دریا بی کران است و زورق من کوچک,
به تو توکل میکنم که همه کس را حمایت میکنی,
با من بمان که ظلمت شب از راه میرسد ,
وقتی که هیچ یاوری نیست و آسایش گریخته است ,
خدایا ای یاور بی کسان بامن بمان,
در هر لحظه به حضور تو نیازمندم ,
چه چیزی جز لطف تو میتواند ترسها را در هم شکند,
چه کسی جز تو می تواند راهنما و پناه من باشد,
در روزهای ابری و آفتابی بامن بمان,
از هیچ دشمنی نمی هراسم چون تو در کنار منی,
آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند,
مرگ هم تلخ نیست,
اگر با من بمانی همیشه پیروزم.
زمان کنونی: ۲-۳-۱۳۹۱, ۰۱:۵۱ عصر
درود مهمان گرامی! (ورود — ثبت نام)
امتیاز موضوع:
- 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
پیش گفتار قدمهای جهانی
سلام ضمن تشکر از مسئولین تالار برای شروع چند موضوع هست که باید بگویم اول اینکه من فقط 4 کلاس در خوانده ام و غلط دیکته ای دارم دوم آن چه که من میگویم فقط تجربه شخصی من بوده و ربطی به انجمن و باورهای اجتماعی ندارد ودر آخر هیچ جواب غلطی نداریم همه درست میگویند چون تجربه آنها ست امید وارم بتوانیم با صداقت و فروتنی جواب بدهیم شاد باشید
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۷-۶-۱۳۸۹ ۱۱:۵۵ صبح، توسط uosef.)
|
|
| ۲۷-۶-۱۳۸۹ ۰۹:۴۶ صبح |
|
سپاس شده توسط: | |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: پیش گفتار قدمهای جهانی
سلام قدمهای جهانی را برای کسانی که اولین بار است که قدم کار می کنند میتوانند در رابطه با مواد مخدر و غیر قابل کنترل بودن مصرف مثال بزنند و افرادی که یک بار 12قدم را کار کرده باشند میتوانند یک رفتار اجباری که زندگی آنها را آشفته کرده مثال زنده بزنند
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸-۶-۱۳۸۹ ۰۹:۵۲ صبح، توسط uosef.)
|
|
| ۲۸-۶-۱۳۸۹ ۰۸:۵۸ صبح |
|
سپاس شده توسط: | |
|
پيمان
كاربر جديد

ارسال ها:24
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
سپاس کرده: 2
41 بار سپاس شده در 22 ارسال
|
RE: پیش گفتار قدمهای جهانی
*مُقَدّمۀ كتاب راهنماي كاركرد قدم
1-درسال1980بادرخواست همۀ اعضاء تهيّۀ كتاب كاركرد قدم درسال 1995آغاز شده.
2- كلمۀ نوشتن حذف و كاركردجهت استفاۀ همه انتخاب شد.
3-اجازه داريم در صورت نياز از لغتنامه استفاده كنيم.
4-هم تازه واردان وهم قديمي ها مي توانند اين قدمها را كار كنند .
5-بهبودي د ر تجربۀ شخصي اعضاست نه در كتاب « عملكرد »
6-راهنما مي تواند به اين كتاب افزوده يا از آن كم كند .
7-اين كتاب به هيچ عنوان قابليّت كاركرد انفرادي ندارد.
بهبودي دراين كتاب به معناى رها كردن ورها شدن ازيك نظام فكرى بيمارگونه واختيار كردن يك نظام فكرى سالم براساس عملكرد به اصول روحانى ومعنوى قدمهاست.
معناي كاركرد قدم= يعني مشغول فعاليّت شخصى شدن كه به ما كمك مى كند تا از بيمارى اعتيادمان به هر شكلى كه فعلاً بروز كرده رهايى يابيم .
روشهاي كاركردقدم 1-خود آگاه 2-نا خود آگاه
1-خود آگاه= به طور مستقيم نوشتن و صحبت كردن وانديشيدن تا درعمق وجودبه صلح رسيده وبه ناخود آگاه مى رود.
2-ناخود آگاه= به صورت شهودى نيازبه برداشتن قدمها را مى شناسد واحساس مى كند كه بايد چنين باشد.
*شروع فر آيند بهبودي = تغيير ديد من نسبت به دنيا .
* عواملي كه در صورت وجود داشتن از شكل گيري بيماري جلو گيري مي كند« نظريه مازلو»
1-نياز هاي فيزيولوژيك «زيستى »: غذا . پوشاك . مسكن ورفع نيازهاى اوليه انسان .
2- امنيّت « معنوى . مالى . اجتماعى »
3-احساس تَعَلُّق : دوست داشته باشى ودوستت داشته باشند .
*تذكر = وجود سه عامل فوق باعث شكل گيرى اعتماد به نفس مى شود كه كمك مى كند قدرت تصميم گيرى و نتيجه تا 99% درست باشد .
اگر اعتماد به نفس در جريان رقص زندگى وروح باشد «خدا» منجر به عزت نفس يا خودشكوفايى مى شود
*نبود اعتمادبه نفس ≥≥≥ ترس ≥≥≥ جهت جريان ترس ≥≥≥ غرور كاذب ≥≥≥ حالت خدايى
*حالت خدايي به اضافه ترس مساوي با خود محوري يا ترس خودمحورانه است.
*اگر در دنياي واقعي نشود خدايي كرد معتاد در دنياى خيالى شروع به خدايى مى كند كه اين امر موجب به وجود آمدن شخصيّت كاذب يا معتاد گونه مى شود هرزمان كه در دنياى خيالى هم نشود خدايى كرد به عجز رسيده و وارد انجمن مى شود.
*اعتماد به نفس در جلسات تقويّت مى شود و غرور كاذب سركوب مى شود.
*روشهاي ازبين رفتن اعتماد به نفس « در مورد همه افراد يك جور نيست »
1- همواره در مراحل پايين بودن «خانه- كلاس- كار»
2-تقصير خطايي را كه نكرده ايم به ما نسبت مي دهند.
3- دست نيافتن به نيازهاي «جسمى – احساسى – عاطفى – معنوى – اجتماعى »
4-مورد تهاجم يا سؤاستفاده واقع شدن.
5-روي ما مارك بگذارند «بى مزه – نفهم - ........ »
6-نظامهاي كمال گرايانه .
7- تغيير رنگ اطرافيان .
8- هيكل نا مناسب در نوجواني .
*عوامل تقويّت اعتماد به نفس
1-با خود مهربان باشيم .
2- به موفّقيتهاي قبلي و واقعي فكر كنيم .
3- ذهن را با فروتني به آنچه كه مي خواهيم برنامه ريزي كنيم .
4- تمايل به يادگيري .
5- رفتن در زندگي و ترسها
6-مشورت كردن و توصيه پذير بودن
7-حق اِشتباه به خود وديگران دادن .
8- صادق بودن با خود «يعنى اين كه همه با ما موافق نمى شوند»
***************************************************
* معنويت و خلأ معنوي
خلأ معنوي = يعنى نبودن عشق و تعلق ووحدت ويگا نگى كه همه با اولين بار مصرف پر مي شود كه بعداً در انجمن بايد با دعا – خدمت – جلسه – راهنما و در نهايت خداوند پر شود .
حيوانات معتاد نمى شوند اما انسان هما نگونه كه حيوانات به سمت نفس مى روند در جستجوى احساس رضايت معنوى است چون انسان نياز معنوى دارد .
به تجربه ثابت شده كه پول و رابطه براى مدتى خشنودى مى آورد امّا معتاد كه طرز فكر معتاد گونه دارد نمى توانداين موضوع را تشخيص دهد به همين دليل فكر به او مى گويد افراط كن ، استفاده كن حتّى براى يك بار ديگر . نتيجه اين فكر حسرت و آشفتگى براى انسان است.
انسان به عنوان حيوان با هوش آزاد است رابطۀ يگانه اش با خداوند را خود تعيين كند.
*آيا نداشتن دين يا مذهب به صورت مرسوم مانع رسيدن به معنويّت است؟
دين ومذهب روش ارائه مى دهد
* عوامل تشكيل دهندۀ روح انسان عبارتند از
1- قابليّت درس گرفتن از تاريخ « عبرت گرفتن »
2- راجع به هدف آينده و هدف آ فرينش « هدف »
3- راجع به تعالى خودش
4- ما قابليّت اتخاذ تصميمات اخلاقى داريم « بيدارى روحانى » كه در نتيجۀ آن ممكن است رفتارهايى را در خود منع كنيم كه وجودمان تشنه آنهاست.
* اصول روحاني نهفته در قد مها اين چهار مورد است
صداقت – روشن بيني – تمايل – فروتني
بيمارى اعتياد يعني نقض اين چهار مورد.
اعتياد نقطه مقابل روحانيّت ومعنويّت است.
معنويّت شرط لازم براى درمان بيمارى اعتياد است ولى كافى نيست بلكه بايد جنبه هاى فكرى وجسمى بيمارى را نيز مورد توجّه قرار دهيم .
*بهبودي جابجا كردن اعتياد ويا طرز فكر معتاد گونه با معنويّت است نه لزوماً مذهب.
* ترس يكى از ريشه هاى ترس ، اضطراب مى باشد كه به صورتهاى زير بروز مى كند.
* اضطراب
1- واقعى : تهديد واقعى و بيرونى مثل تهديد حيوان دَرنده
2- جنگ نفس با وجدان
3 - اخلاقى : عملى بر خلاف وجدان و باورهاى اخلاقى انجام دهم .
اضطراب باعث رفتار وافكاري مي شود كه نمي توان آن را انجام نداد .
* وسوسه
فكري : در باره چيزى فكر مى كنيم كه قدرت فكر كردن به آن را نداريم و مى ترسيم فكر نكردن به آن موجب درد بيشتر بشود « اشتغال فكرى
عملي : رفتار ثابت و تكرارى كه قدرت انجام ندادن آن را نداريم .
مسائل فوق باعث احساس رضايت خاطر شده و كاهش اضطراب به صورت مقطعي را در پي دارد و مي ترسيم كه اگر اينها را قطع كنيم درد بيشتري بكشيم .
خود آرماني كاذب يا ايده آلي مرهمى است بر روى درد و رنج و احساس دردى كه از خود واقعى مى كشيم
*براى هر چيز آغازى وجود دارد واين در مورد قدمها نيز صدق مى كند . قدم يك آغاز فرآيند بهبودى است و بهبودى از اينجا شروع مى شود .اگر خواهان بهبودى ودنبال كردن آن هستيم بايد اين قدمها واصول روحانى آنها را همراه با عملكرد كار كنيم .
|
|
| ۲۹-۶-۱۳۸۹ ۰۱:۲۷ صبح |
|