جهت دسترسی به تمام امکانات سایت از اینجا در گروه ویژه ثبت نام کنید








ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سوال پانز دهم قدم سوم الانان

نویسنده پیام
سمیه آفلاین
مدیر الانان{خانواده الکلی ها}
**

ارسال ها:453
تاریخ عضویت: فروردین ۱۳۹۰
اعتبار: 3
سپاس کرده: 1520
1619 بار سپاس شده در 454 ارسال
ارسال: #1
سوال پانز دهم قدم سوم الانان

باید چه بکنم که دیگران را همانطور که خدا میبیند ببینم؟


خدایا همه دلخوشی ذهن خسته ام اینست که
در خیال خودم بی خیال من نشدی............
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۹-۷-۱۳۹۰ ۱۰:۵۵ صبح، توسط سمیه.)
۹-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: ashena
سمیه آفلاین
مدیر الانان{خانواده الکلی ها}
**

ارسال ها:453
تاریخ عضویت: فروردین ۱۳۹۰
اعتبار: 3
سپاس کرده: 1520
1619 بار سپاس شده در 454 ارسال
ارسال: #2
RE: سوال پانز دهم قدم سوم الانان
دست از قضاوت و کنترل کردن انها بردارم،سطح توقع و انتظارم را از انها پایین بیاورم،به جای اینکه دنبال بدیهای انها باشم خوبی هایشان راببینم،انها را به عنوان یک بیمار درک کرده و بپذیرم،تمرکزم را از روی انها برداشته و روی خودم و بهبودی فردی ام بگذارم،دست از تغییر دادن انها برداشته و انها را همانگونه که هستند بپذیرم،نسبت به انها احساس ترحم و دلسوزی نداشته باشم،انها را جدای از عیب و نقص هایشان دوست داشته باشم


خدایا همه دلخوشی ذهن خسته ام اینست که
در خیال خودم بی خیال من نشدی............
۹-۷-۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: ashena
سمیه آفلاین
مدیر الانان{خانواده الکلی ها}
**

ارسال ها:453
تاریخ عضویت: فروردین ۱۳۹۰
اعتبار: 3
سپاس کرده: 1520
1619 بار سپاس شده در 454 ارسال
ارسال: #3
RE: سوال پانز دهم قدم سوم الانان
من با درک اینکه الکلیسم یک بیماریست و این بیماری مصریست به تمام اطرافیانم به چشم یک بیمار نگاه میکنم با این دید از انها رنجشی به دل نمیگیرم تا باعث تیرگی دید من به انها باشد،حرکات و رفتارهایی که انها انجام میدهند و مطابق میل من نیست را به حساب بیماریشان میگذارم ،مکررا با خودم تکرار میکنم که انها هم بنده خدا هستند و دید خود را به انها خداگونه میکنم یعنی به دنبال عیب و ایراد در انها نمیگردم،انها را همانگونه که هستند پذیرفته و قبول کنم


خدایا همه دلخوشی ذهن خسته ام اینست که
در خیال خودم بی خیال من نشدی............
۱۸-۷-۱۳۹۰ ۰۸:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: ashena
منیژه آفلاین
مدیر:زنان بهبود یافته(گروه ویژه طلائی)
**

ارسال ها:521
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
اعتبار: 7
سپاس کرده: 3841
2233 بار سپاس شده در 489 ارسال
ارسال: #4
RE: سوال پانز دهم قدم سوم الانان
من باید حس غرور وبرتری رااز خودم دور کنم ودرمورد دیگران به هیچ عنوان وارد قضاوت نشوم من امروز خودم را به دیگران ثابت نمیکنم
وحس برتری طلبی نسبت هیچکس ندارم امروز من وقتی به زندگی گذشته ام مینگرم فقط جنگ نابسامانی می بینم امروز من میدانم
که درجایگاه خداوند قرارگرفتن باعث نابودی میشود ومن اگر درکارخلقت دخالت کنم هیولا می آفرینم پس من امروز فقط به دیگران با
دیده عشق واحترام نگاه میکنم ومیدانم خداوند نگاهدار همه ماست پس من همه انسانهای پیرامون خودم راهمانطوریکه هستند ـ
خواهم پذیرفت وتغییررادرخودم فقط ایجاد خواهم کرد وقتیکه به دیگران عشق بدم وعشق پس بگیرم این دیدی است که خدا به من
دارد وسرنوشت رادردستم گذاشته وفقط درجایی که بهش احتیاج دارم به من کمک میکند پس دید من همه به خدا نزدیکترخواهد شد.
۴-۱۱-۱۳۹۰ ۰۶:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: narges khatoon
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: