دریا بی کران است و زورق من کوچک,
به تو توکل میکنم که همه کس را حمایت میکنی,
با من بمان که ظلمت شب از راه میرسد ,
وقتی که هیچ یاوری نیست و آسایش گریخته است ,
خدایا ای یاور بی کسان بامن بمان,
در هر لحظه به حضور تو نیازمندم ,
چه چیزی جز لطف تو میتواند ترسها را در هم شکند,
چه کسی جز تو می تواند راهنما و پناه من باشد,
در روزهای ابری و آفتابی بامن بمان,
از هیچ دشمنی نمی هراسم چون تو در کنار منی,
آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند,
مرگ هم تلخ نیست,
اگر با من بمانی همیشه پیروزم.
زمان کنونی: ۳-۳-۱۳۹۱, ۰۷:۳۳ صبح
درود مهمان گرامی! (ورود — ثبت نام)
امتیاز موضوع:
- 1 رأی - میانگین امیتازات : 2
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
|
غیرقابل اداره سوال26قدمهای جهانی
|
|
| نویسنده |
پیام |
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
غیرقابل اداره سوال26قدمهای جهانی
مفهوم غیر قابل اداره برای من چیست؟...........در قدمها من برروی خودم تمرکذ می کنم من غیر قابل اداره ای در خودم نمیبینم رفتارهای دارم که به بهانه غیر قابل اداره بودن مجوز انجام به خودم میدهم
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۱۹-۷-۱۳۸۹ ۰۶:۰۹ عصر |
|
پيمان
كاربر جديد

ارسال ها:24
تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹
سپاس کرده: 2
41 بار سپاس شده در 22 ارسال
|
RE: غیرقابل اداره سوال26قدمهای جهانی
نداشتن برنا مه ريزى برا ى زندگي– عدم توجّه به اولويتها و مسئو ليّتها – بي تفاوتي- بي تعا دلي–از دست دادن قا بليّتها ي ديگر حتّي درست حرف زدن . در كل بيماري من ادارۀ زندگي مرا در دست گرفته و مرا به هر جا كه مى خواهد مى برد . عجز يكى از پيچيده ترين چيزهاى اين برنامه است .
غير قا بل اداره يعنى من نقش خودم را نمى دانم و راه خود را گم كرده ام يعنى قا بليّت انجا م كارها را ندارم و مسئو ليّتها يم را به گردن ديگران مى اندازم حتّى آشفتگى ها ى زندگى را به گردن ديگران مى ا ند ازم .
|
|
| ۱۹-۷-۱۳۸۹ ۰۷:۱۴ عصر |
|
جسمیا
كاربر جديد

ارسال ها:27
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس کرده: 63
78 بار سپاس شده در 22 ارسال
|
RE: غیرقابل اداره سوال26قدمهای جهانی
غیر قابل اداره بودن یعنی کاری یاچیزی رانتوانی به گردش دربیاوری یابچر خانی اداره یعنی گرداندن چرخاندن به گردش دراوردن ومن به خاطرمصرف زندگی ام غیرقابل اداره شده بود یعنی این بیماری اعتیاد بود که زندگی ام رااداره می کرد من هیج کنتر لی برزندگی ام نداشتم غیر قابل اداره بودن دونوع است 1ظاهری یابیرونی مثل لباس یاظاهری نامرتب بیکاری طلاق و......2باطنی یادرونی مثل احساس پوچی بیهودگی نداشتن هدف یااحساس تنهائی شدید
خدایانه به تعدادبرگهای درختانت نه به مقدار شنهای بیابانت خدایانه به وسعت دریاهایت خدایا به اندازه عظمتت سپاسگزارم
|
|
| ۲۱-۱۱-۱۳۹۰ ۰۵:۲۳ عصر |
|
مهدی2
كاربر جديد

ارسال ها:7
تاریخ عضویت: دی ۱۳۹۰
سپاس کرده: 30
7 بار سپاس شده در 5 ارسال
|
RE: غیرقابل اداره سوال26قدمهای جهانی
این مفهوم از دوجنبه قابل برسی است یک درونی وشخصیتی و دو بیرونی وخارجی که توسط دیگران دیده میشود . درونی و شخصیت شامل انکارناسالم واحساسات نامتعادل من است و بیرونی شامل وضع ظاهری وبیرونی من است یعنی عدم تعادل در رفتار و گفتار وعملکرد بیرونی ( به نمایش گذاشتن نواقص ) هر زمان از بیماری وسوسه فرمان میگیرم زندگیم غیر قابل اداره میشود . امروز مجموعه فشرده ای از نواقص در درون مرا نامتعادل و آشفته میکند واین در رفتار بیرونی منعکس میشود افکار واحساسات من اساس رفتارم را میسازد و رفتار من شخصیت من را . امروز افراط وتفریط ها و وابستگی ها و تصمیمات واتخابات نادرست .بی برنامه ای ها بینظمی ها.... میتواند زندگی مرا آشفته کند غیر قابل بودن زندگی شاهدی و مدرگی برعجز ماست
|
|
| ۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۱:۴۴ صبح |
|
hatef59
كاربر جديد

ارسال ها:25
تاریخ عضویت: اردیبهشت ۱۳۹۱
سپاس کرده: 22
1 بار سپاس شده در 1 ارسال
|
RE: غیرقابل اداره سوال26قدمهای جهانی
زمانیکه من تعادلی در رفتار گفتار واحساساتم ندارم زندگیم تحت تاثیر بیماریم قرار میگیره و هدایت ان ناشی از وسوسه و اجبار و رفتارهای خودخواهانه ام است وزندگی برایم غیر قابل اداره میشه وقتی من تحت فرمان عادت های بدم قرار میگیرم دیگه اداره زندگی و برنامه روزانه از دستم خارج میشه و زندگیم تحت فرمان این عادات بد قرار میگیره و اداره زندگی برام غیر قابل اجراست من دچار عدم تصمیم گیری صحیح از حق انتخابم میشم و فقط راهنما اصول برنامه و مشارکت درباره این مشکل میتواند به من کمک کنه
|
|
| ۱۷-۲-۱۳۹۱ ۰۳:۱۲ عصر |
|
سپاس شده توسط: | |
|