دریا بی کران است و زورق من کوچک,
به تو توکل میکنم که همه کس را حمایت میکنی,
با من بمان که ظلمت شب از راه میرسد ,
وقتی که هیچ یاوری نیست و آسایش گریخته است ,
خدایا ای یاور بی کسان بامن بمان,
در هر لحظه به حضور تو نیازمندم ,
چه چیزی جز لطف تو میتواند ترسها را در هم شکند,
چه کسی جز تو می تواند راهنما و پناه من باشد,
در روزهای ابری و آفتابی بامن بمان,
از هیچ دشمنی نمی هراسم چون تو در کنار منی,
آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند,
مرگ هم تلخ نیست,
اگر با من بمانی همیشه پیروزم.
زمان کنونی: ۲-۳-۱۳۹۱, ۰۱:۱۵ عصر
درود مهمان گرامی! (ورود — ثبت نام)
امتیاز موضوع:
- 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
ehsan
كاربر جديد

ارسال ها:73
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
سپاس کرده: 5
206 بار سپاس شده در 55 ارسال
|
چرا ما درد ميكشيم؟
چون ما محكوم به رشديم.(تغير كردن)
ما دو گونه درد داريم :يك دردهايي كه خودمان باعث ميشويم- دوم دردهايي كه پيرامون محيط باعث آن ميشود.(واقعيت هاي زندگي)(هديه خداوند)(سرنوشت)
درد در انجمن يعني مشكل-دوري- تنهايي
درد يعني:بالا رفتن توقع- اماها و اگرها
اگر ما درد نكشيم خوشي براي ما بي معني خواهد بود
درد شيرين چيست؟ رشد كردن – تغير كردن
ندانستن درد ندارد. بيشتر دردها به واسطه دانستن است و آگاهي موجب درد ميشود.
بزرگترين درد هم دور شدن از خداوند است.
گوهر خویش را هویدا کن کمال این است و بس
خویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس
چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران؟
خویش را اول مداوا کن کمال این است و بس
|
|
| ۲۱-۶-۱۳۸۹ ۰۶:۰۵ عصر |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: چرا ما درد ميكشيم؟
قصه ی لاک پشت ها!
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند.
از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.
در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند.
برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند.
بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند.
بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.
لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!
او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره.
خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.
سه سال گذشت ... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده.
او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.
در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!!!!!!!
نتیجه اخلاقی:
بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم.
--------------------------------------------------------------------------------
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۲۹-۷-۱۳۸۹ ۰۴:۴۶ عصر |
|
احمد سار
كاربر جديد

ارسال ها:69
تاریخ عضویت: دی ۱۳۹۰
سپاس کرده: 516
303 بار سپاس شده در 68 ارسال
|
RE: چرا ما درد ميكشيم؟
برای رسیدن به قله بایداز پرتگاه,دره ,جنگل وخطرات زیاد عبور کرد اگر قله مد نظرمان بلند تر باشید مشکلات سختر خواهد شد
امروز ما تصمیم گرفتیم که به واسطه کمک به همدر خود به خود کمکی کرده باشیم
وقتی دوستی از درد خود سخن می گوید ما اگر ان درد را تجربه کرده باشیم می فهمیم که چه می گوید ولی اگر تجربه نکرده باشیم به این فکر می کنیم که حتما" این درد سراغ ما هم می امد اگر دعوت خدا را قبول نمی کردیم
درد علامت بهبودی است و به ما می فهماند که داریم رشت می کنیم

انسان موفق کسی است که در تاریکی دنبال شمع بگردد
نه اینکه منتظر بشیند تا صبح شود . . .
|
|
| ۹-۱۲-۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ صبح |
|