم را پر ستاره کنی
۲۷-۳-۱۳۹۰ ۰۹:۵۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: رها ، فردین فراری ، منیژه ، narges khatoon
uosef آفلاین
مديرسايت بانيان جوان
********

ارسال ها:2,758
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
اعتبار: 23
سپاس کرده: 10584
6665 بار سپاس شده در 1549 ارسال
ارسال: #3
RE: نامه اي براي تو
به عنوان يك تازه وارد ،در انجمن معتادان گمنام ،هر روز كه مي گذرد ،مطالب جديدي ياد مي گيرم ،يكي از درسهاي مهمي كه من ياد گرفته ام ،ارزش قادل شدن واهميت دادن به ارتباط با زنان ديگر انجمن است.من در جايگاه زني گمراه وعاصي هستم كه بشدت در رابطه با مردان ،مورد سوء استفاده قرار گرفته است .زني كه هرگز بازنان ديگر ارتباط برقرار نكرده ،هرگز تصور نمي كردم كه تا اين حد به ارتباط با زنان ديگر نياز داشته باشم .نمي توانستم ترس هايم ،ترديدهايم، واحساس عدم امنيتم رابا آنها در ميان بگذارم.فكر مي كردم ،آنها هرگز نمي توانند كمكي به من بكنند،زيرا كه من تفاوت بسياري با آنها داشتم.در حالي كه اين مطلب را مي نويسم ،لبخند ميزنم ،واين به دليل تغييرات عميقي است كه درتفكر من ،درحال ايجاد است.
ببينيد،من نه تنها جريحه داروآسيب ديده بودم ،مورد سوءاستفاده وخشونت قرارگرفته بودم بلكه ده سال از زندگي ام را،صرف جلب توجه بزرگسالان ميكردم واعتياد من به واسطه اين مسائل تقويت مي شد.احساس انحرافي من درباره خودم وديدگاه ناسالم من درباره زنان ديگر ،چيزي جز اختلال ورقابت وهم چشمي نبود.وقتي به اولين جلسه N.A قدم گذاشتم ،باورداشتم كه فقط مواد مخدر مي تواند بمن كمك كند درحالي كه نمي دانستم من به كمك خود نيازمند بودم .
من فكر ميكردم ،فقط بوسيله ظاهرخوب وجذاب مي توانم ،تائيد وتوجه جمع را يه خود جلب كنم وبا سركيسه كردن مردها ،قدرت خود راثابت كنم .من سالها تفكرات زيادي در مورد مسائل مختلف داشتم كه همه غلط بود.يكي از درسهايي كه دربرنامه آموختم اين بود كه براي خودم حد ومرزي تعيين كنم وزنان جلسه بمن كمك كردند تا بتوانم اين كار راانجام دهم .من حتي وقتي براي كمك گرفتن به جلسات مي رفتم ،احساس مي كردم كه باز هم با روشهاي قبلي خود بامردها رفتار مي كنم من از ترس اينكه ،با بيان كردن احساسات ناخوشايند وناراحتي هايم ،جذابيت خودم را دربين مردان برنامه از دست بدهم احساس ناراحتي كرده ودرجلسات مشاركت نميكردم !! اما من از نيروي برتر ،راهنمايم وزنان ديگر سپاسگزارم كه مرا ياري كردند،كه قدرت تشخيص اعمال خودم را داشته باشم .براي من مشخص شد كه اگر ميخواهم درجهت بهبودي حركت كنم ،بايد رفتارهاي كهنه خود را دور بريزم .اين وضعيت هفته ها ادامه داشت ودر نهايت احساس كردم كه زمان آن رسيده كه در جلسه صحبت كنم قلبم بشدت ميزد .به آرامي وبا كمك زنان جلسه ونيروي برترم ،كارم را شروع كردم من درمورداهميت تماس بازنان ديگر واينكه چگونه از رفتارهاي قبلي خودم درجلسات خسته شده ام ،صحبت كردم .وقتي جلسه تمام شد واكنش دوستانم بيشتر از انتظار من بود .زنان زيادي جهت تشكر وسپاسگزاري ازمن براي مشاركتي كه كرده بودم ،آمدند.تشكر؟؟؟! سرانجام ،خود را از شر اين مسئله رها كرده بودم.من فكر ميكردم كسي به اندازه خود من از من بيزار نيست.من فكر ميكردم بسيارمتفاوت از ديگران هستم.ولي امروز ياد ميگيرم كه با بقيه فرقي ندارم .بلكه انسان خاص هستم ولايق دوست داشتن .N.A اين درس رابمن آموخت .آن شبي كه من مشاركت كردم ودربسياري از شبهاي ديگر،زنان گروه،عشق خود رانيز نثار من ميكردند.بمن اعتماد بنفس دادند ومرا تشويق كردند كه در جهت دوست داشتن خود ،حركت كنم ،من اكنون تلاش ميكنم دست در دست زنان ديگر بگذارم وبه اين اعتماد رسيده ام كه دنياي من پر از عشق وتفاهم است.خواهران من در n.a در مورد من قضاوت نمي كنند ورقيبان من نيستند.آنها دركنار برادران n.a دوستان من ،خانواده من واميد من هستند.

چشمانت روشن

و چشمانم تاریک

روز را به تو می بخشم

تا شبم را پر ستاره کنی
۲۷-۳-۱۳۹۰ ۰۹:۵۷ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: ashena ، ALI_ASHEGH ، رها ، فردین فراری ، منیژه ، narges khatoon
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: