دریا بی کران است و زورق من کوچک,
به تو توکل میکنم که همه کس را حمایت میکنی,
با من بمان که ظلمت شب از راه میرسد ,
وقتی که هیچ یاوری نیست و آسایش گریخته است ,
خدایا ای یاور بی کسان بامن بمان,
در هر لحظه به حضور تو نیازمندم ,
چه چیزی جز لطف تو میتواند ترسها را در هم شکند,
چه کسی جز تو می تواند راهنما و پناه من باشد,
در روزهای ابری و آفتابی بامن بمان,
از هیچ دشمنی نمی هراسم چون تو در کنار منی,
آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند,
مرگ هم تلخ نیست,
اگر با من بمانی همیشه پیروزم.
زمان کنونی: ۳-۳-۱۳۹۱, ۰۸:۱۶ صبح
درود مهمان گرامی! (ورود — ثبت نام)
امتیاز موضوع:
- 2 رأی - میانگین امیتازات : 3
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
اهورا
مدير انجمن
 
ارسال ها:71
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰
سپاس کرده: 165
422 بار سپاس شده در 68 ارسال
|
سخنی با خدا...
بنام خداوند بخشنده مهربان . بنام او که تنها حقیقت همیشه جاوید است بنام او که آغاز وپایان هر چیزی با اراده او صورت میگیردپروردگارا در این لحظه خود را تقدیم تو میدارم بامن کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات بهتر توانم مشکلاتم را بگیرتا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو عشق تو و راه تو یاریشان خواهم کرد باشد که بر اراده ات گردن نهم( آمین یا رب العالمین ) ای قادر متعال چگونه میتوانم ایمانم را تقویت کنم قبل از آنکه تو را بشناسم وچگونه میتوانم تو را بشناسم قبل از آنکه خود را بشناسم .ای آشنای همیشگی من وای خدای محبوبم لحظه به لحظه عمرم بامن بودی وهستی اما من با تو غریبه و بیگانه و غرق در دنیای اوهام وخیال واسیر هوای نفس خسته شدم از غربت زمین و آرزوهای بی ثمر اینک فرو رفته در پیله تنهای و شکوه های مدام فرصت بده که دل مرده در قفس عمریست هوا خواه کوی توست و هنوز هم چشم انتظار رسیدن به عشق توست ومن میدانم مرا یاری میکنی و راه رهایی رو به من نشان میدهی تنها کافی است که مرا مورد راهنمایی و حمایت خویش قرار دهی و ابزارهای این سفر رو در اختیارم قرار دهی سفری از ظلمت تن و جهل به سمت روشنایی و آگاهی برای هر چیزی آغاز ی وجود دارد پس برای رشد و تغییر هم نقطه عطفی وجود دارد ومیدانم که باید فرایندی را آغاز کنم تا به خانه دوست برسم جایی که کما ل من است عبور از تاریکی و رسیدن به سرزمین نور و روشنایی به امید آن روز ....
تادرون خويش را نسازي آبادي هاي بيرون افسانه است.
|
|
| ۲۸-۱۱-۱۳۹۰ ۰۳:۱۶ صبح |
|
بنیامین
كاربر جديد

ارسال ها:9
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۹۰
سپاس کرده: 0
33 بار سپاس شده در 8 ارسال
|
RE: سخنی با خدا...
خدای مهربونم هرچقدر شکرگذاری کنم بازم خیلی کمه ، هروقت ازت دور میشم چیزهایی سرراهم قرار میدی که یادم نره انگشت نما بودم و تومرا به انگشت شمار شدن رسیداندی. معبودم تو را تا آخرین نفس میستایم و ایمان دارم بهترینها را برایم رقم خواهی زد.
|
|
| ۲۷-۱۲-۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ عصر |
|
mahya
كاربر جديد

ارسال ها:106
تاریخ عضویت: دی ۱۳۹۰
سپاس کرده: 384
389 بار سپاس شده در 94 ارسال
|
RE: سخنی با خدا...
سلامی چو بوی خوش آشنایی
خدایا امسال خیلی آروم شده ام و بابتش شکرت میکنم. خدایا لحظه ای تنهام نذار که اگه دستای گرم و نگاه مهربون تو نباشه من راهو گم میکنم. کمکم کن مثل همیشه که اونی که به تو میرسه و تو رو داره از همه چیز بینیازه.
خدایا امروزم به من فرصت بودن دادی کمکم کن تا بفهمم چرا هستم و باید چی کار کنم. وقتی عاجز میشم و جز تو پناهی ندارم آرامشت بر من حاکم میشه. دستم بگیر و عذرم پذیر که توانمندترینی.
دلت را جایی،
حوالی خدا...
چهارمیخ کن ...
که با رفتن این و آن نرود...
|
|
| ۲-۱-۱۳۹۱ ۰۸:۵۰ عصر |
|