دریا بی کران است و زورق من کوچک,
به تو توکل میکنم که همه کس را حمایت میکنی,
با من بمان که ظلمت شب از راه میرسد ,
وقتی که هیچ یاوری نیست و آسایش گریخته است ,
خدایا ای یاور بی کسان بامن بمان,
در هر لحظه به حضور تو نیازمندم ,
چه چیزی جز لطف تو میتواند ترسها را در هم شکند,
چه کسی جز تو می تواند راهنما و پناه من باشد,
در روزهای ابری و آفتابی بامن بمان,
از هیچ دشمنی نمی هراسم چون تو در کنار منی,
آنجا که تو هستی اشکها سوزنده نیستند,
مرگ هم تلخ نیست,
اگر با من بمانی همیشه پیروزم.
زمان کنونی: ۳-۳-۱۳۹۱, ۰۸:۴۰ صبح
درود مهمان گرامی! (ورود — ثبت نام)
امتیاز موضوع:
- 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
|
چگونه خود را دوست داشته باشیم
|
|
| نویسنده |
پیام |
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
چگونه خود را دوست داشته باشیم
آیا هنوز آخرین باری را كه واقعا عاشق شدید به خاطر دارید؟
یادتان هست كه در قلبتان چه آه و فغانی بر پا بود و چه احساس پراعجازی داشتید؟
میخواهم بگویم عاشق خود بودن هم درست همینطور است! با این تفاوت كه این عشق هرگز فنا شدنی نیست. اگر عشق به خود را یكبار زنده كنید، این عشق در تمام طول زندگی با شما خواهد بود. بنابراین از این رابطه ی عاشقانه حداكثر بهره را ببرید، زیرا عشق راهنمای همیشگی شما است، برای رسیدن به اوجی از شعور و آگاهی كه تنها بشر قادر به تحقق آن است.
برای كسانی كه میخواهند خود را دوست بدارند، چند رهنمود درباره ی دوست داشتن خود ارائه میدهیم:
- یقیناً اصلیترین كلید دوست داشتن خود ، پرهیز از انتقاد و عیبجویی از خود است.
احتمالاً دیدهاید كه بیشتر مردم موقع سرزنش كردن خود اصطلاحاتی میگویند مثل: احمق، پسر بد، دختر بد، بیمصرف، بیملاحظه، نادان، زشت، شلخته، بیعرضه و غیره، شاید برای شما هم پیش آمده كه با چنین كلماتی خود را توصیف كنید، در واقع به كار بردن این كلمات به این دلیل است كه ما میخواهیم طوری عمل كنیم كه گویی كامل و بینقص هستیم و با این عقیده خود را تحت فشار سختی قرار میدهیم، و چشمهای خود را بر حوزههای دیگری از زندگیمان كه نیازمند اصلاحات و شفابخشی هستند میبندیم.
پس بهتر است سعی كنیم خلاقیتهای فردی خود را كشف كنیم و خصوصیات برجسته و ممتاز خود را ستایش كنیم، زیرا وقتی ما از خود انتقاد میكنیم در واقع نقش خود را در دنیا بیاعتبار و تحقیر میكنیم.
در صورتی كه میتوانیم به هنگام اشتباه كردن یا شكست خوردن در موقعیتی، به خود بگوییم: «من پیچیدهتر از آن هستم كه شایسته یك ارزیابی كلی از خود باشم، درست است كه اشتباه كردم یا شكست خوردم ولی میتوانم هنوز خودم را به عنوان انسان جایزالخطا بپذیرم و این اشتباه یا شكست من ، دلیل بر بیارزش بودن و ناتوانی من نیست».
بنابراین اگر آمادگی رشد و ترقی و درس گرفتن از اشتباهات را داشته باشید، اشتباهات راهی به سوی یك زندگی كامل و پربار را برایتان هموار میسازد.
خیلی از ما دائم خود را با افكار ترسناك تهدید میكنیم و از یك مشكل كوچك یك هیولای غول پیكر میسازیم. مثلا اگر دیگران ما را طرد كنند فاجعه است، یا اگر در فلان مورد به نتیجه ی دلخواه نرسیم وحشتناك است.
بنابراین هرگاه دچار ترس و نگرانی شدید، به خود بگویید: این كه دیگران مرا طرد كنند یا اگر در این مورد خاص به نتیجه مطلوب نرسیدم برایم ناراحتكننده است، ولی هیچكدام فاجعه نیست.
- راه دیگر این است كه با خود ملایم، با محبت و صبور باشیم.
اشكال بسیاری از ما این است كه همیشه میخواهیم فوراً به همه چیز برسیم. مثلا در یک روز خود را دوست بداریم. شاید نتوانیم در عرض یك روز خود را كاملاً دوست بداریم، ولی میتوانیم هر روز خود را كمی بیشتر دوست داشته باشیم. اگر هر روز به خود كمی بیشتر عشق بورزیم بعد از دو یا سه ماه در مسیر "خود دوستی" پیشرفت شایانی خواهیم داشت.
- با ضمیر باطن خود محتاطانه رفتار كنیم
برای آرامش دادن به جسم و روح فقط چند دقیقه در روز فرصت لازم است.
چند بار نفس عمیق بكشید، چشمهایتان را ببندید و تمام هیجانات درونی خود را رها كنید، تمركز كنید و آهسته به خود بگویید: «من تو را دوست دارم همه چیز خوب است.» بعد از آن احساس آرامش بیشتری میكنید و میفهمید كه لازم نیست همیشه با ترس و اضطراب زندگی كنید.
- هر روز تفكر كنید:
توصیه میكنم روح خود را آرام كنید و به حكمت درونی خود گوش فرا دهید. در این لحظه میتوانید حتی این جملات را تكرار كنید: «من خودم را دوست دارم. یا: من خودم را میبخشم. یا: من بخشیده میشوم».
پس از مدتی سكوت كنید و به ندای درون خود گوش دهید. در واقع هر یك از ما برای فكر كردن روش خاصی را انتخاب میكند. بعضی از افراد موقع پیادهروی یا حتی دویدن فكر میكنند، برخی دیگر با نوشتن افكار منفی و مثبت خود.
من با رفتن به طبیعت و قدم زدن در آن میتوانم به خود و حكمت آفرینش خود فكر كنم. شجاع باشید و راه مخصوص خود را جهت تفكر بیابید.
- دوست داشتن خود ، یعنی به خود ارج نهیم
به دوستان خود مراجعه كنید و از آنها كمك بخواهید. تقاضای كمك از دیگران در موقع نیاز،نشانه قدرت است.
خیلی از شما یاد گرفتهاید كه همیشه فقط به خود تكیه كنید و همه ی كارها را به تنهایی انجام دهید و نمیتوانید از دیگران درخواست كمك كنید، چون خودپرستی شما این اجازه را نمیدهد. پیشنهاد میكنم به عضویت گروههای خودیاری كه برای حل مشكلات در گوشه و كنار این شهر هستند درآیید.
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۶-۸-۱۳۸۹ ۰۵:۵۹ عصر |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
" دوست داشتن دشمن، آسان است اما دوست داشتن خود مشكل.بسيار مشكل.تو خودت را خوب مي شناسي پس چگونه مي تواني خودت را دوست داشته باشي ؟ اما كسي كه مي تواند به خود عشق بورزد ، مي تواند همه را دوست داشته باشد.به خود عشق بورز تا به هر كس ديگر عشق بورزي. اگر بتواني به خود عشق بورزي، شرط اساسي عشق را تحقق بخشيده اي و از اين عشق، صلح و آرامش بر مي خيزد و صلح و آرامش دروازه اي است كه ما از راه آن پيام خدا را دريافت مي كنيم. "
درسته! امروز مي خوام درباره ي دوست داشتن خودمون صحبت كنم! شايد به نظر عجيب بياد اما نود و نه درصد آدمها بدون اين كه حتي كاملا" آگاه باشن، خودشون رو درست ، دوست ندارند!
_ اگر هنوز آرزوهايي دارين كه برآورده نمي شه يعني ضمير ناخودآگاهتون شما رو لايق دريافت اون آرزو نمي دونه چون شما به حد كافي خودتون رو دوست نداريد!
_ اگر هر جور بيماري جسمي يا روحي يا فكري به سراغتون اومده يعني به حد كافي خودتون رو دوست ندارين! كتاب " تعليم معجزات " ميگه: "همه ي امراض، از عدم بخشايش ناشي مي شوند.هرگاه بيماريم، بايد به پيرامون خويش بنگريم و ببينيم كه چه كسي را بايد عفو كنيم." حالا من مي خوام يادآوري كنم كه شايد همه رو عفو كرده باشين اما خودتون رو چه طور؟
_ اگر فكر مي كنيد اونقدر كه بايد خوشحال باشيد، نيستيد يا اينكه هيچ چيز خوشحالتون نمي كنه، باز به همين دليله!
_ اگر دچار اضطراب، افسردگي، بي هدفي و بي انگيزگي هستين، اگه مدام آدم هايي سر راهتون مي يان كه مانع شما و آرزوهاتون هستن، براي اينه كه نيمه ي تاريكتون ، شما رو بي ارزش مي دونه پس آدمها و اتفاقاتي رو سر راهتون قرار مي ده كه يادتون بندازه شما دوست داشتني و با ارزش نيستين!
اين ها رو گفتم كه بدونين بر خلاف تصور، دوست داشتن خود سخت ترين كار در تمرينات ذهنيه. معمولا" توي ريشه يابي همه ي مسايل ، آرزوها، شكست ها و ... " به عدم احترام به خود " مي رسيم. ما يك عالم تمرين ذهني انجام مي ديم و موفق مي شيم ديگران رو ببخشيم، و دوست بداريم اما وقتي نوبت دوست داشتن خود مي شه ، توي اولين تمريناتش كم مي آريم! علم روانشناسي هم ميگه كه دروني ترين احساس هر كس، دوست نداشتن خود اونه و احساس گناه، براي اين كه اونقدر كه بايد ، خوب نيست!
به ظاهر قضيه نگاه نكنين،اگه تمرينات خرد كردن ترس ها و نيمه ي تاريك رو درست انجام داده باشين، حتما" به اين نتيجه رسيدين كه اونقدر كه بايد خوب نيستم! فقط كافيه يه چراغ روشن كنين و اون رو به پنهاني ترين و تاريك ترين نقاط درونتون ببرين اون وقت حتما" يه ديو بي شاخ و دم مي بينين كه مي گه : " تو اينقدر كه بايد خوب باشي، نيستي! "
اگه هنوز هم به وجود اين ديو در درونتون شك دارين ، صادقانه به خودتون بگين، چند بار تا حالا به خودتون گفتين :" خيلي دوستت دارم؟ چون بي نظيري! " و در مقابل اون چند بار به خودتون گفتين :"همه اش تقصير خودمه! باز خراب كاري كردم ! و..."
پس اين رو به عنوان يك قانون به خاطر بسپرين :
قانون : هر گونه عذاب ( جسمي، روحي و فكري ) به دليل انزجار از خويشتن و احساس گناهست. دست كشيدن از اين نفرت و انزجار، حتي مرض سرطان را نابود مي كند." پذيرش خود" كليد دگرگونيهاي مثبت است.احساس گناه، همواره جوياي مجازات است و مجازات درد مي آفريند. (پس هر دردي كه در بدن، روح، فكر و احساستون دارين، يا دردي كه از برآورده نشدن آرزوتون حس مي كنين، به همين دليله.)
_ تمرين " من بايد " :
يك ورق و خودكار دستتون بگيريد و چند جمله بنويسيد كه با "من بايد" شروع ميشه.هر چقدر از اين " من بايد " ها داريد ، بنويسيد. مثلا" :
_ من بايد پزشكي قبول بشم.
_ من بايد حتما" ماهي پونصد هزار تومن در بيارم.
_ من بايد حتما" تا دو ماه ديگه برم سر كار.
_ من بايد حتما" چاق تر بشم .
و ... بعد جلوي هر كدوم بنويسيد " چرا؟ " و بعد جلوي اون جواب رو بنويسيد. لطفا" با خودتون صادق باشين حتي اگه جوابها تون مسخره هم باشه عيبي نداره.ممكنه به جوابهايي از اين نوع برسين :
_ مادرم گفته بايد.... _ چون مي ترسم كه ... _ چون بايد بي نقص و كامل باشم....
_ چون خيلي زشتم... _ چون خيلي بدهيكلم... _ چون خيلي تنبلم... _ چون همه مجبورند كه.... _ چون موجود بي ارزشي هستم...
" لوييز هي " ميگه " اين پاسخ ها نشون ميده كه گره ي كار شما كجاست!نشون ميده كه چه چيزي رو محدوديت خودتون مي دونين! "هر بار كه واژه ي بايد را به كار مي بريم،ثمره اش اينه كه به زبون بي زبوني مي گوييم كه اشتباه مي كنم، اشتباه كرده بودم، يا اشتباه خواهم كرد! حال آنكه من فكر نمي كنم در زندگي به اشتباهات بيشتري نياز داشته باشيم! "
حالا من از شما مي خوام كه شما براي هميشه واژه ي " بايد " رو از فرهنگ لغاتتون حذف كنيد! به جاي اون واژه ي " مي شد " را بگذاريد. چون واژه ي " مي شد " به ما حق انتخاب مي ده و ابدا" هيچ احساس اشتباه و كم كاري رو در درون ما به وجود نمي آره. حالا تمام جملاتي رو كه با " من بايد " نوشتين، با " اگر به راستي مي خواستم، مي شد كه ... " شروع كنين و دوباره بنويسيد.مثلا" بنويسيد :
_ اگر واقعا" مي خواستم، مي شد كه پزشكي قبول بشوم. و بقيه....
اين بار مي خوام جلوي اين جملات بنويسيد " پس چرا اين كار را نكردم يا نمي كنم؟ " و بعد به تك تك اونها جواب بدين.در پاسخ ممكنه به جوابهايي مثل اينها برسين كه :
_ آخه از ته دل نمي خواستم.. _ چون مي ترسيدم... _ نمي دونم اين كار رو چه طور بكنم... _چون لياقتش رو نداشتم... _و....
به قول " لوييز هي " معمولا" در مي يابيم، خودمان را سالها براي چيزي سرزنش كرده ايم كه هرگز نمي خواستيم انجامش بديم. يا واقعا" انجامش از توان ما بيرون بوده. يا اينكه مدتها از خودمون انتقاد كرديم ، به خاطر چيزي كه نظر خودمون نبوده!معمولا" چيزي بوده كه شخص ديگري گفته كه بايد انجامش بديم و ما براي به دست آوردن تاييد ديگران فكر مي كنيم فقط زماني خوب و با ارزشيم كه اون رو انجام بديم! يعني باز در نهايت مي رسيم به احساس " اونقدر كه بايد خوب نيستم! "
شما هم حتما" تمرين " من بايد " رو انجام بدين تا ببينين كه در فهرست شما چه چيزهايي هست كه ميشه با آسودگي كامل حذفش كرد!
چند شيوه كه نشانه ي آن است كه خودمان را به حد كافي دوست نداريم: ( احساس بي ارزشي )
_اگه مدام به سرزنش و انتقاد خودتون مشغولين.
_ اگه با بد غذايي، مواد مخدر يا الكل با جسم خودتون بد رفتاري مي كنين. اگه سيگار مي كشين و نمي تونين اون رو كنار بگذاريد.
_اگه فكر مي كنيد دوست داشتني نيستين.
_اگه بيماري جسمي يا روحي در شما به وجود اومده.
_اگه در مورد چيزهايي كه به خير و صلاحتونه، مسامحه مي كنيد.
_ اگه در آشفتگي و بي نظمي زندگي مي كنيد.
_ اگه قرض و فشار واسه خودتون درست كرديد.
_ اگه دوستان يا همسري براي خودتون انتخاب كردين كه باعث حس تحقير شدنتون ميشه اما نمي تونيد اونها رو كنار بگذاريد.
_اگه وقتي دوستتون خسته است و مدام غر غر ميكنه ، شما دلهره مي گيريد كه شما چه خطايي كردين كه اون اين طوري شده.
_ اگه دوستي ارتباطش رو با شما قطع كرده و شما فكر مي كنيد حتما" بايد اشكالي در شما باشه كه اينطور شده.
_اگه ازدواج و آشناييتون به جدايي رسيده و شما احساس تباهي و شكست مي كنيد.
_اگه مي ترسيد به اضافه حقوق فكر كنيد يا اون رو عنوان كنيد.
_اگه از اين كه هيكلتون شبيه مانكن ها نيست احساس حقارت مي كنيد.
_اگه از صميميت مي ترسيد و نمي گذاريد هيچ كس به شما نزديك بشه.
_اگه براي هر كاري نظر ديگران براتون مهم تر از نظر خودتونه و فقط مي تونيد كاري رو با جرات انجام بديد كه ديگران تاييدش كرده باشند.
_اگه راحت پولتون رو براي ديگران خرج مي كنيد اما براي خودتون سختگيريد.
_ اگه چاق يا لاغر هستيد.
و...
تمرين : لطفا" خيلي دقيق فكر كنيد و با خودتون روراست باشيد و به اين سوال جواب بديد. "_شيوه ي شما براي " بي ارزش دانستن خود " چيه ؟!
تمرين آينه :يه آينه ي كوچك رو توي دست بگيريد و به چشمهاي خودتون نگاه كنيد و اسم خودتون رو بگيد و تكرار كنيد : من تو را دقيقا" همان طور كه هستي دوست دارم و مي پذيرم.
ببينيد چه فكرهايي توي ذهنتون مي آد؟ (خيلي خوشگل نيستين، نه؟ مگه ميشه اين آدم توي آينه رو تاييد كرد در حالي كه هيچ كس دوستش نداره، نه؟ مگه ميشه آدم به اين بد هيكلي رو دوست داشت، نه ؟ ديگه چي به فكرتون مي رسه؟ )
اين تمرين براي خيلي ها وحشتناكه. حتي ممكنه گريه تان بگيرد يا دچار خشم بشيد.
طبيعيه! يك عمر توي آينه نگاه كرديد تا از خودتون انتقاد كنيد، اون وقت حالا...! اما اين تمرين فوق العاده به شما نشون مي ده كه مشكل اصلي كجاست! بله ... تاييد كامل خودتون در مقابل اين آينه ي كوچك و بي آزار خيلي سخته.نه؟اين نشون ميده كه حالا داريم به مشكل ريشه اي راستينمون نگاه مي كنيم! اين كه به اندازه ي كافي خويشتن دوستي نداريم.
تمرين :حالا يك ليست بنويسيد از ايرادها و عيبهايي كه فكر مي كنيد ، داريد.آيا احساس مي كنيد كه زيادي چاق، زيادي لاغر، زيادي كوتاه، زيادي كودن، زيادي پير، زيادي جوان، زيادي زشت ، زيادي تنبل، و "بالاخره زيادي يك چيزي " هستيد؟
و در انتها ، آيا آن طور كه بايد، خوب نيستيد، نه؟!
خوب! حالا مي خوام يكي از مهمترين قوانين سيستم آرزوها روبگم، تا اهميت " دوست داشتن خود " رو بفهمين.
قانون 31سيستم آرزوها _ اگر خودمان را به حد كافي دوست نداشته باشيم، با هيچ روشي آرزوهايمان براورده نمي شود! چون اگر در ضمير نا خودآگاهمان ، خودمان را آنقدر خوب ندانيم كه لايق دريافت بهترينها باشيم، پس بچه غول بيشعور تمام سعيش را مي كند كه ما به آرزوهايمان نرسيم تا بيشتر يادمان بيفتد كه لايق دريافت چيزهاي خوب نيستيم!
نتيجه : خوب! همه ي اينها رو گفتم تا به اين نتيجه برسم كه ريشه ي همه ي مسايل و مشكلات و بيماريها و برآورده نشدن آرزوها ،دوست ندا شتن خودمونه.حالا ديگه لازم نيست كه زحمت حل عوارض جنبي از قبيل مشكلات جسماني، مشكلات مربوط به روابط، مالي يا فقدان خلاقيت رو به خودمون بديم. اجازه بديد اول بزرگترين مشكل رو حل كنيم و همه ي نيروي خودمون رو صرف حل مشكل " دوست نداشتن خود! " بكنيم. اون وقت مي بينيد كه همه چيز خود به خود درست ميشه. تو جلسه ي بعد ميگم كه بايد چي كار كنيم.
خدايا! كمكمان كن تا خودمان را همين طور كه هستيم دوست بداريم. آمين!
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۶-۸-۱۳۸۹ ۰۶:۱۸ عصر |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
شاد زیستن
زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است وتا وقتی امید است،زندگی است.
ما قدرت آنرا داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی واشک را به خنده مبدل سازیم بشرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها ، نا امیدی ها،رنج ها و دردها«بله» بگوئیم.
اگر بکوشیم کلماتی از قبیل «بله»،«امکان دارد»،«همیشه»،«امیدوارم»و«میتوانم»رادر فرهنگ لغات خود و اعضاء خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادی ها خواهیم بود.
اگر تصمیم بگیریم از این لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شاد زیستنرا بهتر درک خواهیم کرد واز آنلذت خواهیم برد. بقول نازک اندیشی:
(زندگی ریاضیات است، پس بیائیم اعتماد را در زاویه چشمانمان جای دهیم،شادی را به توان برسانیم، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم وهمدلی و دوستی راضرب بگیریم و محیط و مساحت محبت را در دایره قلب دیگران بدست آوریم)
انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختی و بینوایی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان شادترین و فقراء بدبخت ترین افراد بودند در حالی که همیشه چنین نیست.
بهشت در زندگی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی میشود که دلشان ناب و بی غش باشد. این افراد دلیر وو امیدوار زندگی می کنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند و از زندگی بهره مند شوند ، درست است که گفته اند:
«زندگی به یک شب تار می ماند، بایدچراغ خود را با دست خود
بیفروزیم و زندگی خود را روشن کنیم.»
آیادقت کرده اید وقتی که احساس خوبی در مورد خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می رسند؟ جهان بازتاب عکس العمل خود ماست رفتار خود ماست، تمام دنیادر نظرمان دوست داشتنی است.
شایسته خود بدانیم. باخود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم.
دوست بداریم و بدانیم که یکی از را کلیدهای شادی و خرسندی تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهتر چیزی سازیم که آن شادی است.
آبراهام لینتن گفته:
اغلب مردم تقریبا به همان اندازه شاد هستن که انتظارش را دارند.
شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در زندگی باشد. برای شاد بودن باید بر افکار شاد متمرکز کنیم.
لازمه ی شاد بودن جستجوی زیبائیها و خوبی هاست.همه چیز در دست ماست.
به گفته کازانتراکس:
قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید، بعد وارد آن شوید.
در میان ما ایرانی ها جمله «این نیز بگذرد» رایج است. ما هرگز نمی دانیم که در آینده چه شادی ها، ثروت ها و نعمت هایی در انتظارمان است. پس لحظه حال را غنیمت بدانیم و نهایت استفاده را از آن ببریم.
1) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم:
هرگاه از انجام کاری دلزده وخسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می توان کارهایمان را بهتر، سریعتر، ساده تر، آسانترو سرگرم کننده تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!
2) احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم:
اگر مسیر زندگی خود را از دست دادیم مایوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته ایم، بدترین راه است.
3) ضعف های خودمان را بپذیریم:
واقعیت این است هر کس ضعف هایی دارد به جای ماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یاس و ناامیدی بکوشیم انتقاد پذیر باشیم و بر ضعف هایمان غلبه کنیم و به دنبال راهکار باشیم.
4) نقاط قوت خود را تقویت کنیم:
انسان مجموعه از استعداد گوناگون است که میتواند با شایسته می تواند آن را به کمال برساند با رشد و پرورش و شناسایی آن. با کشف توانایی های خودمان وپرداختن به کارهای مثبتی که علاقه داریم، بیشترین لذت را از زندگیمان ببریم.
5) از مطلق گرایی دوری کنیم:
ما در گسترهای از نسبیت ها زندگی می کنیم تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که میمی توانیم بهره گیریم. هیچکس برای همیشه نمی تواند قهرمان شود. پس ما بیش ترین تلاش را انجام دهیم و از نتیجه بدست آمده خرسند باشیم، خواه پیروز شویم یا نشویم.
با خودمان صادق وروراست باشیم: (6
صادق نبودن با خود، آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خود مان روراست نبوده ایم بنویسیم و را صادق بودن را با بررسی خطا خود بیابیم تابلویی از صداقت باشیم و درس صادق بودن را به فرزندانمان بیاموزیم.
7) بیشتر به زندگی برسیم:
گلی را در باغچه یا گلدان بکاریم و آن را به زندگیمان تشبیه کنیم. همان طور که شاد ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خود و خانواده مان هم به مراقبت، تقویت، پرورش و ..... نیاز است.
8) در گذشته زندگی نکنیم:
اجازه بدهیم غبار گذشته از شانه هایمان فرو بریزد، هر اندازه در تیرگی گذشته گام برداریم از روشنایی آینده دور خواهیم شد. فرو ماندن در گذشته، فرو ماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید، ناپاکی هایش را گرفت وز نگارهایش را ز دود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.
9) در حال شنا کنیم:
در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی کند، بلکه باید از گذشته و ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال برنامه ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم زیرا ممکن است ما را به رویاهای که شاید به وقوع نپیوندد، دلخوش کند و از واقعیت دور کند. زندگی در زمان حال باعث می شود که علاوه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین لذت را ببریم.
هرگاه در حال زندگی کنیم ترس را از ذهن خود دور می سازیم. چون ترس مقبله ایست مربوط به حوادث آینده. تجربه ثابت کرده است کسانی که در زمان حال زندگی می کنند، مشکلات گذشته آنها را خموده و منفعل نمی سازد.
10) روی مواردی که کنترل داریم متمرکز شویم:
وقتمان را روی مسایلی که در حد کنترل ما نیست سپری نکنیم. بر آنچه می توانیم کنترل کنیم مانند کمک کردن، سپاسگذاری کردن ، کار کردن، خواندن، خندیدن، و اینها متمرکز شویم.
11) همچون کوه استوار باشیم:
به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاهی پیدا کنیم و برای دست یابی به آنها کوشا باشیم. تلاش ما میزان دستیابی به حقوقمان را مشخص می کند. در ناملایمات زندگی ، خود را نبازیم، از آنها درس بگیریم. بدانیم که شکست مقدمه ی پیروزی است، مشروط بر اینکه علت جویی کنیم.
12) یادگیری را فراموش نکنیم:
مغز ماهیچه ای مانند سایر ماهیچه هاست. اگر مغزمان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهیم، ورزیده نمی شود. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کردن از طریق یادگیری، درگیر نمائیم.
13) در کمک به دیگران پیش قدم باشیم:
کمک به همنوع یکی از وظایف مهم هر انسانی است. کمک به دیگران این احساس را در فرد به وجود می آورد که او فرد با ارزشی است و می تواند به زندگی دیگران معنی ببخشد. همچنین وقتی می بینیم که توانسته ایم گره ای از زندگی دیگران بکشائیم، در درون خود احساس شادمانی و شعف می کنیم.
14) گذشت داشته باشیم:
همان گونه که لطف و مهربانی خداوندشامل حال بندگانش می شود چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباهات دیگران جشم پوشی کرده و راه استی را هموار سازیم، تا ضمن خوش حال کردن آنها خودمان با دور ریختن کینه ها به آرامش درونی دست پیدا کنیم.
هنگام روبرو شدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش نمائیم شادی از دست رفته را دوباره به محمل وجودمان دعوت نمائیم که توصیه های زیر پیشنهاد می شود:
فکرکردن غیراز غصه خوردن است، غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمی کند و فایده ای ندارد. در حالیکه بر اثر فکر کردن راههایی برای رفع نگرانی ها پیدا نمی شود.
هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی ماند. پس برای رفع و فراموشی مشکل پیش قدم شویم.
زمانی که ناراحت هستیم بد نیست محیط را ترک کرده و کمی پیاده روی کنیم.
حرکت و ورزش اثر نشاط آوری دارد اگر زمان ناراحتی چند متر را با سرعت بدویم، خواهیم دید که حالت ناراحتی کاهش می یابد.
به نکات مثبت واقعه( پیشامد ناخوشایند ) نیز فکر کنیم.
غم و افسردگی مسری است وقتی قیافه ی ما اندوهناک است، دیگران هم افسرده و ناراحت می شوند، همین طور وقتی شاد باشیم چهره ی دیگران هم شاد می شود. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک نموده و قدم بزنیم.
گذشته هرکز مساوی آینده نیست، هر چند که با ناملایمات روبرو شده ایم، می توانیم فکر کنیم دوران بدبختی به پایان رسیده و خوش بختی از فردا شروع می شود.
راز شاد زیستن ، انجام دادن آنچه دوست داریم نیست . دوست داشتن آن چیزی است که انجام می دهیم.
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۸-۸-۱۳۸۹ ۰۷:۰۵ عصر |
|
اسماعیل
مدیر کارکرد قدمهای جهانی
 
ارسال ها:1,659
تاریخ عضویت: شهریور ۱۳۸۹
سپاس کرده: 541
4114 بار سپاس شده در 1117 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
روزهای کودکیتان را به خاطر دارید؟ آن روزها هیچ چیز به نظرتان پیجیده نمی رسید. تنها چیزی که به آن فکر می کردیم مدادرنگی و شکلات و عیدی بود. چیزهایی که نمی دانستیم هیچ اهمیتی برایمان نداشتند چون به چیزهایی که احتمال داشت اذیتمان کنند کاملاً بی توجه بودیم.
اما هرچه سنمان بالاتر رفت نسبت به چیزهای اطرافمان حساسیت بیشتری پیدا کردیم—مثلاً زندگی و مرگ، دوست داشتن و جدایی، موفقیت و شکست. متوجه شدیم که تقریباً هر روز مجبوریم که نگران آدم ها و اتفاقات مختلف باشیم.
بااینحال، همیشه این را به یاد داشته باشید: هیچوقت فکر نکنید که این چیزها مسئول احساس شما هستند. اتفاقات و موقعیت ها نیستند که آزارتان می دهند، این نگرش شما به آنهاست که چنین حسی ایجاد می کند.
چیزهای ساده را جدی بگیرید: به قدرت لبخند و خنده، بوسه و آغوش اعتماد کنید. مهربانی، صداقت، رویا و خیال را باور کنید. مثبت زندگی کردن اولین قدم برای خوشبختی است.
خود را رها کنید. به اشتباهاتتان بخندید. احتمالاً وقتی را به خاطر می آورید که میخواستید سخنرانی کنید و یکدفعه احساس کردید که ذهنتان در وسط سخنرانی خالی شد. حسابی ترسیده بودید. اما به احتمال خیلی زیاد شنوندگانتان ظرف یکی دو روز به کلی آن را فراموش کرده اند. همه ما گهگاه خراب می کنیم. اما خوشبختانه مردم این چیزها را خیلی زود فراموش می کنند.
اطرافتان را با چیزهایی پر کنید که دوست دارید. یک حیوان خانگی بخرید. از لحظاتتان فیلمبرداری کنید و آن را بعنوان یادگاری نگه دارید. خودتان را از آدمهایی که ناراحتتان می کنند دور نگه دارید. اگر کارتان باوجود اینکه حقوق بالایی دارد اما برایتان خسته کننده است، قبل از اینکه از آن بیرون بیایید، کاری پیدا کنید که دوست دارید. اگر کسی می خواهد مجبورتان کند که حرفش را قبول کنید بااینکه به هیچ وجه با او موافق نیستید، از آنها دوری کنید. اگر مسافرتی بهتان پیشنهاد شده، حتماً بپذیرید. درستان را ادامه دهید. هیچوقت نمی دانید که چقدر می خواهید زندگی کنید پس از موقعیت های زندگی نهایت استفاده را ببرید.
برای خوشحال و خوشنود کردن دیگران به خودتان سختی ندهید. از عهده تان خارج است، هرچند ارزشش را هم ندارد. اما اگر می خواهید کار خوبی در حق کسی کنید، از عزیزانتان شروع کنید.
تناسب اندامتان را حفظ کنید. همان آدم جذابی باشید که همیشه تصور می کردید. قدردان سلامتیتان باشید.
فرضیات را کنار بگذارید. قبل از اینکه سخنرانیتان را خراب کنید، از فکر خراب کردن آن اعصاب خودتان را خرد نکنید. از اینکه ممکن است مصاحبه کاری را خراب کرده و کاری که می خواهید را از دست بدهید، از قبل نگران نباشید.
طرز تفکرتان را عوض کنید. وقتی کسی مسخره تان می کند، از سابقه خانوادگیتان انتقاد می کند یا برای اشتباهات گذشته محکومتان میکند، گوش هایتان را ببندید. لازم نیست هر چیزی که می شنوید را باور کنید. شما خودتان را بهتر از هر کس دیگری می شناسید. هیچوقت اجازه ندهید که برای خودتان افسوس بخورید.
یادتان باشد: اینکه بقیه آدم ها نسبت به یک موقعیت مشابه چه واکنشی می دهند خود را ناراحت نکنید. وقتی دیدگاهتان منفی شده است--ناراحتید، عصبانی هستید، حسودی می کنید یا امثال آن—بدون اینکه بدانید همه انرژی و اشتیاق خودتان را هم کور می کنید. باید سعی کنید این احساسات منفی را در پایینترین حد نگه دارید چون مغلوب شدن دربرابر این احساسات باعث می شود غیرمنطقی رفتار کنید و تصمیمات نادرستی بگیرید.
همیشه به دنبال خوشبختی باشید. مطمئن باشید که می توانید به آن برسید، فقط باید بدانید که چه باید بکنید
هر کجا هستم باشم , آسمان مال من است , پنجره , فکر , هوا , عشق , زمین مال من است 
..زندگی یک انتخاب است و من شادی و مثبت اندیشی را انتخاب می کنم ..
|
|
| ۷-۱۰-۱۳۸۹ ۰۶:۵۴ عصر |
|
nahid
مدير انجمن ها
  
ارسال ها:1,616
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹
سپاس کرده: 3681
5744 بار سپاس شده در 1687 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
ممنون از مطالب زیباتون من تو این قسمت خیلی ضعف دارم
مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.
|
|
| ۲۵-۱۲-۱۳۸۹ ۰۸:۴۷ عصر |
|
nahid
مدير انجمن ها
  
ارسال ها:1,616
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹
سپاس کرده: 3681
5744 بار سپاس شده در 1687 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
امروز سعی کردم برای خودم دعا کنم خودمو به کاری که دوست ندارم مجبور نکنم این جوری دارم به خودم عشق می دم برام دعا کنید تو این قسمت ضعف دارم باید بیشتر تلاش کنم
مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.
|
|
| ۲۷-۱۲-۱۳۸۹ ۰۶:۳۷ صبح |
|
سپاس شده توسط: | Amh |
|
nahid
مدير انجمن ها
  
ارسال ها:1,616
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹
سپاس کرده: 3681
5744 بار سپاس شده در 1687 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
وقتی به راهنمام زنگ می زنم و با صداقت حرفهامو بهش می زنم و تو خودم غرق نمی شم امروز دارم یاد می گیرم ناهید عزیزم رو باید بیشتر بهش برسم و دوستش داشته باشم
مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.
|
|
| ۱۳-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۳۱ عصر |
|
سپاس شده توسط: | Amh |
|
nahid
مدير انجمن ها
  
ارسال ها:1,616
تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹
سپاس کرده: 3681
5744 بار سپاس شده در 1687 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
امروز دارم به خودم و به وجودم عشق می ورزم و خودموبخاطر نا اگاهیهام مجازات نمی کنم بلکه دست کمکم رو بسوی راهنمام دراز می کنم.
مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۴-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۲۲ عصر، توسط nahid.)
|
|
| ۱۴-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۲۲ عصر |
|
سپاس شده توسط: | Amh |
|
توانا
كاربر جديد

ارسال ها:42
تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰
سپاس کرده: 14
152 بار سپاس شده در 41 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
باور من اینه من تا وقتی خودم را دوست نداشته باشم نمیتونم کسی را دوست داشته باشم.
پس عاشقانه خودم را دوست دارم.
همتون را دوست دارم.
راهی یک سفرم،سفری دور به جایی نزدیک،سفری از خود من،تا به خودم،شاید این بار سفر،چاره ی کارم باشد...
|
|
| ۲۳-۳-۱۳۹۰ ۰۲:۰۰ صبح |
|
سپاس شده توسط: | Amh |
|
ATASH
مدیر:انجمن ادبیات
 
ارسال ها:1,155
تاریخ عضویت: اردیبهشت ۱۳۹۰
سپاس کرده: 179
981 بار سپاس شده در 489 ارسال
|
RE: چگونه خود را دوست داشته باشیم
باید بیشتر از این ها...خودم را دوست داشته باشم...............
زیباترین حادثه...لمس ِ رویای توست........
|
|
| ۸-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۵۹ صبح |
|